دکتر جعفر حقپناه، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفتوگو با ایراف، با اشاره به گذشت پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت و ادامه بلاتکلیفی کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد، معتقد است این وضعیت تنها ناشی از یک مانع حقوقی نیست، بلکه نتیجه ترکیبی از بحران مشروعیت داخلی طالبان، مخالفت برخی قدرتهای بزرگ، نگرانیهای حقوق بشری و کاهش اولویت افغانستان در سیاست خارجی کشورهای مهم جهان است.
حاکمیت به معنای مشروعیت نیست
حقپناه با اشاره به تفاوت میان حاکمیت عملی و مشروعیت بینالمللی گفت: اینکه یک حکومت بتواند بر یک سرزمین و جمعیت مشخص اعمال قدرت کند، الزاماً به این معنا نیست که از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته شود.
وی افزود: در تاریخ روابط بینالملل نمونههای متعددی وجود داشته که حکومتهایی توانستهاند کنترل یک کشور را در اختیار بگیرند، اما برای مدت طولانی با مشکل شناسایی مواجه بودهاند.
این استاد دانشگاه توضیح داد: این مسئله درباره کشورهایی که دچار تجزیه شدهاند، حکومتهایی که با حمایت خارجی روی کار آمدهاند یا دولتهایی که از مسیرهای غیرمتعارف و همراه با خشونت به قدرت رسیدهاند، بارها مشاهده شده است.
وی گفت: «این موضوع یک بخش حقوقی دارد که در ظاهر خود را در قالب نداشتن کرسی نمایندگی در سازمان ملل نشان میدهد، اما بخش مهمتر آن سیاسی است؛ یعنی اینکه یک حکومت تا چه اندازه توانسته مشروعیت لازم را در داخل و خارج به دست آورد.»
به گفته حقپناه، طالبان در شرایط فعلی با ترکیبی از این مشکلات مواجه است؛ از یک سو کنترل سرزمینی دارد و از سوی دیگر به دلیل نوع حکومتداری، محدودیتهای اجتماعی و مخالفتهای داخلی و خارجی نتوانسته مشروعیت گسترده کسب کند.
کرسی افغانستان؛ مسئلهای فراتر از یک تصمیم حقوقی
دکتر جعفر حقپناه تأکید کرد که موضوع واگذاری کرسی افغانستان در سازمان ملل، صرفاً یک فرآیند حقوقی نیست، بلکه تصمیمی سیاسی است که تحت تأثیر موازنه قدرت در نظام بینالملل قرار دارد.
وی اظهار کرد: روابط بینالملل در بسیاری از موارد، بازتاب مناسبات میان قدرتهای بزرگ است و دیدگاه این کشورها میتواند بر تصمیمات نهادهای بینالمللی تأثیر جدی بگذارد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به مواضع اعضای شورای امنیت گفت: در مورد طالبان نیز چنین شرایطی وجود دارد.
به گفته وی، روسیه به عنوان یکی از اعضای دارای حق وتوی شورای امنیت، در سالهای اخیر نسبت به تعامل با طالبان پیشرفت بیشتری داشته و چین نیز روابط نزدیکی با حکومت سرپرست افغانستان برقرار کرده است.
اما در مقابل، سه عضو دیگر شورای امنیت همچنان دیدگاه مخالفی نسبت به شناسایی رسمی طالبان دارند و همین اختلاف میان قدرتهای بزرگ، یکی از عوامل اصلی ادامه وضعیت فعلی است.
حقپناه افزود: علاوه بر موضع قدرتهای بزرگ، اکثریت قریب به اتفاق اعضای سازمان ملل نیز هنوز نگاه مثبتی به واگذاری کرسی افغانستان به طالبان ندارند.
وی گفت: تنها تعداد محدودی از کشورها روابط خود را با حکومت طالبان در افغانستان به سطحی از روابط رسمی یا نیمهرسمی رساندهاند و رویکرد بخش بزرگی از جامعه جهانی همچنان نسبت به این موضوع محتاط و منفی است.
چرا طالبان هنوز نتوانسته نمایندگی افغانستان را به دست آورد؟
دکتر جعفر حقپناه معتقد است یکی از دلایل اصلی این مسئله، عملکرد داخلی طالبان و نگرانیهای گسترده درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان است.
وی گفت مخالفان طالبان بر این باورند که این حکومت به دلیل کنار گذاشتن بخش بزرگی از جامعه افغانستان، بهویژه زنان، از عرصههای آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، مشروعیت لازم برای نمایندگی از کل افغانستان را ندارد.
