به گزارش ایراف، پنج سال از ۲۴ اسد/مرداد ۱۴۰۰(برابر با ۱۵ آگست ۲۰۲۱) روز سقوط نظام جمهوریت و ورود طالبان به کابل میگذرد؛ روزی که در حافظه میلیونها شهروند افغانستان با ترس، بلاتکلیفی، مهاجرت و فروپاشی ناگهانی نظم سیاسی کشور گره خورده است.
همزمان با پنجمین سالروز این رویداد، شماری از فعالان سیاسی، نویسندگان و چهرههای پیشین سیاسی افغانستان با انتشار یادداشتها و پیامهایی، از زوایای مختلف به بررسی علل سقوط جمهوری و پیامدهای پنج سال حاکمیت طالبان پرداختهاند.
«افغانستان را طالبان فتح نکرد، ساختار فروپاشید»
سیدباقر محسنی، فعال سیاسی، با بازخوانی خاطرات خود از روزهای سقوط میگوید نشانههای فروپاشی حکومت پیش از ورود طالبان به کابل آشکار شده بود، اما این نشانهها بیشتر در رأس ساختار سیاسی دیده میشد، نه در میان سربازان و نیروهای امنیتی.
وی با اشاره به وضعیت کابل در روز قبل از سقوط میافزاید که شهر در التهاب، شلوغی و بینظمی به سر میبرد و خیابانها مملو از خودروهایی بود که مشخص نبود سرنشینان آن برای انجام امور روزمره بیرون آمدهاند یا در جستوجوی راه فرار هستند.
محسنی میگوید در همان زمان، تماسهایی از مناطق مختلف کشور دریافت میکرد که در آنها از رها شدن ولسوالیها بدون جنگ و نبود همزمان نیروهای دولتی و طالبان خبر داده میشد.
به گفته او، مشکل اصلی در میان سربازان نبود، بلکه در رأس هرم قدرت قرار داشت. عزمی برای مبارزه و مقاومت وجود نداشت و گویا پروسه واگذاری ولایتها از قبل برنامه ریزی شده بود.
وی میافزاید: ارتش ممکن است تجهیزات، نفرات و توانایی دفاع داشته باشد، اما اگر فرماندهی سیاسی و نظامی اراده جنگیدن نداشته باشد، این امکانات عملاً بیمعنا خواهد بود.
محسنی معتقد است کابل حتی در آخرین ساعات میتوانست برای مدتی حفظ شود، اما اراده، تصمیم و شجاعت لازم برای مقاومت در میان مقامهای سیاسی و نظامی دیده نمیشد.
او با اشاره به ورود طالبان به کابل میگوید این گروه در شرایطی وارد پایتخت شد که بخش بزرگی از ساختار دولتی پیشاپیش از کار افتاده بود و مراکز دولتی و برخی مواضع نظامی یکی پس از دیگری رها میشدند.
محسنی تأکید میکند که طالبان در آن مرحله بیش از آنکه به یک عملیات پیچیده نظامی نیاز داشته باشند، به راهنما، مسیر و هماهنگی برای ورود به مراکز رهاشده نیاز داشتند.
وی در جمعبندی روایت خود از آن روزها میگوید: «طالبها بدون مقاومت سازمانیافته وارد کابل شدند؛ افغانستان را طالبان فتح نکرد، بلکه ساختار فروپاشید.»
تاریخ افغانستان، تاریخ تکرار فروپاشیهاست
علی امیری، نویسنده و پژوهشگر، در یادداشتی با عنوان «تکرار فروپاشی؛ یادی از ۱۵ آگست ۲۰۲۱» سقوط جمهوری را در چارچوب تاریخ سیاسی افغانستان بررسی کرده است.
وی با استناد به دیباچه کتاب «تذکرالانقلاب» میگوید تجربه تاریخی یکصد سال اخیر افغانستان نشان میدهد که «دولت» به معنای واقعی و مبتنی بر قرارداد و رضایت عمومی، در کشور شکل نگرفته و آنچه در دورههای مختلف وجود داشته، بیشتر ساختارهایی شبهدولتی بوده است.
