به گزارش ایراف، در حالی که ماهها از پایان درگیریهای مستقیم میگذرد، دوگانگی در روایتهای رسمی واشینگتن، درباره توان نظامی جمهوری اسلامی ایران به اوج خود رسیده است. انتشار گزارش اخیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) مبنی بر حفظ ۷۰ درصد از توان موشکی و ساختار فرماندهی منسجم ایران، بهطور مستقیم ادعاهای دونالد ترامپ مبنی بر نابودی بیش از ۸۰ درصد ذخایر تسلیحاتی ایران را زیر سؤال برده و شکافی جدی میان لایه سیاسی و بدنه اطلاعاتی واشینگتن ایجاد کرده است.
نبرد آمارها؛ نفوذ تندروها بر محاسبات ترامپ
ریشه این تضاد آماری را باید در نفوذ چهرههای تندرو ارزیابی کرد که به جای تکیه بر واقعیتهای میدانی، دادههایی را به رئیسجمهور آمریکا ارائه میدهند که با تمایلات شخصی وی همخوانی داشته باشد. گزارش نشریه «آتلانتیک» و وبسایت «آکسیوس» نشان میدهد که افرادی نظیر لیندزی گراهام و جک کین، با نادیده گرفتن هشدارهای پنتاگون، ترامپ را به سمت گزینههای نظامی سوق میدهند. این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه اطلاعاتی آمریکا معتقد است ایران نه تنها تسلیم نشده، بلکه اقتصاد و زیرساخت نظامی خود را با شرایط محاصره و جنگ سازگار کرده است.
سایه سنگین اطلاعات جعلی تلآویو بر کاخ سفید
تحلیلگران معتقدند بخشی از خطای محاسباتی ترامپ ناشی از اطلاعاتی است که بنیامین نتانیاهو در سفرهای غیرعادی خود به واشینگتن در اختیار وی قرار داده است. هماهنگیهای بهمنماه ۱۴۰۴ که با حضور فرماندهان ارشد نظامی رژیم اسرائیل انجام شد، بر پایه این فرضیه غلط بنا شده بود که ایران در کوتاهمدت دچار فروپاشی خواهد شد. اکنون با گذشت زمان، مشخص شده است که برآوردهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی بیش از آنکه جنبه عملیاتی داشته باشد، ابزاری برای کشاندن ایالات متحده به باتلاقی جدید در خاورمیانه بوده است.
اختلاف در کابینه؛ تقابل ونس و هگست
دوگانگی در بدنه دولت آمریکا تنها به تقابل با سازمان سیا محدود نمیشود، بلکه در لایههای بالای کابینه نیز نمود یافته است. تردید جدی جیدی ونس، معاون ترامپ، نسبت به گزارشهای پیت هگست، وزیر جنگ، نشاندهنده بیاعتمادی داخلی به پیروزیهای ادعایی واشینگتن است. برخی مشاوران ونس بر این باورند که تصویری که هگست از تخریب توان نظامی ایران ارائه میدهد «گمراهکننده» است و صرفاً برای جلب رضایت شخصی ترامپ و حفظ جایگاه سیاسی طراحی شده است.
بنبست استراتژیک و گزینه پذیرش واقعیت
در میان این آشفتگی اطلاعاتی، اندیشمندانی چون جان مرشایمر معتقدند که استمرار سیاست «محاصره و تهدید» به دلیل واقعیتهای سخت میدانی به بنبست رسیده است. تضعیف ساختار امنیت ملی آمریکا و شخصیسازی سیاست خارجی توسط ترامپ، واشینگتن را در مسیر شکستهای پیدرپی قرار داده است. از نظر ناظران بینالمللی، تنها راه خروج آمریکا از این بحران خودساخته، پذیرش واقعیتِ توانمندیهای بازدارنده ایران و عدول از توهماتی است که تندروهای واشینگتن و تلآویو برای کاخ سفید ترسیم کردهاند.









