از دیرباز، افغانستان برای دسترسی به آبهای آزاد و بازارهای جهانی به دو کریدور اصلی وابسته بوده است:
۱. مسیر جنوبی (پاکستان): از طریق بزرگراههای پیشاور – کابل و چمن – قندهار به بندر کراچی.
۲. مسیر غربی (ایران): از طریق جاده هرات – دوغارون، بندر چابهار و بندرعباس.
این وابستگی در طول دهههای گذشته، همواره بهعنوان یک اهرم فشار سیاسی توسط پاکستان مورد استفاده قرار گرفته است. تنشهای سیاسی مکرر میان کابل و اسلامآباد، بسته شدن مرزها (از جمله مرز تورخم)، و اعمال محدودیتهای ترانزیتی، خسارتهای هنگفتی بر اقتصاد وابسته به واردات و صادرات افغانستان تحمیل کرده است. بر اساس دادههای اتاق بازرگانی افغانستان، تنها در سال ۲۰۲۵، کاهش ۵۳ درصدی تجارت این کشور با پاکستان، بخش قابل توجهی از اقتصاد را تحت تأثیر قرار داده و ضرورت دستیابی به مسیرهای جایگزین را بیش از پیش آشکار ساخته است.
مهمترین هزینههای پنهان محصوریت در خشکی برای افغانستان، علاوه بر هزینههای آشکار ترانزیتی، عبارتاند از وابستگی به زیرساختهای همسایگان و آسیبپذیری در بحرانهای منطقهای؛ بهگونهای که هرگونه ناآرامی، تعطیلی مرزی یا تغییر سیاستهای تجاری در کشورهای همسایه، به طور مستقیم زنجیره تأمین افغانستان را مختل میکند
کریدور واخان، راهی برای گریز از یک بنبست ژئوپلیتیک و تاریخی
یکی از راهها برای گریز از این بنبست ژئوپلیتیک و تاریخی، کریدور واخان است؛ درهای کوهستانی که سه جهان (آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و آسیای شرقی) را به هم متصل میکند. کریدور واخان در فاصلهای حدود ۶۰۰ کیلومتری شرق شهر مزار شریف، در ولایت بدخشان واقع شده است. این نوار باریک زمینی به درازای ۳۵۰ کیلومتر، در محل تلاقی سه رشتهکوه بزرگ جهان یعنی هندوکش، قراقروم و پامیر قرار دارد و از نظر موقعیت مرزی، با سه کشور پاکستان، چین و تاجیکستان همسایه است. منطقه واخان سرزمینی است با چشماندازهای بکر و کوهستانی، که سکونتگاههایی کوچک و پراکنده را در خود جای داده است. ساکنان این منطقه که بیش از ۲۵۰۰ سال است در این پهنه زیستهاند، پیرو مذهب تشیع اسماعیلی هستند.
کریدور واخان برای قرنها، یکی از گذرگاههای حیاتی برای بازرگانان جاده ابریشم به شمار میرفت. این مسیر تاریخی که از سدههای نخستین پیش از میلاد پا به عرصه وجود نهاد، شهر شیآن در چین را به کرانههای دریای مدیترانه پیوند میزد. کاروانهای بزرگ تجاری در طول این بزرگراه، کالاهایی ارزشمند همچون ابریشم چینی، نقره ایرانی، طلای رومی و لاجوردی را که از معادن بدخشان استخراج میشد، دادوستد میکردند.
چین که مشتاق ادغام افغانستان در طرح کمربند و جاده (BRI) خود است، کریدور واخان را بهعنوان وسیلهای برای افزایش قدرت اقتصادی خود در منطقه و فراتر از آن میبیند. کریدور واخان میتواند مسیرهای تجاری مستقیم را با دور زدن مسیرهای پرهزینهتر از طریق پاکستان یا ازبکستان تسهیل کند و از این طریق جای پای اقتصادی چین را در افغانستان تثبیت کند. بر خلاف مسیرهای سنتی که همگی از یک یا دو کشور همسایه عبور میکنند، کریدور واخان افغانستان را به طور مستقیم و بدون واسطه به چین، دومین اقتصاد بزرگ جهان، متصل میسازد. مهمترین مزیت راهبردی این کریدور برای اقتصاد افغانستان عبارتاند از:
۱. ایجاد یک مسیر تجاری مستقل که از هرگونه فشار سیاسی یا تعطیلی مرزهای جنوبی مصون است.
