به گزارش ایراف، اظهارات اخیر ذبیحالله مجاهد مبنی بر دعوت طرفین به خویشتنداری و ادعای استقلال دیپلماتیک کابل، در حالی مطرح میشود که واقعیتهای ژئوپلیتیک، حکایت از ناگزیری حکومت طالبان در حمایت از ثبات جمهوری اسلامی ایران دارد.
سخنگوی حکومت طالبان با رد ادعای حضور گروههای مسلح در خاک این کشور، دستگاههای استخباراتی بیگانه را به نشر اطلاعات گمراهکننده متهم کرد؛ تحرکاتی که به نظر میرسد سناریویی برای تحتفشار قرار دادن کابل جهت دوری از قطبهای قدرت منطقهای باشد.
تناقض در مواضع؛ از محکومیت تجاوز تا ادعای بیطرفی
اگرچه مجاهد اکنون بر طبل بیطرفی میکوبد، اما بازخوانی فکتهای دیپلماتیک نشاندهنده لایههای دیگری از موضعگیریهای این حکومت است. به عنوان نمونه، در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، به دنبال تحرکات ماجراجویانه آمریکا در خلیج فارس، منابع نزدیک به وزارت دفاع حکومت طالبان در واکنشهایی که در رسانههای منطقهای بازتاب داشت، اقدامات واشینگتن را مصداق «تروریسم دولتی» و «نقض آشکار ثبات برادران همسایه» توصیف کردند.
همچنین در اوایل اردیبهشتماه، برخی مقامات دفتر سیاسی در دوحه به صورت غیررسمی تأکید کردند که هرگونه حماقت نظامی آمریکا علیه ایران، پاسخ قاطع نیروهای منطقهای را در پی خواهد داشت. این چرخش لحن رسانهای از آن مواضع تند و صریح به «بیطرفی فعال» در نیمه دوم اردیبهشت، بیش از آنکه یک تغییر راهبرد باشد، به نظر میرسد یک مانور تاکتیکی برای در امان ماندن از فشارهای بانکی و تحریمی کاخ سفید در شرایط بحرانی کنونی است.
پیوندهای امنیتی و چالش فریب استخباراتی
متهم کردن سرویسهای امنیتی فرامنطقهای به انتشار گزارشهای جعلی درباره وضعیت امنیتی افغانستان، پرده از سناریوی جدیدی برمیدارد که در پی القای ناامنی در مرزهای مشترک با ایران است. حکومت طالبان با تأکید بر اینکه هیچ تهدیدی از خاک این کشور متوجه جهان نیست، در تلاش است تا اعتبار از دست رفته خود در نشستهای بینالمللی را بازسازی کند.
با این حال، تحلیلگران معتقدند تا زمانی که کابل نتواند مرزهای خود را از نفوذ هدایتشده گروههای نیابتی استکبار مصون بدارد، ادعای «امنیت درونزا» تنها در سطح بیانیههای مطبوعاتی باقی خواهد ماند و نمیتواند جایگزین همکاریهای عمیق امنیتی با تهران شود.
جبر جغرافیایی و ضرورت عبور از انزوای فرمایشی
اصرار سخنگوی حکومت طالبان بر اتخاذ تصمیمات مستقل، در حالی بیان میشود که تنشهای فزاینده کابل با اسلامآباد بر سر مسائل مرزی و اخراج پناهجویان، کابل را بیش از پیش به مسیرهای ترانزیتی ایران وابسته کرده است. واقعیت موجود نشان میدهد که ثبات در افغانستان پیوندی ناگسستنی با امنیت جمهوری اسلامی دارد و هرگونه ماجراجویی آمریکا در منطقه، مستقیماً بقای اقتصادی حکومت طالبان را تهدید میکند.
در نهایت، به نظر میرسد ادعای «بیطرفی»، نقابی دیپلماتیک برای عبور از بنبستهای فعلی است؛ چرا که در عرصه عمل، کابل به خوبی آگاه است که در تقابل میان «حقوق مسلم منطقهای» و «زیادهخواهیهای استکبار»، نمیتوان میان جبهه مقاومت و اشغالگران سابق، خط میانه برگزید.









