به گزارش ایراف، مارات خوسنولین، معاون نخستوزیر روسیه، در گفتوگو با خبرگزاری تاس اعلام کرده است که مسکو باید مسیرهای زمینی برای اتصال به اقیانوس هند را جدی بررسی کند؛ زیرا تنگههای بسفر و هرمز به دلیل بحرانهای امنیتی، دیگر مسیرهای قابل اتکا برای تجارت و انتقال انرژی نیستند.
او تأکید کرده که هر مسیری که روسیه را به هند برساند، مناسب است؛ از جمله مسیر عبوری از ترکمنستان، ایران، افغانستان و پاکستان.
این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا، تنگه هرمز را تا حد زیادی فلج کرده و عبور نفتکشها به پایینترین سطح تاریخی رسیده است.
دادههای تحلیلی نشان میدهد که در هفتههای اخیر تنها چند نفتکش از این آبراه عبور کردهاند، در حالی که پیش از جنگ روزانه بیش از ۱۲۰ تا ۱۴۰ کشتی در این مسیر تردد داشتند.
اهمیت تنگه هرمز؛ از شریان انرژی تا ابزار قدرت
تنگه هرمز همواره یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان بوده و حدود یکچهارم نفت و گاز جهان از آن عبور میکرد.
اما اکنون این آبراه بهدلیل جنگ ایران و آمریکا، به ابزار قدرت و فشار سیاسی تبدیل شده است و همین مسئله کشورهایی مانند روسیه را به فکر مسیرهای جایگزین انداخته است.
در حالی که آمریکا تلاش میکند مسیرهای دریایی را باز نگه دارد، ایران با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک خود، کنترل این گذرگاه را بهعنوان اهرم فشار راهبردی حفظ کرده است.
این وضعیت، ریسک تجارت جهانی را افزایش داده و کشورها را به سمت مسیرهای زمینی سوق داده است.
افغانستان؛ حلقه راهبردی اما بیثبات
جنگ ایران توجهها را دوباره به موقعیت ژئوپلیتیک افغانستان جلب کرده است؛ کشوری که میتواند حلقه اتصال آسیای مرکزی، ایران و جنوب آسیا باشد.
اما کارشناسان معتقدند بیثباتی سیاسی، نبود اعتماد به حکومت طالبان و ضعف زیرساختها مانع اصلی سرمایهگذاریهای بزرگ در این کشور است.
با وجود این چالشها، افغانستان همچنان در طرحهای منطقهای جایگاه مهمی دارد و کشورها بهدنبال استفاده از موقعیت این کشور برای اتصال به آبهای جنوبی هستند.
پیامدهای ژئوپلیتیکی مسیر پیشنهادی روسیه
اگر مسیر ریلی پیشنهادی روسیه از ترکمنستان، ایران، افغانستان و پاکستان عملی شود، چند پیامد مهم خواهد داشت؛ از جمله کاهش وابستگی روسیه به مسیرهای دریایی پرتنش، تقویت نقش ایران بهعنوان محور اتصال اوراسیا به جنوب آسیا، افزایش اهمیت افغانستان در معادلات منطقهای و ایجاد مسیر جایگزین برای تجارت انرژی و کالا میان روسیه و هند.
این مسیر میتواند بخشی از کریدور شمال–جنوب را تکمیل کرده و وابستگی روسیه به تنگههای بسفر و هرمز را کاهش دهد.
چالشهای امنیتی و سیاسی
با وجود جذابیت این مسیر، چالشهای امنیتی افغانستان، روابط پرتنش پاکستان و افغانستان، و نبود شبکه ریلی یکپارچه از موانع جدی اجرای این طرح هستند.
تجربه پروژههای مشابه مانند تاپی نشان داده که مسیرهای عبوری از افغانستان بدون ثبات سیاسی، با ریسکهای بزرگ مواجهاند.
در یک جمعبندی نهایی میتوان گفت روسیه در شرایطی که فشارهای ژئوپلیتیکی افزایش یافته و مسیرهای دریایی با بحران روبهرو هستند، بهدنبال راههای زمینی مطمئن برای اتصال به اقیانوس هند است.
مسیر عبوری از ایران و افغانستان، اگرچه از نظر جغرافیایی کوتاه و منطقی است، اما بهشدت وابسته به ثبات سیاسی و امنیتی افغانستان و همکاریهای منطقهای است.
مسیر پیشنهادی روسیه یک ایده بلندپروازانه است که در صورت تحقق، میتواند نقشه تجارت منطقه را تغییر دهد؛ اما تا رسیدن به مرحله اجرا، نیازمند ثبات، سرمایهگذاری کلان و هماهنگی سیاسی میان چهار کشور است.