امیری میافزاید که مشکل عدم شکلگیری یک دولت پایدار، نه با خشونت عبدالرحمن خان حل شد، نه با اصلاحات امانالله خان و نه در دو دهه جمهوری با برنامههای دولتسازی و حمایت گسترده جامعه جهانی.
به باور او، فروپاشیهای پیدرپی افغانستان باید در چارچوب همین ضعف تاریخی دولتسازی و فقدان یک ساختار سیاسی مبتنی بر رضایت عمومی تحلیل شود.
«۱۵ آگست برای افغانستان یک روز سیاه است»
از سوی دیگر، عباس فراسو، فعال سیاسی، پنج سال حاکمیت طالبان را دورهای همراه با تشدید محدودیتها، بحران انسانی و انزوای افغانستان توصیف میکند.
وی میگوید زنان افغانستان در این مدت هدف اصلی سیاستهای طالبان بودهاند و حق تحصیل، کار و حضور در عرصه عمومی از آنان گرفته شده است.
فراسو میافزاید که محرومیت حدود دوونیم میلیون دختر از آموزش متوسطه، تنها یک محدودیت آموزشی نیست، بلکه به معنای تخریب سرمایه انسانی و آینده افغانستان است.
وی همچنین از فقر، بحران غذایی، انزوای نظام بانکی، محدود شدن سرمایهگذاری و بازگشت اجباری میلیونها مهاجر بهعنوان عواملی یاد میکند که بحران اقتصادی افغانستان را تشدید کردهاند.
فراسو طالبان را با بحران مشروعیت داخلی و بینالمللی روبهرو میداند و میگوید سرکوب، تبعیض و انحصار سیاسی زمینه فعالیت گروههای مخالف مسلح را نیز فراهم کرده است.
او همچنین از تلاش طالبان برای ساختن روایت «پیروزی» و برگزاری مراسم سالروز بازگشت این گروه به قدرت انتقاد میکند و میگوید در چنین مراسمهایی حتی نیمی از جمعیت کشور، یعنی زنان، عملاً از عرصه عمومی حذف شدهاند.
به گفته فراسو، ۱۵ آگست برای افغانستان و نسلهای آینده «یک روز سیاه» است.
بخشی از مسئولیت سقوط بر دوش جمهوری است
در همین حال، بلال نوروزی، فعال فرهنگی، میگوید ۱۵ آگست تنها روز سقوط جمهوری نیست، بلکه روزی برای بازخوانی مسئولیت کسانی است که در دو دهه گذشته فرصت ساختن یک دولت پاسخگو را در اختیار داشتند.
وی فساد گسترده در حکومت اشرف غنی، معاملهگری سیاسی، بیکفایتی رهبران و سهمخواهی برخی چهرههای قومی را از عوامل زمینهساز سقوط میداند.
نوروزی تأکید میکند که طالبان مسئول سرکوب و جنایتهای پنج سال گذشتهاند، اما بخشی از مسئولیت فراهمشدن زمینه این فاجعه نیز بر دوش کسانی است که فرصت تاریخی افغانستان را با فساد و خودخواهی از بین بردند.
او میگوید پیامد این وضعیت را امروز زنان و دختران افغانستان میپردازند؛ زنانی که از عرصه اجتماعی حذف شدهاند و نسلی که از آموزش محروم مانده است.
۲۴ اسد، روز بلاتکلیفی افغانستان
از سوی دیگر، عبداللطیف فروزش، فعال سیاسی، ۲۴ اسد را برای میلیونها شهروند افغانستان نماد ترس، بلاتکلیفی و فروپاشی ناگهانی زندگی میداند.
