به گزارش ایراف، پس از آنکه جمعی از خانوادههای قربانیان مسیر قاچاق، پس از چند روز بیخبری، به دنبال یافتن نشانی یا اطلاعی از فرزندان خود بودند، پیکرهای این افراد در حالی که به علت گرسنگی، تشنگی و خستگی در میان بیابانهای نیمروز جان خود را از دست داده بودند، پیدا شدند؛ پیکرهایی بیجان که خبر از حادثهای هولناک میداد. آنها پس از آنکه راه خود را گم کردند، بدون هیچگونه حمایتی در بیابانها رها شدند و آنقدر سرگردان ماندند تا در نهایت از خستگی، تشنگی و گرسنگی زیر آفتاب داغ نیمروز جان دادند.
شاید هیچیک از این افراد فکرش را نمیکرد که چنین سرنوشت شومی در انتظارشان باشد؛ اما بیابان بیرحمتر از آن است که فرصتی دوباره بدهد. در برخی مناطق نیمروز، تا کیلومترها جز بیابان و صحرا، خبری از هیچ آبادی نیست و افرادی که آشنایی با این محدوده نداشته باشند، عملاً راهی برای نجات پیدا نمیکنند.
چهار دهه مهاجرت؛ از جنگ تا فقر و ناامیدی
مهاجرت غیرقانونی شهروندان افغانستان به ایران سابقهای بیش از چهار یا پنج دهه دارد. از زمان آغاز جنگ شوروی در افغانستان در سال ۱۳۵۸، میلیونها افغان برای فرار از جنگ، ناامنی و فقر راهی ایران شدند. اگرچه بخش بزرگی از این مهاجرتها در سالهای نخست بهصورت قانونی یا با پذیرش دولت ایران انجام شد، اما با تشدید محدودیتهای مرزی، تغییر قوانین اقامتی و افزایش هزینههای دریافت مدارک، مسیرهای غیرقانونی بهتدریج گسترش یافت.
در دو دهه گذشته، بهویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، موج تازهای از مهاجرت آغاز شد. بسیاری از جوانان افغانستان به دلیل بیکاری، فقر، خشکسالی و نبود چشمانداز مناسب، راهی مسیرهای قاچاق شدند.
ولایت نیمروز افغانستان به دلیل هممرز بودن با ایران، به یکی از مهمترین گذرگاههای این مهاجرتها تبدیل شده است؛ گذرگاهی که هر سال شاهد مرگ دهها مهاجر غیرقانونی است.
بیابان؛ مرگبارترین بخش مسیر قاچاق
قاچاقبران انسان معمولاً مهاجران را در گروههای چند ده نفره از میان بیابانهای سوزان نیمروز، دشت مارگو و مناطق مرزی عبور میدهند. این افراد برای کاهش احتمال شناسایی، از جادههای اصلی دوری میکنند و ساعتها یا حتی چند روز در بیابان پیادهروی میکنند.
کمبود آب، گرمای بالای ۵۰ درجه، طوفانهای شن، گم شدن مسیر و رها شدن از سوی قاچاقبران از مهمترین دلایل مرگ مهاجران در این مسیرهاست. در مواردی نیز مهاجران در خودروهای حامل قاچاق، بر اثر واژگونی یا تعقیب و گریز جان خود را از دست میدهند.
در سالهای گذشته بارها خبر مرگ گروهی از مهاجران افغانستانی در بیابانهای نیمروز، هرات، سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق مرزی منتشر شده است. با این حال، بسیاری از قربانیان هرگز شناسایی نمیشوند و آمار واقعی جانباختگان به دلیل عبور مخفیانه از مرزها، مشخص نیست. کارشناسان معتقدند شمار واقعی قربانیان بسیار بیشتر از آمارهای رسمی است.
شبکههای قاچاق انسان سالانه میلیونها دلار از انتقال غیرقانونی مهاجران درآمد کسب میکنند. این شبکهها معمولاً مبالغ سنگینی از خانوادهها دریافت میکنند، اما هیچ مسئولیتی در قبال جان مسافران نمیپذیرند. گزارشهای متعدد نشان میدهد که قاچاقبران در بسیاری از موارد، مهاجران را پس از دریافت پول در بیابان رها میکنند یا در صورت بروز خطر، برای فرار از نیروهای مرزبانی، آنان را تنها میگذارند.
تا وقتی ریشهها باقی است، این مسیر قربانی میگیرد
کارشناسان مهاجرت تأکید میکنند که مهاجرت غیرقانونی نهتنها تضمینی برای رسیدن به مقصد نیست، بلکه خطراتی مانند مرگ، مفقود شدن، قاچاق انسان، اخاذی، خشونت، بازداشت و اخراج را نیز به همراه دارد.
آنان بر توسعه مسیرهای قانونی مهاجرت، آگاهیبخشی عمومی درباره خطرات سفرهای قاچاقی و برخورد جدی با شبکههای قاچاق انسان تأکید میکنند.
حادثه اخیر نیمروز یادآور این واقعیت تلخ است که برای بسیاری از شهروندان افغانستان، رؤیای رسیدن به آیندهای بهتر، گاهی در بیابانهای سوزان مرزی پایان مییابد؛ جایی که امید، به یأس، تشنگی و مرگ منتهی میشود.
اگر این افراد میدانستند که پایان راهی که در پیش گرفتهاند، به اینجا ختم میشود، هرگز تن به این مهاجرت نمیدادند. با این حال، این نخستین و آخرین حادثه برای مهاجران غیرقانونی نیست. تا زمانی که شرایط زندگی در افغانستان با مشکلاتی مانند گرسنگی، بیکاری، فقر و نبود امنیت همراه باشد، اینگونه مهاجرتها نیز ادامه خواهد داشت.
تجربه ثابت کرده است که هرگاه شرایط زندگی در افغانستان رو به بهبود برود، میزان سفرهای قاچاق نیز کاهش مییابد.