این استاد علوم سیاسی افزود: «یکی از استدلالهای اصلی مخالفان طالبان این است که این حکومت عملاً نیمی از جامعه افغانستان را از بسیاری از عرصههای زندگی حذف کرده است.»
وی تأکید کرد که محدودیتهای مربوط به آموزش دختران، اشتغال زنان، آزادیهای اجتماعی و مشارکت سیاسی از جمله موضوعاتی است که همچنان مانع تغییر نگاه جامعه جهانی نسبت به طالبان شده است.
طالبان و استدلال درباره حقوق معوقه افغانستان
حقپناه در ادامه با اشاره به استدلالهای طالبان برای دریافت کرسی افغانستان در سازمان ملل گفت: حکومت سرپرست افغانستان تلاش میکند از موضوع بلاتکلیفی نمایندگی این کشور به عنوان یکی از دلایل ضرورت شناسایی خود استفاده کند.
وی توضیح داد: طالبان معتقد است اکنون نزدیک به پنج سال است که کنترل کشور را در اختیار دارد و با وجود اینکه دولت پیشین افغانستان دیگر وجود ندارد، همچنان نمایندگی افغانستان در اختیار آن حکومت باقی مانده است.
این استاد دانشگاه افزود: طالبان همچنین استدلال میکند که ادامه این وضعیت باعث شده برخی حقوق افغانستان در عرصه بینالمللی پیگیری نشود؛ از موضوع داراییهای مسدودشده افغانستان گرفته تا دریافت کمکهای بشردوستانه، مسائل توسعهای و پیگیری مطالبات اقتصادی کشور.
به گفته این استاد علوم سیاسی، این موضوع یکی از محورهایی است که طالبان برای مشروعیتسازی خود مطرح میکند و تلاش دارد نشان دهد ادامه وضعیت فعلی به زیان منافع افغانستان تمام میشود.
وی گفت: با این حال مخالفان طالبان معتقدند مسئله اصلی، صرفاً داشتن کنترل سرزمینی نیست، بلکه نوع حکومتداری و میزان برخورداری از مشروعیت داخلی و بینالمللی است.
کرسی افغانستان در سازمان ملل؛ تشریفاتی و محدود
دکتر جعفر حقپناه درباره وضعیت نمایندگی فعلی افغانستان در سازمان ملل اظهار کرد: اگرچه کرسی افغانستان همچنان به طالبان واگذار نشده و نماینده معرفیشده از سوی دولت پیشین در این جایگاه باقی مانده است، اما این نمایندگی در عمل فعالیت و اثرگذاری سابق را ندارد.
وی توضیح داد: یک نمایندگی فعال در سازمان ملل تنها به داشتن یک کرسی محدود نمیشود، بلکه نیازمند بودجه، حضور مستمر دیپلماتها، ارتباط گسترده با کشورهای مختلف، مشارکت در نشستها، صدور بیانیههای رسمی و ارائه تحلیلهای کارشناسی درباره تحولات بینالمللی است.
این استاد علوم سیاسی ادامه داد: «نماینده یک کشور باید بر اساس مطالعه دقیق شرایط بینالمللی و منافع ملی آن کشور موضعگیری کند، دیدارهای مختلف داشته باشد و مواضع رسمی کشور را ثبت کند؛ زیرا این مواضع بعدها پیامدهای حقوقی و سیاسی دارند.»
وی افزود: در شرایط کنونی، چنین فعالیت گستردهای از سوی نمایندگی افغانستان مشاهده نمیشود و حضور نماینده دولت پیشین بیشتر جنبه نمادین پیدا کرده است.
حقپناه همچنین اشاره کرد که حتی پرداخت حق عضویت افغانستان به سازمان ملل نیز با مشکلاتی مواجه شده و ساختار نمایندگی این کشور در وضعیت بلاتکلیف قرار دارد.
مردم افغانستان؛ قربانی اصلی تداوم بحران
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در پاسخ به این پرسش که ادامه بلاتکلیفی افغانستان در سازمان ملل چه پیامدی برای مردم این کشور دارد، گفت: هرچند تعریف مفهوم «منافع ملی» در افغانستان به دلیل اختلافات قومی، سیاسی و تاریخی پیچیده است، اما یک نکته روشن وجود دارد و آن اینکه مردم افغانستان قربانی اصلی وضعیت کنونی هستند.
وی افزود: نبود یک وضعیت مشخص در عرصه بینالمللی، مشکلات اقتصادی، کاهش کمکهای خارجی و محدود شدن تعاملات جهانی، فشار بیشتری بر جامعه افغانستان وارد کرده است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: با این حال، باید توجه داشت که مسئله افغانستان تنها به موضوع کرسی سازمان ملل محدود نمیشود، بلکه ریشههای عمیقتری در بحران مشروعیت سیاسی، ساختار حکمرانی و رابطه حکومت با جامعه دارد.