وی میگوید در آن روز بسیاری از مردم نمیدانستند فردای آنان چگونه خواهد بود، چه کسی امنیتشان را تأمین میکند و سرنوشت کار، تحصیل و آینده فرزندانشان چه خواهد شد.
فروزش میافزاید که سالروز سقوط جمهوری نباید تنها فرصتی برای یادآوری یک شکست سیاسی باشد، بلکه باید زمینهای برای درس گرفتن از گذشته و جلوگیری از تکرار آن باشد.
به گفته او، افغانستان آینده باید کشوری باشد که در آن «انسان، زندگی، آزادی، آموزش و کرامت شهروندان» قربانی رقابتهای قدرت نشود.
شکردخت جعفری: آموزش نباید گروگان حکومت باشد
شکردخت جعفری، فعال حوزه آموزش، نیز با اشاره به پنجمین سال محرومیت دختران افغانستان از آموزش میگوید میلیونها دختر در این مدت از یکی از بنیادیترین حقوق انسانی خود محروم شدهاند.
وی میافزاید که جامعه جهانی طی این سالها بارها خواستار بازگشایی مکاتب و دانشگاهها شده، اما این فشارها هنوز نتوانسته است حق آموزش دختران را به آنان بازگرداند.
جعفری معتقد است باید راهکاری ایجاد شود که حق آموزش را به دانشآموز پیوند دهد، نه به حکومت.
او پیشنهاد میکند دانشگاهها، نهادهای آموزشی و مؤسسات اعتباردهی بینالمللی برای دختران محروم از آموزش، امکان دسترسی به محتوای آموزشی، ارزیابی مستقل، سوابق تحصیلی قابل راستیآزمایی و مدارک معتبر برای ادامه تحصیل در دانشگاههای جهان را فراهم کنند.
وی میگوید حتی اگر دروازه مکتب بسته شود، نباید راه آموزش نیز بسته شود.
طالبان برخلاف پیشبینیها پنج سال ماندند
در همین حال، محمد حیدری، کاربر فیسبوک، با یادآوری پیشبینیهای روزهای نخست سقوط کابل میگوید بسیاری تصور میکردند حکومت طالبان تنها چند ماه دوام خواهد آورد.
وی میافزاید که خودش در همان زمان نوشته بود اگر طالبان قلمرو حکومت خود را از افغانستان فراتر نبرند و برای کشورهای دیگر تهدید جدی ایجاد نکنند، احتمال دارد سالها در قدرت باقی بمانند.
حیدری با اشاره به درگیریها و تنشهای اخیر افغانستان و پاکستان، از مردم داخل افغانستان میخواهد به قیامهای پراکنده و کوتاهمدت دل نبندند.
به گفته او، خیزشهای احساسی و بدون پشتوانه سازمانیافته نمیتواند بهتنهایی موجب سقوط طالبان شود و ممکن است پیامدهای آن متوجه مردم داخل کشور شود.
زمان یک طرح ملی برای نجات افغانستان است
مهدی راسخ، نماینده پیشین پارلمان افغانستان، پنجمین سالروز سقوط جمهوری را یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر کشور میداند.
وی میگوید مردم افغانستان طی پنج سال گذشته با انزوای بینالمللی، فقر، بیکاری و محدودیتهای گسترده اجتماعی و فرهنگی روبهرو بودهاند.
راسخ میافزاید که منع آموزش دختران و محدودیت علوم معاصر، جامعه افغانستان را بیشتر به سمت بستهشدن فضای علمی و اجتماعی سوق داده است.
به باور او، اکنون مسئولیت نخبگان، جریانهای سیاسی، شخصیتهای ملی و جامعه مدنی سنگینتر از گذشته است.
وی تأکید میکند که افغانستان به شعارهای پراکنده و تلاشهای فردی نیاز ندارد، بلکه به یک طرح جامع، واقعبینانه و عملی نیازمند است که نیروهای ملی و دلسوز کشور را حول یک هدف مشترک گردهم آورد.








