استفاده پاکستان از شکاف‌های سیاسی و قومی در افغانستان | اسلام‌آباد نگران روابط کابل – دهلی است

ادریس رحمانی، پژوهشگر ارشد مسائل افغانستان، در گفت‌وگو با ایراف با تأکید بر نقش تاریخی پاکستان در تحولات سیاسی افغانستان گفت: «اسلام‌آباد طی دهه‌های گذشته همواره تلاش کرده با استفاده از ابزارهای اطلاعاتی، اقتصادی و سیاسی در روند شکل‌گیری قدرت در افغانستان اثرگذار باشد و مهم‌ترین دغدغهٔ آن نیز جلوگیری از نزدیکی راهبردی افغانستان به هند بوده است.»

نفوذ اطلاعاتی پاکستان؛ واقعیتی ریشه‌دار در سیاست افغانستان

رحمانی با اشاره به وضعیت کلی افغانستان اظهار کرد: «متأسفانه فضای سیاسی و اقتصادی افغانستان طی سال‌های گذشته همواره در وضعیتی آشفته و پیچیده قرار داشته است.» به اعتقاد او، بخش قابل توجهی از تصمیم‌گیری‌ها، اختلافات و حتی توافقات سیاسی در افغانستان نه صرفاً بر اساس منافع ملی و رقابت‌های طبیعی سیاسی، بلکه تحت تأثیر شبکه‌های اطلاعاتی و امنیتی شکل گرفته‌اند.

وی افزود: «این مسئله تنها به پاکستان محدود نمی‌شود و تقریباً تمامی قدرت‌های منطقه‌ای و حتی کشورهای بزرگ جهان تلاش کرده‌اند از طریق ابزارهای اطلاعاتی در تحولات افغانستان نقش‌آفرینی کنند. با این حال، پاکستان به دلیل همجواری و نگرانی‌های تاریخی خود نسبت به افغانستان، جایگاه ویژه‌ای در این میان دارد.»

این پژوهشگر مسائل افغانستان تصریح کرد: «اسلام‌آباد از زمان جهاد افغانستان تاکنون همواره نسبت به تحولات داخلی این کشور حساس بوده و تلاش کرده در روندهای سیاسی آن تأثیرگذار باشد.» به گفته وی، یکی از مهم‌ترین دلایل این حساسیت به موضوع خط دیورند و عدم پذیرش رسمی آن از سوی بخش بزرگی از جامعهٔ افغانستان بازمی‌گردد.

رحمانی توضیح داد: «پاکستان طی دهه‌های گذشته همواره نگران این بوده که افغانستان در مقطعی به یک شریک راهبردی هند تبدیل شود. از نگاه تصمیم‌گیران پاکستانی، شکل‌گیری روابط نزدیک میان کابل و دهلی نو می‌تواند تهدیدی جدی برای امنیت ملی پاکستان باشد و همین نگرانی موجب شده اسلام‌آباد همواره تلاش کند در معادلات داخلی افغانستان حضور مؤثر داشته باشد.»

استفاده از شکاف‌های داخلی برای افزایش نفوذ
وی در ادامه با اشاره به شیوه‌های نفوذ پاکستان در افغانستان گفت: «کشورهای مختلف معمولاً برای پیشبرد اهداف خود به دنبال شناخت نقاط ضعف و شکاف‌های موجود در جوامع هدف هستند و پاکستان نیز از این قاعده مستثنا نیست.»

رحمانی اظهار کرد: «شکاف‌های قومی، زبانی، مذهبی و اقتصادی موجود در افغانستان همواره زمینهٔ مناسبی برای مداخله و نفوذ بازیگران خارجی فراهم کرده است.» به گفته وی، اسلام‌آباد تلاش کرده از هر فرصتی که بتواند موقعیت خود را در افغانستان تقویت کند، بهره ببرد.

او افزود: «در برخی موارد حتی ضعف‌های فرهنگی و اجتماعی نیز به ابزاری برای اعمال نفوذ تبدیل شده‌اند. کشورهای خارجی معمولاً به دقت این آسیب‌پذیری‌ها را شناسایی می‌کنند و سپس از آنها برای جهت‌دهی به تحولات سیاسی استفاده می‌کنند.»

رحمانی تأکید کرد: «هدف نهایی چنین اقداماتی این است که ساختار قدرت در افغانستان به گونه‌ای شکل بگیرد که منافع راهبردی پاکستان حفظ شود و تهدیدی از جانب افغانستان متوجه این کشور نباشد.»

