نجیب بارور، شاعر و پژوهشگر افغانستان در گفتوگو با ایراف، پیام رهبر انقلاب اسلامی درباره روز پاسداشت زبان فارسی را «حماسی»، «دلگرمکننده» و «دارای اهمیت راهبردی» توصیف کرد و آن را نشانهای از توجه عمیق به جایگاه زبان فارسی در تحولات فرهنگی و اجتماعی امروز دانست.
بارور با اشاره به شرایط حساس منطقه و همزمانی این پیام با فضای پرتنش سیاسی و رسانهای، معتقد است توجه رهبر انقلاب به فردوسی و شاهنامه در چنین شرایطی، صرفاً یک موضع فرهنگی نیست، بلکه نوعی تأکید بر ضرورت حفظ هویت تاریخی و تمدنی در برابر فشارهای بیرونی به شمار میرود.
او همچنین باور دارد که زبان فارسی میتواند در کنار نقش ادبی و فرهنگی، به ابزاری برای تقویت انسجام و مقاومت اجتماعی تبدیل شود.
پیام «بهموقع» و «تاریخی»
بارور در ابتدای سخنان خود با اشاره به پیام رهبر انقلاب اسلامی درباره فردوسی اظهار کرد: «پیام رهبر جدید انقلاب اسلامی به مناسبت یادبود فردوسی بزرگ، جدا از اهمیت ذاتی موضوع، از لحاظ زمانی هم در موقعیت بسیار مناسبی بیان شد. در اوج جنگ و کشاکش سیاسی که امروز ایران با آن مواجه است، توجه یک رهبر به زبان فارسی و مسائل فرهنگی، امر بسیار پسندیدهای بود.»
وی افزود: «رهبر انقلاب زبان فارسی را به مثابه فرهنگ، هویت و استقلال ایرانی مبتنی بر محتوای شاهنامه تعریف و توصیف کردند و به نظر من این یکی از زیباترین پیامهایی بود که در این مقطع تاریخی بیان شد.»
این شاعر افغانستانی ادامه داد: «در شرایطی که افکار عمومی بیشتر درگیر تحولات سیاسی و نظامی است، مطرح شدن موضوع زبان فارسی و شاهنامه از سوی عالیترین مقام سیاسی کشور، پیام مهمی برای جامعه فرهنگی دارد و نشان میدهد که مسائل فرهنگی همچنان در متن تحولات اجتماعی قرار دارند.»
او تأکید کرد: «این نوع نگاه باعث دلگرمی اهل فرهنگ و نویسندگان فارسیزبان میشود؛ زیرا احساس میکنند که هویت تاریخی و ادبی آنان همچنان مورد توجه و حمایت قرار دارد.»
جنگ فرهنگی علیه زبان فارسی؛ از محدودسازی تا تحریم فرهنگی
این پژوهشگر افغانستانی درباره نقش شعر و ادبیات فارسی در برابر جنگهای رسانهای و فرهنگی تصریح کرد: «همانگونه که یک نظامی یا یک نیروی اطلاعاتی، تهدیدها را از منظر حوزه تخصصی خود میبیند، یک شاعر و نویسنده نیز میتواند جنگ را در عرصه فرهنگ تشخیص دهد.»
او ادامه داد: «امروز در کنار جنگ اقتصادی، نظامی و جغرافیایی، شاهد یک جنگ فرهنگی هم هستیم. پروژههایی برای محدود کردن زبان فارسی، تنگ کردن فضای رشد آن و حتی جلوگیری از نفس کشیدن این زبان وجود دارد و این نشانهها در سطوح مختلف قابل مشاهده است.»
بارور با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: «من به عنوان یک نویسنده این تنگناها را حس میکنم و میبینم که چگونه در برخی فضاها تلاش میشود زبان فارسی به حاشیه رانده شود یا از ظرفیتهای فرهنگی آن کاسته شود.»
وی خاطرنشان کرد: «در چنین شرایطی، همانقدر که مقابله اقتصادی و نظامی ضرورت دارد، مقابله فرهنگی نیز ضروری است و میتواند ما را در این جنگ چندوجهی یاری کند.»