کاهش حضور بینالمللی در افغانستان
دکتر حقپناه با اشاره به کاهش توجه جهانی به افغانستان گفت: در شرایط کنونی، افغانستان دیگر مانند سالهای گذشته در اولویت اصلی سیاست خارجی بسیاری از قدرتهای جهانی قرار ندارد.
وی افزود: وقوع بحرانها و جنگهای جدید در جهان باعث شده تمرکز بسیاری از کشورها از افغانستان کاهش پیدا کند و همین مسئله باعث شده روندهای مربوط به تعامل و مذاکره با طالبان نیز کند شود.
به گفته وی، یکی از نشانههای این کاهش توجه، افت فعالیتهای سازمان ملل در افغانستان است.
حقپناه اظهار کرد: بودجه سازمان ملل برای موضوع افغانستان کاهش یافته، کمکهای بشردوستانه محدودتر شده و حتی فعالیتهای یوناما، هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان، با کاهش قابل توجه مواجه شده است.
وی افزود: تعداد کارکنان یوناما نیز کاهش یافته و این موضوع نشان میدهد که حضور فنی و اجرایی جامعه جهانی در افغانستان نسبت به گذشته محدودتر شده است.
توقف روند دوحه و انسداد مسیر گفتوگو با طالبان
این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران همچنین به توقف روندهای دیپلماتیک مرتبط با افغانستان اشاره کرد و گفت: روند موسوم به دوحه که قرار بود چارچوبی برای گفتوگو میان طالبان، سازمان ملل، کشورهای منطقه و قدرتهای بینالمللی باشد، حدود سه سال است که عملاً متوقف شده است.
وی توضیح داد: در این روند قرار بود نشستهای مختلفی با حضور کشورهای مرتبط با افغانستان برگزار شود، اما این مسیر اکنون عملاً مسکوت مانده است.
حقپناه افزود: حتی در موضوعاتی که پیشتر زمینه همکاری با طالبان وجود داشت، مانند مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمانیافته، پیشرفت قابل توجهی حاصل نشده و بسیاری از این پروندهها نیز در وضعیت توقف قرار گرفتهاند.
آینده کرسی افغانستان؛ تداوم وضعیت فعلی محتملتر است
حقپناه در جمعبندی ارزیابی خود گفت: با توجه به شرایط کنونی، بعید است در کوتاهمدت تغییر مهمی در وضعیت شناسایی طالبان یا واگذاری کرسی افغانستان در سازمان ملل رخ دهد.
وی تأکید کرد: تا زمانی که تغییر قابل توجهی در نگاه قدرتهای بزرگ، وضعیت داخلی افغانستان و رویکرد طالبان نسبت به مسائل مورد نگرانی جامعه جهانی ایجاد نشود، همین وضعیت بلاتکلیف ادامه خواهد داشت.
این استاد دانشگاه افزود: اکنون افغانستان در شرایطی قرار دارد که نه حکومت سرپرست طالبان توانسته مشروعیت کامل بینالمللی به دست آورد و نه ساختار پیشین افغانستان توانایی اثرگذاری سابق را دارد؛ بنابراین کرسی افغانستان در سازمان ملل همچنان در وضعیتی میانابینی باقی مانده است.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در مرداد ۱۴۰۰ و سقوط دولت جمهوری افغانستان، مسئله نمایندگی این کشور در سازمان ملل به یکی از چالشهای مهم دیپلماتیک تبدیل شد.
کمیته اعتبارنامههای مجمع عمومی سازمان ملل تاکنون تصمیم نهایی برای واگذاری کرسی افغانستان به طالبان اتخاذ نکرده و این جایگاه همچنان در اختیار نماینده معرفیشده از سوی حکومت پیشین باقی مانده است.
طالبان در سالهای گذشته تلاش کرده با توسعه روابط با برخی کشورهای منطقه و جهان، زمینه پذیرش بینالمللی خود را فراهم کند؛ اما محدودیتهای گسترده اجتماعی، بهویژه علیه زنان، نبود دولت فراگیر، نگرانیهای امنیتی و اختلاف نظر قدرتهای بزرگ، همچنان از موانع اصلی در مسیر شناسایی رسمی این گروه محسوب میشود.
در مقابل، ادامه وضعیت فعلی نیز پیامدهایی برای افغانستان داشته است؛ از کاهش تعاملات دیپلماتیک و محدود شدن کمکهای بینالمللی گرفته تا تضعیف جایگاه رسمی این کشور در نهادهای جهانی.




