به گزارش ایراف، اندیشکده اقبال در تحلیلی پیرامون این تحولات گزارش داد که وزارت خارجه آمریکا تأکید کرده است که از این پس تمامی امور دیپلماتیک و کنسولی مربوط به این ایالت از طریق سفارتخانه مرکزی در اسلامآباد مدیریت خواهد شد. این جابهجایی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، درست در زمانی صورت میگیرد که تنشهای مرزی میان کابل و اسلامآباد به اوج رسیده و حملات گروههایی نظیر تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) در مناطق قبایلی افزایش یافته است؛ موضوعی که نشان میدهد واشنگتن دیگر حاضر به پرداخت هزینههای جانی و امنیتی برای ماندن در خط مقدم لرزان پیشاور نیست.
پایان مأموریت «بدھ بیر» و میراث جنگ سرد
پیشاور برای دیپلماسی آمریکا فراتر از یک نمایندگی ساده بود؛ این شهر از سال ۱۹۵۹ و با ایجاد پایگاه هوایی «بدھ بیر» به کانون جاسوسی علیه شوروی تبدیل شد. در دهه ۸۰ میلادی، این کنسولگری عملاً به ستاد فرماندهی و لجستیک حمایت از مجاهدین افغان تبدیل گشت و پس از سال ۲۰۰۱ نیز به عنوان اتاق عملیات مشترک علیه القاعده و طالبان ایفای نقش کرد. تحلیلها نشان میدهد که واشنگتن با بستن این مرکز، عملاً یکی از مهمترین پایگاههای دادهکاوی میدانی خود را از دست داده و اکنون مجبور است برای رصد تحرکات طالبان، به دادههای دستدوم سازمان اطلاعاتی پاکستان (ISI) یا پهپادهای شناسایی تکیه کند.
عقبنشینی استراتژیک از مرزهای افغانستان
تحلیلگران معتقدند این اقدام، «خداحافظی عملی آمریکا با پرونده افغانستان» است. انتقال فعالیتها به اسلامآباد، فاصله فیزیکی و فرهنگی دیپلماتهای آمریکایی با واقعیتهای ایالت خیبرپختونخواه را دوچندان میکند. پیش از این، در اسناد بودجهای و راهبردی وزارت خارجه آمریکا (تدوین شده در فروردین ۱۴۰۵)، بر ضرورت انتقال منابع از مناطق «پرخطر و کمبازده» به حوزه «ایندوپاسفیک» برای مقابله با نفوذ چین تأکید شده بود. اکنون با اجرایی شدن این تصمیم در دوره مارکو روبیو، مشخص است که تغییر اولویتهای واشنگتن از مرزهای افغانستان به سمت مهار چین، به یک سیاست قطعی و فراحزبی تبدیل شده است.
شکست دیپلماسی عمومی و کوری اطلاعاتی
کنسولگری پیشاور روزگاری با ارائه کتاب، فیلم و آموزش زبان انگلیسی، به دنبال جذب طبقه تحصیلکرده پشتون و ترویج «سبک زندگی آمریکایی» بود تا مانع نفوذ تفکرات کمونیستی و بعدها رادیکالیسم اسلامی شود. اما افزایش ناامنی و تبدیل شدن ساختمان این مرکز به یک دژ نظامی با دیوارهای بتنی و سیم خاردار، عملاً ارتباط واشنگتن با بدنه اجتماعی منطقه را قطع کرده بود. تعطیلی نهایی این مرکز، اعتراف به شکست در پروژهای است که قصد داشت با «نرمافزار فرهنگی»، امنیت سختافزاری آمریکا را در همسایگی افغانستان تأمین کند. اکنون با خروج فیزیکی آمریکا، خلأ قدرت در پیشاور زمینهساز تقویت نفوذ بازیگران منطقهای و افزایش ابهام در آینده امنیتی مرزهای دیورند خواهد شد.










