به گزارش ایراف، به نقل از الجزیره، مقامات ارشد دولت ترامپ در حالی از احتمال بازگشت به فاز نظامی سخن میگویند که تحلیلگران بینالمللی امروز (چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت)، بر وضعیت «بحرانی» آتشبس موقت تأکید کردند. دونالد ترامپ با اذعان به اینکه توافقات فعلی در وضعیت «کمای کامل» قرار دارد، عملاً با مجموعهای از گزینههای ناکارآمد روبرو شده است. از سویی، شکست در دستیابی به اهداف نظامی برای انهدام زیرساختهای غنیسازی و توان موشکی ایران ثابت کرده است که زرادخانه بالستیک و شبکههای متحد منطقهای تهران همچنان به عنوان وزنه تعادل عمل میکنند و از سوی دیگر، افکار عمومی آمریکا به دلیل هزینههای اقتصادی و جهش قیمت سوخت، تمایلی به بازگشت به جنگ ندارند.
فرسایش توان نظامی آمریکا و هراس از جبهه شرق
یکی از جدیترین چالشهای ترامپ، کاهش توان عملیاتی ایالات متحده برای پاسخگویی به تهدیدات احتمالی در منطقه «هند-آرام» است. گزارشهای مراکز مطالعات استراتژیک هشدار میدهند که تمرکز پنجهفتهای بر تقابل با ایران، آمادگی نظامی آمریکا برای رویارویی با چین را به شدت تضعیف کرده است. این واقعیت نشان میدهد که بازدارندگی فعال ایران توانسته است ماشین جنگی واشینگتن را در یک «جنگ فرسایشی» گرفتار کند؛ وضعیتی که در آن متحدان منطقهای آمریکا نظیر امارات نیز در صورت هرگونه ماجراجویی جدید، هدف مستقیم پاسخهای پهپادی و موشکی تهران قرار خواهند گرفت.
اولویتبندی شروط تهران در میز مذاکره
در لایه دیپلماتیک، ایران با اتکا به دست برتر میدانی، خواستههای خود را شفاف کرده است: لغو کامل تحریمها، بهرسمیتشناختهشدن نفوذ حاکمیتی بر تنگه هرمز و توقف درگیریها در همه جبههها از جمله لبنان. کارشناسان معتقدند ترامپ برخلاف ژستهای رسانهای، احتمالاً ناچار خواهد شد میان «محدودیت هستهای» و «نفوذ منطقهای ایران» یکی را انتخاب کند؛ چرا که تهران نشان داده است در برابر فشارهای اقتصادی و نظامی، نه تنها عقبنشینی نکرده، بلکه اهرمهای فشار خود را بر شاهرگهای انرژی جهان (تنگه هرمز) تثبیت نموده است.
بحران محبوبیت و سایه اقتصاد بر انتخابات میاندورهای
سقوط محبوبیت ترامپ به ۳۶ درصد و نگرانی دو سوم شهروندان آمریکایی از فقدان دلیل روشن برای ورود به جنگ، فشار داخلی بر جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره مضاعف کرده است. حساسیت ترامپ به نوسانات بازار نفت و تورم ناشی از انسداد دریایی، او را به سمت پذیرش پیروزیهای نمادین سوق میدهد؛ حتی اگر این امر مستلزم اعطای امتیازات راهبردی به ایران باشد. واقعیت میدانی حاکی از آن است که ایران با عبور از مرحله خسارتهای اولیه، اکنون بازدارندگی خود را بازتعریف کرده و واشینگتن را با گزینههایی روبرو ساخته که انتخاب هر یک، به معنای پذیرش واقعیت جدید قدرت در غرب آسیاست.