چرا برخی رهبران افغانستان به پاکستان نزدیک شدند؟
این پژوهشگر ارشد مسائل افغانستان دربارهٔ دلایل نزدیکی برخی رهبران افغان به پاکستان گفت: «چندپارچگی سیاسی در افغانستان پدیده‌ای ریشه‌دار است و برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، این چندپارچگی در افغانستان عمدتاً بر پایهٔ هویت‌های قومی، زبانی و مذهبی شکل گرفته است.»

بیشتر بخوانید:  فضلی: طالبان فاقد مشروعیت ملی‌اند؛ هشدار درباره آغاز دور تازه «جنگ نیابتی» در افغانستان

وی افزود: «بسیاری از احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان نمایندهٔ بخشی از اقوام یا گروه‌های اجتماعی هستند و همین مسئله موجب شده رقابت‌های سیاسی در این کشور اغلب رنگ و بوی هویتی پیدا کند.»

رحمانی تصریح کرد: «زمانی که یک گروه سیاسی از حمایت یک قدرت منطقه‌ای برخوردار می‌شود، گروه‌های رقیب نیز برای ایجاد توازن به سمت قدرت‌های دیگر گرایش پیدا می‌کنند. این روند طی سال‌های گذشته بارها در افغانستان مشاهده شده است.»

وی ادامه داد: «در بسیاری از مقاطع تاریخی، برخی گروه‌های سیاسی برای مقابله با رقبای داخلی خ
بیژن هاشمی: ود به پاکستان نزدیک شده‌اند و در مقابل، گروه‌های دیگر تلاش کرده‌اند روابط خود را با هند یا سایر بازیگران منطقه‌ای گسترش دهند.»

رحمانی خاطرنشان کرد: «بنابراین بخشی از روابط رهبران افغانستان با کشورهای همسایه نه از سر همسویی فکری یا ایدئولوژیک، بلکه ناشی از رقابت‌های داخلی و تلاش برای افزایش قدرت سیاسی بوده است.»

دوران کرزی و غنی؛ کاهش نسبی نقش پاکستان
رحمانی در پاسخ به پرسشی دربارهٔ نقش پاکستان در دولت‌های پس از سال ۲۰۰۱ اظهار کرد: «در دوران ریاست‌جمهوری حامد کرزی و اشرف غنی، میزان نفوذ مستقیم پاکستان در ساختار رسمی قدرت افغانستان نسبت به دوره‌های گذشته کاهش پیدا کرد.»

وی دلیل این موضوع را حضور گستردهٔ آمریکا و متحدان غربی در افغانستان دانست و گفت: «در آن دوره، کشورهای غربی از نظر سیاسی، اقتصادی و امنیتی نفوذ بسیار بیشتری نسبت به پاکستان داشتند و طبیعی بود که بسیاری از سیاستمداران افغان بیشتر تحت تأثیر این کشورها قرار بگیرند.»

او افزود: «منابع مالی گسترده‌ای که از سوی جامعهٔ جهانی وارد افغانستان می‌شد، باعث شده بود بازیگران غربی ابزارهای مؤثرتری برای اثرگذاری بر روندهای سیاسی این کشور در اختیار داشته باشند.»

با این حال، رحمانی تأکید کرد: «کاهش نفوذ پاکستان در سطح دولت مرکزی به معنای حذف کامل نقش این کشور نبود. اسلام‌آباد همچنان در برخی پرونده‌های امنیتی، به‌ویژه در مناطق مرزی و ولایت‌های جنوبی افغانستان، نقش مهمی ایفا می‌کرد.»

وی افزود: «در موضوعاتی مانند امنیت شاهراه‌ها، فعالیت گروه‌های مسلح و تحولات میدانی در جنوب و شرق افغانستان، ردپای نفوذ پاکستان همچنان قابل مشاهده بود، هرچند این نقش نسبت به دهه‌های قبل کمرنگ‌تر شده بود.»

دولت متمرکز یا غیرمتمرکز؛ اولویت پاکستان چیست؟
رحمانی در ادامه دربارهٔ نگاه پاکستان به ساختار حکومت در افغانستان گفت: «برخلاف تصور برخی تحلیلگران، برای اسلام‌آباد اصل موضوع متمرکز یا غیرمتمرکز بودن حکومت در افغانستان نیست.»

وی توضیح داد: «آنچه برای پاکستان اهمیت دارد، جهت‌گیری راهبردی حکومت افغانستان است. اگر دولتی در کابل روی کار باشد که روابط نزدیک‌تری با هند، روسیه یا حتی ایران برقرار کند، طبیعتاً پاکستان آن را تهدیدی برای منافع خود تلقی خواهد کرد.»

