به گزارش ایراف، سخنگوی حکومت طالبان مدعی اتخاذ سیاست «بیطرفی فعال» در قبال تنشهای ایران و آمریکا شده است؛ حال آنکه پیشینه مواضع این حکومت و پیوندهای راهبردی منطقه، این ادعای جدید را با چالشهای جدی مواجه میکند.
اظهارات اخیر ذبیحالله مجاهد مبنی بر دعوت طرفین به خویشتنداری و ادعای استقلال دیپلماتیک کابل، در حالی مطرح میشود که واقعیتهای ژئوپلیتیک حکایت از ناگزیری حکومت طالبان در حمایت از ثبات جمهوری اسلامی ایران دارد.
در خصوص این موضوع، ایراف گفتوگویی با دکتر احسان یاری، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز و رئیس سابق مرکز مطالعات خلیج فارس، انجام داده است.
طالبان کمتر از یک ماه پیش، اقدامات آمریکا را «تروریسم دولتی» خوانده بود و حالا شعار «بیطرفی فعال» سر میدهد. ریشه این چرخش ناگهانی را در چه میبینید؟
قواعد بازی طالبان بسیار پیچیده و شکننده است. آنها از اوایل جنگ تحمیلی علیه ایران، مطابق الگوی مخالفت خود با آمریکا، اقدامات واشنگتن را محکوم کرده و همواره بر حق ایران در دفاع از خود تأکید نمودند. یکی از مهمترین دلایل محکوم کردن آمریکا، درگیری طالبان با پاکستان و ارتباط مستقیم و نزدیک فرماندهان و مقامات پاکستانی با آمریکا بود. اما اکنون که سطح تنش با اسلامآباد کاهش یافته، طالبان به امید خروج از انزوای بینالمللی و پیشرفت در مذاکره با آمریکا، اعلام بیطرفی فعال کرده است. این موضع نیز با گذشت زمان و ایجاد تحولات منطقهای و بینالمللی تغییر خواهد کرد. به نظر من، اتخاذ موضع بیطرفی فعال از سوی طالبان عملاً غیرممکن است؛ به دلیل وابستگیهای افغانستان به ایران.
واقعیت این است که افغانستانِ تحت کنترل طالبان از لحاظ ترانزیت، سوخت و حتی امنیت مرزهای غربی خود به شدت به ایران وابسته است. با این وصف، آیا باور دارید که طالبان در صورت درگیری مجدد نظامی میان ایران و آمریکا میتواند بیطرف بماند؟
واقعیت این است که طالبان از نظر سوخت و انرژی به واردات از ایران وابسته است و مرزهای غربی آن در صورت آغاز مجدد درگیری میان ایران و آمریکا به شدت آسیبپذیر خواهد بود. با افزایش تنش در روابط اسلامآباد و کابل، شاهد افزایش اهمیت ایران برای ترانزیت کالا به افغانستان هستیم و مقامات طالبان به خوبی بر این موضوع واقفند. در صورتی که طالبان بخواهد منافع خود با ایران را به خطر بیندازد، باید بتواند امتیازات خوبی از آمریکا کسب کند؛ اما با توجه به تحولات منطقهای و بینالمللی و سابقه طالبان، چنین امری غیرممکن به نظر میرسد و اعلام بیطرفی فقط روی کاغذ خواهد ماند.
طالبان مدعی است هیچ گروه مسلحی در خاک افغانستان تهدیدی برای همسایگان نیست. اما تجربه نشان داده که گروههای ضدایرانی مانند برخی جناحهای داعش یا گروهکهای تجزیهطلب، پیشتر از خاک افغانستان استفاده کردهاند. به نظر شما، اگر جنگی مجدداً رخ دهد، طالبان توان و اراده واقعی برای جلوگیری از تبدیل شدن خاک افغانستان به سکوی عملیاتی علیه ایران را دارد؟
همانطور که گفتم، اعلام بیطرفی فقط روی کاغذ است و طالبان عملاً نمیتواند در جنگ ایران و آمریکا سیاست بیطرفی را اتخاذ کند و آن را ادامه دهد. در مورد توانایی طالبان در مهار گروههای تروریستی باید گفت که بستر اقتصادی و اجتماعی افغانستان زمینهساز رشد و تقویت گروههای تروریستی مانند داعش خراسان است و طالبان نیز قدرت کافی برای مهار این گروهها را ندارد. اگر جنگ علیه ایران ادامه یابد، یقیناً این گروهها خواهان انجام اقدامات ناامنکننده در مرزهای شرقی ایران خواهند بود.
در تاریخ منطقه، کشورهایی که در تقابل میان ایران و آمریکا سعی کردهاند «خط میانه» بروند، معمولاً از هر دو طرف ضربه خوردهاند. اگر طالبان نتواند این بیطرفی را مدیریت کند، به نظر شما محتملترین سناریو برای افغانستان چیست؟
واقعیت این است که طالبان نه میتواند وابستگی خود به ایران را نادیده بگیرد و نه میتواند وارد جنگ با آمریکا شود. از این رو، محتملترین سناریو این است که در صورت ادامه جنگ بین ایران و آمریکا، طالبان در مواضع رسمی به بیطرفی خود پایبند باشد، اما در پنهان از ایران حمایت کند.
افکار عمومی در افغانستان، به ویژه پس از ۲۰ سال اشغال آمریکا، به شدت ضدآمریکایی و همدل با مقاومت در برابر واشنگتن است. طالبان نیز خود را میراثدار همین مقاومت میداند. حال سؤال این است: وقتی مردم عادی افغانستان میبینند که حکومت طالبان در برابر تقابل ایران (مسلمان) با آمریکا (همان دشمن سابق اشغالگر) شعار «بیطرفی» سر میدهد، آیا این را خیانت به آرمانهای مقاومت تعبیر نمیکنند؟ آیا این بیطرفی هزینه مشروعیت داخلی برای طالبان در پی نخواهد داشت؟
در فرهنگ جهادی-قبیلهای افغانستان، بیطرف ماندن در برابر ظلم، نوعی همکاری با ظالم تلقی میشود. اعلام بیطرفی از سوی مقامات طالبان باعث افزایش نارضایتی و تقویت جنبش مقاومت ملی خواهد شد. بازگشت مهاجران از پاکستان و ایران، همراه با شرایط اقتصادی و اجتماعی آنها، زمینههای لازم برای ورودشان به گروههای ضدآمریکایی را بیش از پیش افزایش میدهد و این بیطرفی میتواند به تسریع این روند کمک کند. این تحولات ناگزیر موقعیت طالبان در افغانستان را بیش از پیش با خطر مواجه کرده و بیثباتی در افغانستان را افزایش خواهد داد.





