به گزارش ایراف، پیمان موسوم به «توافق دفاعی مکه» روز ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ با حضور محمد بن سلمان ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان رئیسجمهوری ترکیه و شهباز شریف نخستوزیر پاکستان امضا شد.
وزارت خارجه پاکستان اعلام کرده هدف این توافق، تقویت بازدارندگی جمعی و ایجاد سازوکار دفاعی مشترک میان سه کشور است و هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از اعضا، حمله علیه همه تلقی خواهد شد.
با این حال، رسانههای بینالمللی از جمله رویترز تأکید کردهاند که بیانیه رسمی فاقد جزئیات کلیدی درباره نوع تعهدات، دامنه پاسخ نظامی و سازوکار تصمیمگیری مشترک است؛ موضوعی که نخستین علامت سؤال جدی درباره آینده این پیمان محسوب میشود.
ابهام در بند «حمله به یکی، حمله به همه»
رسانههای هند، از جمله هندوستان تایمز و تایمز آو ایندیا، این بند را مهمترین نقطه مبهم پیمان دانستهاند.
هند که بخش مهمی از محاسبات امنیتی خود را بر رابطه با پاکستان بنا کرده، با حساسیت بالا تحولات را دنبال میکند.
تحلیلگران هندی میگویند ظرفیتهای دفاعی ترکیه و پاکستان میتواند با سرمایهگذاری عربستان ترکیب شود، اما بازدارندگی هستهای پاکستان قابل انتقال به شرکا نیست و همچنان بر معادلات جنوب آسیا و رقابت با هند متمرکز است.
از این منظر، «همبستگی دفاعی» در سطح سیاسی لزوماً به معنای تعهد عملی در زمان بحران نیست و این بند هنوز فاقد سازوکار اجرایی روشن است.
سه کشور، سه محیط امنیتی متفاوت
یکی از چالشهای اصلی پیمان، تفاوت بنیادین در اولویتهای امنیتی اعضاست.
عربستان بر امنیت سرزمینی، زیرساختهای حیاتی و مسیرهای انرژی در محیط پرتنش خلیج فارس تمرکز دارد.
ترکیه در عین عضویت در ناتو، با مجموعهای از تهدیدهای منطقهای در قفقاز، مدیترانه و سوریه مواجه است.
پاکستان نیز بخش عمده محاسبات امنیتی خود را بر جنوب آسیا و رابطه با هند بنا کرده است.
این تفاوتها باعث شده پرسش مهمی مطرح شود که آیا سه کشور در یک بحران واقعی، تهدید را به یک شکل تعریف خواهند کرد یا خیر.

پیمان مکه زیر ذرهبین رسانههای آسیا؛ فاصله میان بازدارندگی اعلامی و تعهد عملی
چتمهاوس در ارزیابی پیشین خود، پیوستن ترکیه به پیمان را بخشی از راهبرد «موازنهسازی» آنکارا دانسته بود؛ راهبردی که لزوماً به معنای افزایش امنیت مستقیم ترکیه نیست و بیشتر جنبه ژئوپلیتیکی دارد.
شورای آتلانتیک نیز هشدار داده است که این پیمان را نباید با ناتو مقایسه کرد؛ زیرا عربستان پیشتر نیز سازوکارهای امنیتی مشابه داشته اما هیچکدام به یک ساختار دفاع جمعی الزامآور تبدیل نشدهاند.
چالش نهادینهسازی؛ از توافق سیاسی تا ساختار امنیتی پایدار
رویترز گزارش داده است که پیمان پس از یک سال مذاکره امضا شده، اما هنوز مشخص نیست دامنه تعهدات اعضا چیست و سازوکار تصمیمگیری مشترک چگونه خواهد بود.
بدون ایجاد ساختارهای عملیاتی، مرکز فرماندهی مشترک یا سازوکار هماهنگی سیاسی، پیمان بیشتر یک چارچوب سیاسی است تا یک معماری امنیتی پایدار.
هند؛ مهمترین ناظر آسیایی پیمان
هند به دلیل حضور پاکستان در پیمان، یکی از حساسترین ناظران این تحول است.
موضع رسمی دهلینو «پیگیری دقیق تحولات» بوده و رسانههای هندی تأکید کردهاند که هند در مرحله نخست در حال ارزیابی دامنه واقعی تعهدات سه کشور است.
تحلیلگران یادآور شدهاند که عربستان به دلیل روابط گسترده با هند، احتمالاً تلاش خواهد کرد پیمان را علیه دهلینو تعریف نکند.
در صورت بحران میان هند و پاکستان، نحوه رفتار عربستان و ترکیه آزمون واقعی پیمان خواهد بود.

