به گزارش ایراف، شاهرخ گلیاموف، معاون وزارت سرمایهگذاری، صنعت و تجارت ازبکستان در جریان دومین نشست «گفتوگوهای ترمذ» رسماً اعلام کرد که طراحی این ابرپروژه منطقهای وارد فاز تازهای شده و کارهای عملیاتی جهت تدوین مطالعات امکانسنجی، ارزیابیهای فنی و بررسیهای میدانی در خاک افغانستان هماکنون در جریان است. به گفته این مقام ارشد تاشکند، انتظار میرود روند مطالعات جامع این خط ریلی ترانزیتی تا پایان سال جاری میلادی (۲۰۲۶) به طور کامل تکمیل شود.
پیشینه افغانـترانس و گره کور تأمین مالی
ایده احداث خط آهن افغانـترانس که مسیر پویای مزارشریف، کابل و جلالآباد را به شبکه ریلی پکتیا و در نهایت پاکستان متصل میکند، در فوریه ۲۰۲۱ میان سه کشور افغانستان، ازبکستان و پاکستان پایهگذاری شد. هدف غایی این پروژه حدوداً ۵ میلیارد دلاری، ایجاد یک مسیر ترانزیتی کوتاهتر برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی جهت دسترسی به آبهای آزاد جنوب است.
با این وجود، پس از تحولات سیاسی اوت ۲۰۲۱ در کابل و روی کار آمدن حکومت طالبان، این پروژه با چالشهای ساختاری و توقف در ترغیب بانکهای توسعهای بینالمللی برای تأمین مالی مواجه شد. گام جدید تاشکند در فعالسازی مطالعات فنی، نشاندهنده اراده تاشکند برای زنده نگه داشتن این شریان استراتژیک از طریق جلب همکاریهای منطقهای و جذب سرمایهگذاران جایگزین است.
موازنه ژئوپلیتیک و رقابت کریدورها در منطقه
ازبکستان دهلیز افغانـترانس را یکی از محوریترین پروژههای استراتژیک منطقه قلمداد میکند که میتواند در آینده به یک شبکه گسترده حملونقل داخلی در افغانستان تبدیل شود و زمینه توسعه تجارت، ترانزیت و سرمایهگذاری را فراهم سازد. از منظر راهبردی، تاشکند تمایل دارد وابستگی ترانزیتی خود به مسیرهای شمالی (روسیه) را کاهش داده و تنوعبخشی به کریدورهای صادراتی خود را محقق کند.
در این میان، رویکرد جمهوری اسلامی ایران بر مبنای همافزایی زیرساختهای ریلی استوار است. کارشناسان معتقدند خط آهن افغانـترانس لزوماً یک پروژه رقیب برای کریدور خوافـهرات یا بندر استراتژیک چابهار به شمار نمیرود؛ بلکه در صورت اتصال این شبکههای ریلی در داخل خاک افغانستان، زنجیره لجستیکی شرق به غرب و شمال به جنوب تکمیل شده و جایگاه ترانزیتی کل منطقه تقویت خواهد شد.
چالشهای پدافندی و موانع پیشرو در مسیر پیشرفت پروژه
با وجود پیشرفت مطالعات امکانسنجی، عملیاتی شدن این پروژه عبور از دو چالش عمده را طلب میکند؛ نخست، تأمین امنیت فیزیکی مسیر خط آهن در مناطق شرقی و جنوبی افغانستان که با تهدیدات بالقوه هستههای تروریستی مواجه است؛ دوم، نوسانات جدی در روابط سیاسی و مرزی میان کابل و اسلامآباد.
تنشهای مکرر مرزی میان طالبان و پاکستان در امتداد خط دیورند و مناقشات مربوط به تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، همواره به عنوان یک کاتالیزور منفی بر روند پیشرفت این پروژه سه جانبه اثرگذار بوده است. اکنون باید دید آیا تاشکند میتواند با استفاده از دیپلماسی اقتصادی فعال، توازن لازم را میان کابل و اسلامآباد برای تضمین امنیت و سرمایهگذاری در این دهلیز ریلی برقرار کند یا خیر.









