به گزارش ایراف، حسینی مدنی، صدیقالله توحیدی و سیداحمد موسوی مبلغ، سه تحلیلگر رسانهای افغانستان، درباره سعد محسنی و فعالیتهای موبی گروپ طی دوره جمهوریت و طالبان، در سه مطلب جداگانه، به بررسی فعالیتهای او پرداختهاند.
آیا سعد محسنی بخشی از یک پروژه است؟
حسینی مدنی، خبرنگار و فعال رسانهای افغانستان در تحلیلی با عنوان «آیا سعد محسنی جزوی از یک پروژه بزرگ است؟» نوشت: محسنی در دوران بیستساله جمهوریت کمتر در رسانهها ظاهر میشد، اما همزمان از طریق ارتباطات گسترده با حلقات سیاسی و چهرههای اثرگذار داخلی و خارجی، در سطحی فراتر از یک فعال رسانهای عمل میکرد.
وی افزود رسانههای تحت مدیریت او از جمله طلوع، طلوعنیوز و سایر شبکهها، تنها ابزار اطلاعرسانی نبودند بلکه به گفته او نقش مهمی در شکلدهی افکار عمومی و تأثیرگذاری بر روندهای تصمیمسازی سیاسی داشتند. مدنی تأکید کرد این شبکهها به واسطه ارتباط با حلقات قدرت، به بخشی از معادلات سیاسی افغانستان تبدیل شده بودند.
او در ادامه گفت این سطح از نفوذ رسانهای، به باور او، باعث شده محسنی نه صرفاً یک رسانهدار بلکه یک بازیگر مؤثر در لایههای پنهان قدرت باشد؛ موضوعی که به گفته او در تحلیل رفتارهای اخیر این شبکهها نیز قابل مشاهده است.
مدنی گفت ارتباطات محسنی با بازیگران آمریکایی و همچنین تماسهای او با برخی حلقات طالبان، این فرض را تقویت میکند که او بخشی از یک شبکه پیچیده در سیاست افغانستان است. وی افزود تغییر رویکرد رسانهای این مجموعه در قبال طالبان را میتوان نشانهای از یک بازچینی حسابشده در نقش رسانهها دانست.
از دموکراسی تا لابیگری تروریسم
از سوی دیگر، صدیقالله توحیدی در تحلیل خود با عنوان «سعد محسنی؛ از دموکراسیخواهی تا لابیگری تروریسم طالبانی» نوشت: پس از سقوط طالبان، شبکه رسانهای تحت مدیریت محسنی با حمایتهای گسترده بینالمللی شکل گرفت و به سرعت به یکی از مهمترین رسانههای افغانستان تبدیل شد.
وی افزود: این رسانهها در دو دهه گذشته نقش کلیدی در گسترش آزادی بیان و ترویج گفتمان دموکراسی ایفا کردند، اما همزمان بحثهایی جدی درباره وابستگی مالی و ساختاری آنها به پروژههای خارجی مطرح بوده است. به گفته او، این وابستگی در برخی تحلیلها به عنوان عاملی اثرگذار بر استقلال رسانهای مورد توجه قرار گرفته است.
او در ادامه تأکید کرد که این وابستگی صرفاً یک بحث مالی نیست، بلکه به باور منتقدان میتواند در شکلگیری جهتگیریهای سیاسی و رسانهای نیز اثرگذار باشد؛ موضوعی که امروز در تحلیل مواضع جدید این رسانهها دوباره برجسته شده است.
توحیدی گفت در سالهای اخیر، تغییر مواضع محسنی در قبال طالبان و وضعیت زنان با انتقادهای گسترده مواجه شده و برخی آن را نوعی تطهیر وضعیت موجود تلقی کردهاند. او افزود این تغییر رویکرد ممکن است فراتر از یک دیدگاه شخصی باشد و در چارچوب تحولات بزرگتر سیاسی و رسانهای قابل تحلیل باشد.
سعد محسنی را نقد نکنید؛ پروژه را ببینید
سیداحمد موسوی مبلغ، مدیرمسئول خبرگزاری اطلس و فعال سیاسی نیز در تحلیل خود با عنوان «سعد محسنی را نقد نکنید، پروژه را ببینید» نوشته است: تمرکز بر شخص محسنی بدون توجه به ساختار کلان قدرت و رسانه در افغانستان، تصویر ناقصی از واقعیت ارائه میدهد.
وی افزود رسانههای تحت مدیریت او طی بیش از دو دهه گذشته نقش مهمی در مدیریت افکار عمومی و شکلدهی روایتهای سیاسی داشتهاند و به همین دلیل نمیتوان اظهارات اخیر او را صرفاً یک نظر فردی دانست. به باور او، این سخنان در چارچوب روابط گسترده رسانهای و سیاسی قابل فهم هستند.
او در ادامه گفت این نوع تحلیلها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به سابقه تعامل این رسانهها با بازیگران خارجی و نقش آنها در تحولات سیاسی افغانستان توجه شود؛ امری که به باور او نشان میدهد روایتهای رسانهای همیشه مستقل از ساختار قدرت نیستند.
موسوی مبلغ گفت با توجه به سابقه همکاری این رسانهها با بازیگران غربی و همچنین ارتباطات پیچیده سیاسی در افغانستان، احتمال دارد اظهارات اخیر محسنی بخشی از یک تغییر روایت هدفمند درباره وضعیت کشور باشد. وی افزود در چنین شرایطی، باید به جای تمرکز صرف بر فرد، ساختارهای پشت این روایتها را مورد توجه قرار داد.









