شاعر آزادی؛ سه روایت از میراث فکری، ادبی و سیاسی سید اسماعیل بلخی

به گزارش ایراف، صبور بیات در یادداشتی با عنوان «تأثیر شعر بلخی بر او و بر ما» نوشت که علامه سید اسماعیل بلخی از معدود شخصیت‌های تاریخ معاصر افغانستان بود که شعر را صرفاً وسیله‌ای برای بیان احساسات شخصی نمی‌دانست، بلکه آن را ابزاری برای آگاهی‌بخشی، بسیج اجتماعی و مبارزه با استبداد قرار داد. به گفته وی، در روزگاری که آزادی بیان محدود و رسانه‌های مستقل وجود نداشت، شعر بلخی به رسانه‌ای زنده برای انتقال اندیشه‌های آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه تبدیل شد.

وی با استناد به نظریه «ساختارگرایی تکوینی» لوسین گلدمن افزود که آثار ادبی تنها محصول ذوق فردی شاعر نیست، بلکه بازتاب آگاهی جمعی یک جامعه محسوب می‌شود. به باور او، اشعار بلخی زبان یک فرد نبود، بلکه زبان نسلی بود که آزادی، عدالت، برابری و رهایی از استبداد را مطالبه می‌کرد و در پی تغییر ساختارهای سیاسی و اجتماعی افغانستان بود.

بیات با اشاره به دیدگاه میخائیل باختین درباره نسبت زبان و قدرت، تصریح کرد که بلخی واژگان دینی، عرفانی و حماسی را از انحصار قدرت خارج کرد و آن‌ها را در خدمت عدالت اجتماعی، آزادی انسان و کرامت مردم قرار داد. وی همچنین با استناد به نظریه رومن یاکوبسن، ماندگاری شعر بلخی را نتیجه قدرت هنری، موسیقی کلام، تصویرسازی و تأثیر عاطفی اشعار او دانست که موجب شد این سروده‌ها نسل به نسل به صورت شفاهی در میان مردم افغانستان منتقل شود.

وی ادامه داد که شعر بلخی تنها اثری ادبی نبود، بلکه به کنشی اجتماعی تبدیل شد و در متن مناسبات قدرت شکل گرفت. به گفته او، بلخی از شعر برای نقد استبداد، تبعیض قومی، فقر، استعمار و بی‌عدالتی بهره گرفت و همین امر سبب شد حکومت وقت او را تهدیدی جدی تلقی کند. با وجود سال‌های طولانی زندان، اندیشه و شعر او نه تنها خاموش نشد، بلکه پس از درگذشتش در محافل فرهنگی، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه و میان مبارزان آزادی‌خواه گسترش یافت.

این پژوهشگر در پایان تأکید کرد که امروز نیز مفاهیمی مانند آزادی، عدالت، وحدت ملی، کرامت انسان و مبارزه با استبداد که در اشعار علامه بلخی موج می‌زند، همچنان تازگی و اثرگذاری خود را حفظ کرده است. به گفته وی، میراث اصلی بلخی تنها دیوان اشعارش نیست، بلکه گفتمانی است که شعر را از سطح زیبایی‌شناسی صرف به ابزاری برای آگاهی، مقاومت و تحول اجتماعی ارتقا داد.

بیشتر بخوانید:  اسلام در ازبکستان و نورستان؛ پاسخ احمد سعیدی به وزیر طالبان

در یادداشت دیگری، احمدی بلندی، نویسنده و پژوهشگر با عنوان «بلخی چه گفتمان‌هایی را دنبال می‌کرد؟» با رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان، به بررسی دو شعر از علامه سید اسماعیل بلخی پرداخت و نوشت که او تنها شاعر نبود، بلکه اندیشمندی بود که شعر را به ابزاری برای نقد قدرت و اصلاح جامعه تبدیل کرد. وی بلخی را از معدود شاعران سنت‌گرای معاصر افغانستان دانست که در برابر حکومت استبدادی محمد ظاهرشاه سکوت نکرد و با صراحت از ظلم، فساد و بی‌عدالتی انتقاد کرد.

وی افزود که گفتمان‌های غالب در اشعار بلخی بر محور وطن‌گرایی، آزادی‌خواهی، وحدت ملی، وحدت دینی، علم‌اندوزی، خردورزی، مبارزه با استبداد، استقلال‌طلبی و الهام‌گیری از مکتب اهل‌بیت(ع) شکل گرفته است. به اعتقاد او، همین ویژگی‌ها سبب شده است که اندیشه‌های بلخی شباهت‌های فراوانی با اندیشه‌های علامه اقبال لاهوری داشته باشد و هر دو شاعر، جامعه اسلامی را به بیداری، آگاهی و حرکت به سوی عدالت فرا بخوانند.