۲. دسترسی مستقیم به بازار چین برای صادرات.
۳. کاهش هزینههای ترانزیتی و افزایش رقابتپذیری کالاهای افغانستان در بازارهای جهانی.
۴. تبدیل افغانستان به چهارراه اتصال آسیای مرکزی به چین، که میتواند جایگاه این کشور را در معماری اقتصادی منطقه ارتقا بخشد.
در کنار این، یکی از جذابیتهای اضافی که از چنین تعهدی حاصل میشود، بهبود ارتباط بین چین و خاورمیانه با زمان کمتر مورد نیاز برای حملونقل کالا بین دو نقطه پایانی است. از جمله ایران، که خود دارای امکانات بندری با خطوط دریایی مستقیم به اقیانوس هند است، در آن سوی افغانستان از چین قرار دارد. از طرف دیگر، پکن از زمان خروج ایالات متحده از در اوت ۲۰۲۱، جایگاه خود را بهعنوان شریک اصلی تجاری و سرمایهگذاری افغانستان تثبیت کرده است و تجارت در سال ۲۰۲۴ به حدود ۲ میلیارد دلار رسیده است. علاوه بر این، شرکتهای چینی قراردادهایی را برای توسعه ذخایر نفت، مس، لیتیوم و طلای افغانستان امضا کردهاند.
از طرف دیگر، گزارشهای رسمی حکومت طالبان از تکمیل ۷۰ درصدی زیرساختهای کریدور واخان که ۱۲۰ کیلومتر طول دارد، و بهرهبرداری از آن تا اواخر ۲۰۲۶ خبر میدهند. هرچند، مهمترین نگرانی امنیتی چین در اجرای این طرح اقتصادی، یعنی رادیکالیزه شدن مسلمانان اویغور در منطقه غربی این کشور مرتبط با کریدور واخان، همچنان پابرجاست. این مسئله باعث میشود که چین تمایلی به باز کردن مرز خود با افغانستان، حتی برای تجارت و ترانزیت، تا زمان ثبات کامل افغانستان نداشته باشد. بر این اساس، خطرات امنیتی تاکنون مانع ادغام افغانستان در ابتکار جهانی چین «یک کمربند، یک جاده» شده است. با این حال، واخان یادآور این است که افغانستان از موقعیت جغرافیایی استثنایی برخوردار است و اهمیت استراتژیک زیادی برای قدرتهای جهانی و منطقهای دارد.
علاوه بر این، تنش لاینحل با همسایه جنوبی، حکومت طالبان را به طور فزایندهای تشویق میکند تا در چشمانداز بلندمدت، استفاده از ترانزیت پاکستان برای صادرات و واردات را به حداقل برساند و مسیرهای جایگزین را برای شرکای تجاری خارجی، از جمله چین و سایر کشورهای آسیای مرکزی، ترویج دهد. در نتیجه، حکومت طالبان ممکن است تلاشهای خود را برای ایجاد پروژه کریدور واخان تشدید کند و آن را بهعنوان یک راهحل مناسب برای مسائل ناشی از سیاست محدودکننده ترانزیت پاکستان ارائه دهد.
قابل یادآوری است که پس از درگیری مرزی در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵، اکنون بیش از ۱۰ ماه از بسته شدن تمام مسیرهای مهم تجاری میان افغانستان و پاکستان (تورخم و سپینبولدک) میگذرد.
در مجموع، کریدور واخان میتواند نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی افغانستان باشد، مشروط بر اینکه امنیت، سرمایهگذاری و همکاری منطقهای به طور همزمان محقق شوند. در غیر این صورت، این جاده که در بام دنیا در حال احداث است، ممکن است به «بزرگراهی به هیچکجا» تبدیل شود؛ رویایی در ارتفاع ۴۹۰۰ متری که هرگز به زمین نمیرسد.