این کارشناس مسائل افغانستان افزود: «در مقابل، اگر یک دولت متمرکز یا حتی یک ساختار سیاسی متفاوت بتواند منافع پاکستان را تأمین کند، اسلام‌آباد مشکلی با آن نخواهد داشت.»

بیشتر بخوانید:  پروژه‌های ناتمام ترامپ؛ چرا واشنگتن دیگر قابل اعتماد نیست؟

رحمانی تأکید کرد: «در واقع نگرانی اصلی پاکستان از نوع ساختار قدرت در افغانستان نیست، بلکه از نوع روابط خارجی و جهت‌گیری ژئوپلیتیکی آن ناشی می‌شود.»

آیندهٔ آی‌اس‌آی در افغانستان

رحمانی در ارزیابی آیندهٔ نفوذ سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آی‌اس‌آی) در افغانستان اظهار کرد: «میزان نفوذ پاکستان در سال‌های آینده تا حد زیادی به توان اقتصادی این کشور و میزان حمایت قدرت‌های بزرگ از اسلام‌آباد بستگی دارد.»

وی افزود: «اگر پاکستان بتواند همانند دهه‌های گذشته حمایت سیاسی و مالی کشورهای غربی را جلب کند و از منابع اقتصادی بیشتری برخوردار شود، بدون تردید نفوذ این کشور در افغانستان نیز افزایش خواهد یافت.»

او تصریح کرد: «واقعیت این است که بسیاری از رهبران و جریان‌های سیاسی افغانستان بیش از آنکه تحت تأثیر قدرت نظامی یا ایدئولوژیک کشورهای همسایه باشند، از ظرفیت‌های اقتصادی آنها تأثیر می‌پذیرند.»

رحمانی گفت: «افغانستان کشوری است که سال‌ها با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم کرده و همین مسئله باعث شده کمک‌های مالی و اقتصادی به یکی از مهم‌ترین ابزارهای نفوذ خارجی در این کشور تبدیل شود.»

وی افزود: «اگر پاکستان بتواند در هماهنگی با قدرت‌های بزرگ و کشورهای ثروتمند عمل کند، شانس بیشتری برای تأثیرگذاری بر تحولات افغانستان خواهد داشت؛ اما اگر بخواهد به تنهایی با بازیگرانی مانند هند، روسیه یا حتی چین رقابت کند، با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد.»

افغانستان در آستانهٔ یک دگرگونی ژئوپلیتیکی

رحمانی در پایان با اشاره به شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی گفت: «افغانستان بار دیگر در یک چهارراه حساس ژئوپلیتیکی قرار گرفته است.»

وی اظهار کرد: «رقابت فزاینده میان چین و آمریکا، تحولات روابط هند و چین، نقش روسیه در نظم جدید جهانی و تغییرات در موازنهٔ قدرت منطقه‌ای، فضایی پیچیده و در عین حال شکننده ایجاد کرده است.»

او افزود: «جهان در حال عبور از یک دورهٔ گذار است و هنوز مشخص نیست نظم جدید بین‌المللی چه ویژگی‌هایی خواهد داشت. با این حال نشانه‌های تغییرات گسترده در عرصهٔ جهانی به وضوح قابل مشاهده است.»

رحمانی تأکید کرد: «کشورهایی مانند افغانستان که از ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی محدودی برخوردارند، بیش از سایر کشورها از این تحولات تأثیر خواهند پذیرفت و ممکن است در برابر تغییرات آینده آسیب‌پذیرتر باشند.»

پاکستان از زمان استقلال خود در سال ۱۹۴۷، همواره افغانستان را بخشی مهم از محیط امنیتی و راهبردی خود دانسته است. اختلاف بر سر خط دیورند، رقابت با هند، جنگ‌های افغانستان، ظهور طالبان و حضور قدرت‌های خارجی در این کشور، از جمله عواملی بوده‌اند که روابط کابل و اسلام‌آباد را تحت تأثیر قرار داده‌اند. پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ نیز اگرچه دو طرف تلاش کردند روابط خود را گسترش دهند، اما اختلافات مرزی، مسئلهٔ تحریک طالبان پاکستان (TTP)، چالش‌های امنیتی و رقابت‌های منطقه‌ای همچنان مانع شکل‌گیری روابطی باثبات و بدون تنش میان دو کشور شده است.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=124724
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x