احمدی بلندی با تحلیل ساختار زبانی اشعار بلخی اظهار داشت که شاعر در انتخاب واژگان، ترکیبات و آرایه‌های ادبی دقت فراوانی به خرج داده و با استفاده از زبانی ساده، روان و قابل فهم، پیام‌های اجتماعی و سیاسی خود را به مخاطبان منتقل کرده است. وی تأکید کرد که بلخی با استفاده از زبان محاوره، مفاهیم دینی و حماسی و نیز بهره‌گیری از صنایع ادبی، توانسته است میان زیبایی هنری و پیام سیاسی پیوندی عمیق برقرار کند.

وی همچنین با تحلیل محتوای دو شعر مورد بررسی، خاطرنشان کرد که بلخی به مسائلی همچون سانسور رسانه‌ها، نبود شایسته‌سالاری، گسترش بی‌سوادی، تعصب قومی، فساد اداری، بی‌اعتمادی میان دولت و مردم، اتحاد صاحبان قدرت، تبعیض، خرافه‌گرایی و سوءاستفاده از رنج مردم پرداخته و این نابسامانی‌ها را نتیجه ساختار استبدادی حکومت دانسته است.

این پژوهشگر در پایان نوشت که از نگاه بلخی، راه برون‌رفت از این وضعیت، قیام مردم علیه استبداد و تشکیل نظامی مبتنی بر اراده و رأی مردم بود. وی افزود که مفاهیمی همچون شهادت، ایثار، مقاومت، آزادی و عدالت در شعر بلخی جایگاهی محوری دارد و استفاده گسترده او از مفاهیم قرآنی، عاشورایی و فرهنگ اهل‌بیت(ع)، پیوند عمیق اندیشه سیاسی وی با مبانی اسلامی و مکتب تشیع را نشان می‌دهد.

بیشتر بخوانید:  بحران انسانی در افغانستان | اوچا: ۱۰.۷ میلیون زن و دختر افغان نیازمند کمک فوری هستند

در سومین یادداشت، سید حسین موحد بلخی، شاعر و پژوهشگر با عنوان «بیدارگران اقالیم قبله» به تبیین جایگاه تاریخی علامه سید اسماعیل بلخی در امتداد جریان بیداری اسلامی پرداخت و نوشت که این مسیر از صدر اسلام آغاز شده و با مجاهدت شخصیت‌های بزرگ دینی و فکری در طول تاریخ ادامه یافته است.

وی با اشاره به مفهوم «کوثر» و استمرار جریان حق، افزود که تاریخ اسلام با شهادت و ایثار پایان نیافته، بلکه خون شهیدان همواره منشأ بیداری و حرکت بوده است. به باور او، این جریان در روزگار معاصر نیز با ظهور شخصیت‌هایی که مردم را به آزادی، عدالت و توحید دعوت کردند، استمرار یافته است.

موحد بلخی چهار شخصیت سید جمال‌الدین افغانی، امام روح‌الله خمینی، علامه سید اسماعیل بلخی و آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای را چهار «بیدارگر اقالیم قبله» معرفی کرد و گفت که هر یک در مقطعی از تاریخ، نقش مهمی در بیداری امت اسلامی، مبارزه با سلطه و تقویت وحدت مسلمانان ایفا کرده‌اند.

وی درباره جایگاه علامه بلخی اظهار داشت که او آموزگار آزادی، وحدت و مبارزه با تعصب و تفرقه بود و تلاش کرد جامعه افغانستان را از اختلافات قومی و قبیله‌ای به سوی هویت اسلامی، وحدت و عدالت هدایت کند. به گفته وی، بلخی تمام ظرفیت علمی، دینی و سیاسی خود را در مسیر اصلاح جامعه و آگاهی مردم به کار گرفت.

این نویسنده در پایان تأکید کرد که جریان مقابل این اندیشه همواره بر پایه تفرقه، تعصب، نزاع‌های قومی و منافع قبیله‌ای شکل گرفته است، اما میراث فکری شخصیت‌هایی مانند علامه سید اسماعیل بلخی همچنان الهام‌بخش حرکت‌های وحدت‌طلب، عدالت‌خواه و آزادی‌خواه در افغانستان و جهان اسلام باقی مانده و اندیشه‌های او همچنان در میان نسل‌های جدید زنده و اثرگذار است.

شایان ذکر است که علامه سیداسماعیل بلخی پس از تاسیس حسینیه‌ای در شهرستان بهسود به کابل بازگشت و پس از یک دوره بیماری در ۲۴ سرطان/تیر ۱۳۴۷ به طرز مشکوکی درگذشت.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=130512
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها