به گزارش ایراف، رهبر معظم انقلاب اسلامی برای بسیاری از مردم افغانستان، بهویژه شیعیان و بخش قابل توجهی از مهاجران افغانستانی، تنها رهبر جمهوری اسلامی ایران نبود؛ بلکه رهبری بود که خود را نسبت به سرنوشت آنان نیز مسئول میدانست و در بزنگاههای مختلف، دغدغه مردم افغانستان را آشکارا بیان میکرد.
رهبری که به فکر مستضعفان بود
چهار دهه مهاجرت افغانستانیها به ایران، سرشار از خاطرات تلخ و شیرین است. میلیونها مهاجر در ایران زندگی کردند، درس خواندند، کار کردند و خانواده تشکیل دادند. در این میان، یکی از ماندگارترین تصمیمهایی که در حافظه جمعی مهاجران افغانستانی ثبت شده، دستور تاریخی رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۴ بود؛ زمانی که تأکید کردند هیچ کودک افغانستانی، حتی اگر فاقد مدارک اقامتی باشد، نباید از تحصیل محروم بماند.
این دستور، راه را برای ورود صدها هزار کودک افغانستانی به مدارس ایران هموار کرد و آینده نسل بزرگی از مهاجران را تغییر داد. بسیاری از دانشجویان امروز، دانشآموزانی هستند که به واسطه همان دستور تاریخی، توانستند ادامه تحصیل دهند و اگر آن تصمیم اتخاذ نمیشد، شاید هرگز فرصت نشستن پشت نیمکت مدرسه را پیدا نمیکردند.
این تنها نمونهای از نگاه انسانی ایشان به مردم افغانستان بود. رهبر انقلاب در سالهای مختلف، بارها مردم افغانستان را «برادران دینی» خواندند و بر پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و مذهبی دو ملت تأکید کردند. ایشان همواره تصریح کردهاند که ملت ایران و افغانستان، به واسطه دین، زبان، فرهنگ و تاریخ مشترک، از یکدیگر جدا نیستند و نباید با نگاه بیگانه به مردم افغانستان نگریست.
تأکید بر حفظ کرامت مهاجران و ضرورت رفتار انسانی با مهاجران افغانستانی، از موضوعاتی بود که در سخنان ایشان بارها مورد توجه قرار گرفت.
رهبر انقلاب همچنین بارها از رنجهای مردم افغانستان سخن گفتند و این کشور را قربانی دههها اشغال، جنگ، تروریسم و دخالت قدرتهای خارجی دانستند. ایشان همواره بر این نکته تأکید داشتند که مردم افغانستان باید خود درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند و هیچ قدرت خارجی حق ندارد سرنوشت این ملت را تعیین کند. حمایت از استقلال افغانستان، دفاع از امنیت این کشور و محکوم کردن کشتار غیرنظامیان، از محورهای ثابت مواضع ایشان درباره افغانستان بود.
در سالهایی که تروریسم تکفیری امنیت منطقه را تهدید میکرد، بسیاری از جوانان افغانستانی نیز در کنار دیگر مدافعان حرم برای مقابله با گسترش داعش جنگیدند. رهبر انقلاب در دیدار با خانوادههای شهدای مدافع حرم، بارها از فداکاری رزمندگان افغانستانی تجلیل کردند و خون آنان را در دفاع از اسلام و امنیت منطقه ارزشمند دانستند. همین نگاه سبب شد بسیاری از خانوادههای افغانستانی احساس کنند که فرزندانشان دیده میشوند و ایثار آنان مورد احترام قرار گرفته است.
برای میلیونها مهاجر افغانستانی، رهبری تنها یک عنوان سیاسی نبود. بسیاری از آنان تصمیم تاریخی درباره حق تحصیل فرزندانشان را هرگز فراموش نمیکنند؛ تصمیمی که امید را به خانههایشان بازگرداند. بسیاری نیز هنوز سخنان ایشان درباره برادری دو ملت، کرامت مهاجران و ضرورت احترام به مردم افغانستان را به یاد دارند. اینها صرفاً مواضع سیاسی نبود، بلکه پیامهایی بود که بر زندگی واقعی انسانها اثر گذاشت.
البته جامعه افغانستان جامعهای متکثر است و همه شهروندان آن نگاه یکسانی به جمهوری اسلامی یا رهبر آن ندارند. اما در عین حال، انکار این واقعیت نیز ممکن نیست که برای بخش بزرگی از مردم افغانستان، بهویژه شیعیان و مهاجران، رهبر انقلاب اسلامی ایران شخصیتی فراتر از یک رئیس حکومت بود؛ رهبری که دغدغه مردم افغانستان را داشت، از حقوق آنان دفاع کرد، در کنار آنان ایستاد و در حافظه جمعی آنان، جایگاهی ماندگار یافت. شاید به همین دلیل است که نام ایشان، برای بسیاری از خانوادههای افغانستانی، تنها یادآور یک رهبر سیاسی نیست؛ بلکه یادآور احساس امنیت، کرامت، امید و برادری است؛ مفاهیمی که مرزهای جغرافیا را درنوردیدهاند.
اکنون، در آستانه مراسم تشییع تاریخی پیکر مطهر رهبر شهید، هزاران افغانستانی با وجود سختیها و مشکلات موجود، سختی راه را به جان خریده و برای حضور در این مراسم، راهی ایران هستند. از سوی دیگر هزاران مهاجر افغانستانی، خود را برای انجام خدماترسانی به زائران و شرکتکنندگان در مراسم تشییع آماده کردهاند. آری، رهبر شهید امت، آیتالله العظمی خامنهای تنها رهبر ایران نبود، بلکه برای بسیاری از مردم افغانستان نیز بهعنوان یک رهبر بینظیر شناخته میشود.








