به گزارش ایراف، میاخیل در این تحلیل که در الجزیره منتشر شده، میگوید تفاهمنامه امنیتی طالبان و روسیه در شرایطی امضا شده که طالبان از مشروعیت گسترده داخلی و شناسایی رسمی بینالمللی برخوردار نیستند و به همین دلیل توافقهایی از این دست از نظر حقوقی و سیاسی با محدودیتهای جدی روبهرو میشود.
او تأکید میکند چنین توافقهایی لزوماً در راستای منافع درازمدت افغانستان نیست و ممکن است کشور را درگیر رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی کند.
به باور او، قدرتهای بزرگ معمولاً برای تأمین منافع خود وارد همکاریهای امنیتی میشوند و نه برای پیشبرد منافع افغانستان، از همین رو باید پرسید چه تهدید یا فرصت راهبردی باعث شده روسیه اکنون بهعنوان شریک امنیتی طالبان مطرح شود.
انگیزههای روسیه
میاخیل در ادامه تحلیل خود میگوید روسیه و چین دو نگرانی اصلی در افغانستان دارند: جلوگیری از فعالیت گروههای افراطی و مقابله با قاچاق مواد مخدر.
او توضیح میدهد که فراتر از این دو موضوع، هیچ نشانهای از تعهد راهبردی بلندمدت یا سرمایهگذاری بزرگ اقتصادی از سوی مسکو یا پکن دیده نمیشود و بنابراین نمیتوان این تفاهمنامه را نشانه یک شراکت پایدار دانست.
تجربه تاریخی
میاخیل با اشاره به تجربه گذشته تأکید میکند که روسیه پس از خروج نیروهای شوروی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی هیچگاه کمکهای گسترده نظامی یا اقتصادی به دولتهای افغانستان ارائه نکرده است.
او معتقد است شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد مسکو اکنون آماده حمایتهایی باشد که بتواند وضعیت اقتصادی یا امنیتی افغانستان را دگرگون کند.
انگیزههای طالبان
در بخش دیگری از تحلیل، میاخیل میگوید طالبان در شرایط افزایش تنش با پاکستان بهدنبال تقویت موقعیت خود هستند.
او به افزایش درگیریهای مرزی، حملات نظامی فرامرزی و نگرانیهای فزاینده درباره حاکمیت اشاره میکند و توضیح میدهد که تواناییهای نظامی افغانستان نسبت به گذشته کاهش یافته است.
بسیاری از تجهیزات آمریکایی بدون پشتیبانی فنی قابل استفاده نیستند و بخش زیادی از تجهیزات شوروی نیز فرسوده شدهاند، بنابراین انتظار کمک نظامی گسترده از سوی روسیه واقعبینانه نیست.
خطر گرفتار شدن در رقابت قدرتها
میاخیل هشدار میدهد افغانستان نمیتواند همزمان روابط راهبردی مشابهی با کشورهایی داشته باشد که منافع متضاد دارند؛ از جمله هند و پاکستان، روسیه و اوکراین و همچنین آمریکا، چین و ایران.
او تأکید میکند افغانستان بهجای بهرهمندی از همکاری قدرتها ممکن است قربانی رقابت آنان شود، زیرا کشوری ضعیف و آسیبپذیر توان مدیریت چنین تضادهایی را ندارد.
مشروعیت داخلی؛ کلید اصلی
میاخیل در ادامه تحلیل خود میگوید مشروعیت بینالمللی از مشروعیت داخلی آغاز میشود.
او تأکید میکند دولتهایی که فاقد مشارکت سیاسی، نهادهای نمایندگی مردم و پذیرش عمومی هستند، در مسیر شناسایی بینالمللی با چالشهای جدی روبهرو خواهند شد.
او یادآور میشود که حتی کشورهایی مانند روسیه و چین نیز تاکنون نتوانستهاند نام رهبران طالبان را از فهرست تحریمهای سازمان ملل خارج کنند و این موضوع مانع مهمی در مسیر شناسایی رسمی است.
راهحل پیشنهادی
میاخیل میگوید اولویت افغانستان نباید همسویی راهبردی با قدرتهای رقیب باشد، بلکه باید بر حل مشکلات داخلی تمرکز کند.
او تأکید میکند افغانستان نباید تهدیدی برای دیگر کشورها باشد و قدرتهای منطقهای نیز نباید این کشور را به میدان رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل کنند.
به باور او، افغانستان باید بهجای میدان رقابت، به پلی برای اتصال منطقهای، تجارت و همکاری اقتصادی تبدیل شود.
در جمعبندی این تحلیل، میاخیل تأکید میکند ثبات و اعتبار بینالمللی افغانستان بیش از آنکه به تفاهمنامههای امنیتی با قدرتهای بزرگ وابسته باشد، به ایجاد یک نظام سیاسی مشروع، فراگیر و پاسخگو بستگی دارد.
او میگوید تنها در صورتی که حکومتی از اعتماد و حمایت مردم برخوردار باشد، افغانستان میتواند از صحنه رقابت قدرتها فاصله بگیرد و به محور همکاری منطقهای و توسعه اقتصادی تبدیل شود.





