به گزارش ایراف، این تحلیلگر ارشد در یادداشتی که توسط «اندیشکده اقبال» منتشر شده، معتقد است منطقه در حال تجربه زلزلهای در معادلات قدرت است. به گزارش منابع خبری، زاهد حسین در تحلیل امروزِ خود (چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشت) تصریح میکند که دونالد ترامپ با اتخاذ مواضع ضدونقیض، فضای بینالمللی را در وضعیتی از تعلیق و برزخ نگه داشته است؛ وی در حالی که مدعی تحقق اهداف جنگی ایالات متحده است، با رد پیشنهاد صلح ایران، عملاً آتشبس را در وضعیت «کمای کامل» قرار داده است. زاهد حسین فاش میکند که این کارشکنی درست پس از تماس تلفنی بنیامین نتانیاهو با ترامپ صورت گرفته است؛ جایی که تلآویو با طرح ادعاهای تکراری درباره «تهدیدات هستهای»، فشار حداکثری برای بازگشت آمریکا به فاز عملیات نظامی را دنبال میکند.
چرخش راهبردی ریاض و فروپاشی اجماع عربی
یکی از کلیدیترین لایههای تحلیل زاهد حسین، تغییر موضع معنادار عربستان سعودی است. ریاض که در دهههای گذشته همواره مشوق برخوردهای سخت با تهران بود، اکنون با درک واقعیتهای جدید میدانی، از همراهی با «پروژه آزادی» سر باز زده و اجازه استفاده از حریم هوایی و پایگاههای خود را برای ضربه به ایران صادر نکرده است. محمد بنسلمان با چرخشی آشکار، اکنون به جای تقابل، از ابتکار عمل اسلامآباد برای میانجیگری حمایت میکند. این تغییر رفتار، منجر به ایجاد شکاف در بلوک خلیج فارس شده است؛ در حالی که ریاض، مسقط و دوحه مسیر دیپلماسی را برگزیدهاند، امارات و بحرین به دلیل هراس از ضربات موشکی به زیرساختهای حیاتی _ بهویژه دبی _ بیش از پیش به چتر دفاعی واشینگتن و تلآویو پناه بردهاند.
نفت و سیاست؛ خروج امارات از اوپک به مثابه نماد گسست
زاهد حسین تصمیم ناگهانی امارات برای خروج از سازمان اوپک در میانه تنشهای نظامی را نشانهای صریح از فروپاشی اتحاد سنتی کشورهای عربی در مدیریت بازار انرژی میداند. این اقدام که در میانه غبار جنگ صورت گرفته، حکایت از پایان دورانی دارد که در آن کشورهای حاشیه خلیج فارس به صورت هماهنگ بر جریان نفت نظارت میکردند. این گسست اقتصادی، فضا را برای بهرهبرداری اسرائیل مهیا کرده است تا در سایه تمرکز جهانی بر تنش با ایران، پروژههای الحاق کرانه باختری و تثبیت حضور نظامی در غزه و لبنان را با شتاب بیشتری پیش ببرد.
چشمانداز بازدارندگی و بنبست صلح
از دیدگاه این تحلیلگر ارشد پاکستانی، جنگ فعلی برخلاف ادعاهای کاخ سفید، کمکی به ثبات نکرده بلکه صرفاً دست تلآویو را برای تغییر جغرافیای فلسطین و لبنان بازتر کرده است. واقعیت میدانی نشان میدهد که بازدارندگی موشکی و پهپادی ایران، محاسبات هزینه-فایده را برای کشورهای محافظهکار منطقه تغییر داده است. بنبست فعلی در مذاکرات و پافشاری واشینگتن بر مطالبات زیادهخواهانه تحت فشار لابی صهیونیستی، نشان میدهد که صلح در دسترس نخواهد بود و منطقه باید خود را برای یک دوران طولانی از «تنشهای کنترلشده» و بازتعریف ائتلافها بر پایه منافع بومی آماده کند؛ مسیری که در آن همکاریهای ایران و پاکستان میتواند به عنوان وزنه تعادل در برابر مداخلات فرامنطقهای عمل کند.