معمای نقش آمریکا؛ مکمل یا جایگزین؟
یکی از پرسشهای مهم این است که آیا عربستان در حال فاصله گرفتن از چتر امنیتی آمریکا است یا خیر.
هندوستان تایمز میگوید ریاض در سالهای اخیر به دنبال تنوعبخشی به شرکای دفاعی بوده است.
اما شورای آتلانتیک تأکید دارد که پیمان مکه جایگزین امنیت آمریکا نیست و بیشتر یک لایه مکمل برای کاهش وابستگی به یک شریک واحد است.
این نکته تعیینکننده است؛ زیرا اگر پیمان قرار باشد جایگزین چتر امنیتی آمریکا تلقی شود، انتظارات از آن بسیار بیشتر خواهد بود.
ترکیه؛ عضو ناتو و شریک پیمان جدید
ترکیه با عضویت در ناتو، در موقعیتی پیچیده قرار دارد.
مقامهای ترکیه پس از امضای توافق اعلام کردهاند که پیمان علیه کشور خاصی نیست و جایگزین ترتیبات امنیتی موجود نخواهد شد.
این وضعیت نشان میدهد که پیمان مکه بیشتر یک ابزار موازنهسازی سیاسی برای آنکارا است تا یک تغییر بنیادین در جهتگیری امنیتی آن.
پاکستان؛ ظرفیت راهبردی و محدودیتهای تعهد
پاکستان به دلیل توان نظامی گسترده و بازدارندگی هستهای، نقش کلیدی در پیمان دارد.
اما سابقه همکاریهای دفاعی اسلامآباد با ریاض نشان میدهد که پاکستان در بحرانهای گذشته لزوماً وارد پاسخ نظامی مستقیم نشده و بازدارندگی هستهای نیز قابل انتقال به شرکا نیست.
این سابقه پرسش مهمی ایجاد میکند که آیا پیمان جدید در شرایط بحران، پاکستان را به اقداماتی فراتر از حمایت سیاسی و همکاریهای متعارف متعهد خواهد کرد یا خیر.
آیا پیمان مکه یک بلوک جدید است؟
مقامهای سه کشور تأکید کردهاند که توافق علیه کشور خاصی نیست و ماهیت دفاعی دارد.
شورای آتلانتیک نیز هشدار داده است که نباید آن را یک بلوک مشابه ناتو دانست.
با این حال، افزایش همکاری امنیتی سه کشور میتواند محاسبات سایر بازیگران منطقه را تغییر دهد و به تدریج معماری امنیتی غرب آسیا را بازتعریف کند.

آزمون بزرگ مثلث ریاض–آنکارا–اسلامآباد
پیمان دفاعی مکه را میتوان یکی از مهمترین تلاشها برای ایجاد ترتیبات امنیتی جدید در غرب آسیا دانست؛ اما پرسشهای کلیدی همچنان پابرجاست:
تعهد نظامی اعضا در عمل تا چه اندازه الزامآور است؟
آیا سه کشور در تعریف تهدیدهای امنیتی به برداشت مشترک خواهند رسید؟
این پیمان چگونه با روابط امنیتی موجود اعضا، از جمله ناتو و آمریکا، همزیستی خواهد کرد؟
در نهایت، در یک بحران واقعی، آیا اقدام مشترک شکل خواهد گرفت یا پیمان صرفاً کارکرد سیاسی خواهد داشت؟
چالش اصلی پیمان نه کمبود ظرفیت، بلکه تبدیل ظرفیتهای متفاوت سه کشور به یک اراده امنیتی مشترک و قابل اجراست؛ آزمونی که پاسخ آن تنها در گذر زمان و در نخستین بحران جدی مشخص خواهد شد.