شاهنامه؛ جغرافیای بزرگ فرهنگی فراتر از مرزهای سیاسی
بارور در ادامه با اشاره به ظرفیت شاهنامه برای همدلی میان اقوام مختلف گفت: «جغرافیای شاهنامه بسیار گستردهتر از مرزهای سیاسی امروز است و طبیعی است که در چنین جغرافیایی قومیتهای گوناگون در کنار هم زندگی کرده باشند.»
وی افزود: «وقتی جغرافیای شاهنامه را مطالعه میکنیم، متوجه میشویم که این اثر فقط متعلق به یک کشور امروزی نیست بلکه به یک حوزه تمدنی وسیع تعلق دارد که بخشهای مختلفی از منطقه را در بر میگیرد.»
او ادامه داد: «متأسفانه در برخی کشورهای کوچکشده این جغرافیای بزرگ فرهنگی، این واقعیت تاریخی و فرهنگی پذیرفته نمیشود. در افغانستان نیز رویکردهای فارسیستیزانهای که در حکومتهای مختلف و تحت تأثیر سیاستهای غربی اعمال شده، نشاندهنده نادیده گرفتن این واقعیت فرهنگی است.»
این شاعر افغانستانی تصریح کرد: «وقتی اصالتهای فرهنگی و تاریخ زبان فارسی به رسمیت شناخته نشود، طبیعی است که دریافت پیامهای فرهنگی شاهنامه نیز دشوار شود و جامعه از ظرفیتهای همگرایانه آن محروم بماند.»
رهبر انقلاب اهالی فرهنگ را به «مشارکت در جنگ فرهنگی» فراخواندند
بارور با اشاره به علاقه رهبر شهید انقلاب اسلامی به زبان فارسی، گفت: «آیتالله سید علی خامنهای فقط به فارسی علاقه نداشتند، بلکه به فارسی عشق میورزیدند. ایشان زبان فارسی را مهمترین استراتژی فرهنگی در برابر تهاجمات بیگانه میدانستند.»
وی ادامه داد: «رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها درباره قدرتمند شدن زبان فارسی سخن گفته بودند و همواره تأکید داشتند که این زبان باید گستردهتر و توانمندتر شود.»
او تصریح کرد: «به نظر من آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز با درک همین اهمیت، اهالی فکر، قلم و فرهنگ را به مشارکت در این جنگ فراگیر دعوت کردند تا همانند فردوسی نقشآفرینی کنند و ایستادگی و شجاعت مردم ایران را مستند و ماندگار سازند.»
بارور افزود: «پیام ایشان فقط یک پیام ادبی نبود بلکه دعوتی برای حضور فعال نویسندگان، شاعران و هنرمندان در میدان روایتسازی فرهنگی بود.»
پیوند حماسه شاهنامه با مقاومت امروز مردم ایران
این پژوهشگر افغانستانی درباره مهمترین بخش پیام رهبر انقلاب گفت: «آنچه بیش از همه توجه مرا جلب کرد، پیوند دادن اسطورهها و داستانهای شاهنامه با واقعیت زندگی امروز مردم ایران بود؛ اینکه ایستادگی و دفاع از وطن در شرایط دشوار جنگی نیز میتواند یک حماسه باشد.»
وی افزود: «این نگاه نشان میدهد که روحیه مبارزه و مقاومت هنوز در میان رهبران این جغرافیا زنده است و توجه به شاهنامه در چنین شرایطی، یک نگاه حماسی و زیبا محسوب میشود.»
او ادامه داد: «شاهنامه فقط یک متن ادبی نیست بلکه سندی تاریخی و فرهنگی درباره روحیه ایستادگی و مقاومت ملتهای این منطقه است و استفاده از این ظرفیت در شرایط کنونی میتواند بسیار اثرگذار باشد.»
بارور تأکید کرد: «رهبر انقلاب تلاش کردند حماسههای تاریخی را با واقعیتهای امروز پیوند بزنند و این مسئله میتواند تأثیر عمیقی بر روحیه عمومی جامعه داشته باشد.»
