به گزارش ایراف، سنای ایالات متحده در آخرین ساعات پیش از آغاز تعطیلات رسمی، قطعنامه پیشنهادی دموکراتها برای اعمال محدودیت بر اختیارات جنگی دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران را رد کرد. این قطعنامه که ماه گذشته با رأی موافق و غیرمنتظره چند سناتور کلیدی حزب متبوع ترامپ به جریان افتاده بود، در نهایت با چرخش ناگهانی مواضع همان سناتورها از دستور کار خارج شد.
تنش پشت درهای بسته و دکترین «حفظ اهرم فشار» کاخ سفید
بر اساس گزارشهای درزیافته از راهروهای کنگره، جلسه پشت درهای بسته که با حضور مستقیم دونالد ترامپ برگزار شد، با مجادلات لفظی شدیدی میان لایه تکنوکراتیک سنا و تیم اجرایی دولت همراه بوده است. ترامپ در این نشست صراحتاً مدعی شده است که هرگونه مصوبه برای محدود کردن اختیارات فرماندهی کل قوا، موضع و قدرت چانهزنی واشنگتن در مذاکرات جاری با تهران را تضعیف خواهد کرد؛ استدلالی که متعاقب آن با فشارهای لابی کاخ سفید و دیدارهای خصوصی با سناتورهای مردد، به تغییر آرای آنان منجر شد.
با وجود انسداد این قطعنامه، اختلافات درونحزبی در اردوگاه جمهوریخواهان پیرامون دکترین مواجهه با ایران کماکان پابرجا است. برخی از سناتورهای ارشد این جناح با انتقاد از نداشتن یک راهبرد پساجنگ و بلندمدت در قبال منطقه، نسبت به پیامدهای هرگونه ماجراجویی نظامی جدید هشدار دادهاند. این دوقطبی تشکیلاتی در شرایطی بروز میکند که کانالهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا برای دستیابی به یک چارچوب جامع فعال بوده و توافق موقت ۶۰ روزه (تعلیق مصلحتی) بر فضا حاکم است.
پیشینه حقوقی قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳ و شکنندگی ساختار سیاسی آمریکا
تلاش دموکراتها برای مهار بازوهای نظامی کاخ سفید بر بستر پیشینه حقوقی «قانون اختیارات جنگی مصوب ۱۹۷۳» (War Powers Resolution) استوار است؛ قانونی که پس از بحران ویتنام برای جلوگیری از ورود خودسرانه رؤسای جمهور به جنگهای فرامرزی تدوین شد. پیش از این نیز در دوران دور اول ریاستجمهوری ترامپ، اقدام مشابهی برای محدودسازی عملیاتها در خلیج فارس صورت گرفته بود که با وتوی وی مواجه شد. اما تکرار این سناریو در اتمسفر پساجنگ فعلی، نمایانگر حساسیت فوقالعاده نظام سیاسی آمریکا به هرگونه درگیری نظامی جدید در غرب آسیا است.
تحلیلگران واشنگتنپست و والاستریت ژورنال معتقدند اگرچه کاخ سفید تلاش دارد رد این قطعنامه را به عنوان یک پیروزی سیاسی بزرگ و نماد یکپارچگی حزبی فاکتور کند، اما فرآیند فرسایشی این رأیگیری و نیاز به مداخله مستقیم شخص ترامپ، از شکنندگی شدید فضای داخلی آمریکا پرده برمیدارد. واشنگتن در شرایطی قرار دارد که پیامدهای اقتصادی و امنیتی هرگونه تقابل مجدد با ایران، به عنوان خط قرمزی برای بدنه تجاری و انتخاباتی آمریکا تلقی میشود.
بازتاب سرریز اختلافات واشنگتن بر دپارتمانهای امنیتی شبهقاره
از منظر راهبردی، این نوسانات ساختاری در تپههای کپیتال هیل، سیگنالهای مستقیمی را به شرکا و رقبای منطقهای آمریکا گسیل میدارد. همسایگان ایران از جمله مقامات لشکری در پاکستان و ساختار حکومتی در افغانستان، این اختلافات را به عنوان نشانهای از عدم قطعیت در ثبات تصمیمگیریهای فرامرزی آمریکا ارزیابی میکنند.
برای کابل و اسلامآباد، تداوم این دوقطبی در واشنگتن به این معناست که سیاست خارجی ایالات متحده در قبال مرزهای شرقی ایران، نه بر اساس یک دکترین منسجم، بلکه تحت تاثیر مناقشات حزبی دموکراتها و جمهوریخواهان تنظیم میشود. از این رو، ارزیابی ناظران منطقهای حاکی از آن است که بازیگران شبهقاره با درک این واقعیت فکتمحور، ترجیح میدهند مناسبات خود با تهران را مستقل از متغیرهای متزلزل داخلی آمریکا و بر پایه واقعگرایی بومی مدیریت کنند.