ضرورت تدوین «استراتژی فرهنگی» برای زبان فارسی
بارور در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر ضرورت تدوین راهبرد فرهنگی برای زبان فارسی گفت: «رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها بر قدرتمند شدن زبان فارسی تأکید داشتند و همواره این دغدغه را مطرح میکردند که چگونه میتوان فارسی را گسترش داد و قابلیتهای آن را افزایش داد.»
وی پیشنهاد داد: «باید یک مرکز مطالعاتی منظم و راهبردی درباره فردوسی و شاهنامه شکل بگیرد؛ مرکزی که پژوهشگران فارسیزبان از ایران، افغانستان، سمرقند، بخارا، هند، پاکستان، ترکمنستان و دیگر بخشهای جغرافیای فرهنگی شاهنامه در آن حضور داشته باشند.»
او ادامه داد: «همانگونه که برای شناساندن حافظ، مولوی و دیگر بزرگان نیاز به برنامهریزی وجود دارد، باید سیاستهای منظم فرهنگی نیز برای جلوگیری از حمله به این میراث تمدنی تدوین شود.»
این شاعر افغانستانی تأکید کرد: «ما نباید فقط در زمان بحران و جنگ به یاد شاهنامه و فردوسی بیفتیم؛ بلکه باید در زمان صلح نیز برای شناخت و تقویت این میراث فرهنگی برنامهریزی کنیم.»
شاهنامهستیزی و فردوسیستیزی مقابله با زبان فارسی است
وی با انتقاد از برخی برخوردها با شاهنامه و فردوسی گفت: «برای منِ فارسیزبان قابل قبول نیست که در ایران کسی به فردوسی و شاهنامه توهین کند. متأسفانه در سالهای گذشته گاهی شاهد چنین دهنکجیهایی حتی در برخی سطوح رسمی بودهایم.»
او تصریح کرد: «فردوسیستیزی در طول تاریخ متعلق به حکومتهای بیگانه مانند غزنویان، سلجوقیان، مغولان و تیموریان بوده است و نباید اجازه داد در عصر انقلاب اسلامی نیز چنین نگاههایی تکرار شود.»
بارور ادامه داد: «رهبرانی که خودشان به زبان فارسی عشق میورزند و با این زبان شعر میگویند، طبیعتاً نمیتوانند با هویت تاریخی و فرهنگی ایران بیگانه باشند.»
وی خاطرنشان کرد: «باید با سیاستگذاری منظم فرهنگی، زمینه سوءاستفاده و حمله به مفاخر ادبی و تاریخی گرفته شود تا این سرمایههای فرهنگی بیش از پیش مورد احترام قرار گیرند.»
زبان زنده و جهانی
بارور گفت: «زبان فارسی در طول تاریخ مانند ققنوس بارها از میان خاکستر برخاسته و امروز نیز از این دشواریها عبور خواهد کرد.»
وی افزود: «فارسی چه بهعنوان زبان رسمی دنیا شناخته شود و چه نشود، یکی از زبانهای زنده جهان است؛ زیرا تا وقتی حافظ، مولوی، سعدی، خیام و فردوسی سخن میگویند، جهان همچنان با زبان فارسی تکلم میکند.»
او در پایان تأکید کرد: «هیچکس نمیتواند حق حیات و پویایی زبان فارسی را از آن بگیرد؛ زیرا این زبان با تاریخ، فرهنگ و حافظه تمدنی میلیونها انسان گره خورده است.»
گفتنی است که در سالهای گذشته، موضوع زبان فارسی و جایگاه شاهنامه بارها در سخنان رهبران انقلاب اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. تأکید بر «قدرت نرم» زبان فارسی، ضرورت گسترش حوزه نفوذ فرهنگی ایران و نقش شاهنامه در حفظ هویت تاریخی ایرانیان، از محورهایی بوده که در محافل فرهنگی و ادبی مطرح شده است. بسیاری از پژوهشگران معتقدند شاهنامه فردوسی علاوه بر ارزش ادبی، یکی از مهمترین متون هویتساز در حوزه تمدنی ایران و جهان فارسیزبان به شمار میرود و همچنان در تحولات فرهنگی و اجتماعی منطقه، نقش اثرگذاری دارد.





