به گزارش ایراف، سید محمدتقی حسینی، استاد دانشگاه افغانستان، در تحلیلی از نشانهشناسی امنیتی و سیاسی رژیم اسرائیل در روابط بینالملل نوشت: اسرائیل، بهویژه در برخورد با فلسطینیان، از دیرباز سیاستهایی اتخاذ کرده که به وضوح نشان میدهد تمایز روشنی میان غیرنظامی و نظامی، مردم و مبارزان، ساختار مدنی و ساختار مسلح (نیروی نظامی) قائل نیست.
وی افزود: این تمایززدایی نه صرفاً ناشی از ملاحظات میدانی یا اطلاعاتی، بلکه ریشه در ساختار ایدئولوژیک و امنیتی اسرائیل دارد؛ ساختاری که بقای خود را نه بر پایهی سازش با دیگری، بلکه بر پایهی حذف یا کنترل کامل «دیگری تهدیدگر» تعریف میکند.
حسینی در ادامه به ریشههای ایدئولوژیک سیاست تنبیه جمعی اشاره کرد و گفت: اسرائیل، از بدو تأسیس خود، با نوعی منطق امنیتی شکل گرفت که بر «محاصره دائمی توسط دشمنان عرب» تأکید داشت.
وی تصریح کرد: این منطق امنیتی، که در آموزههای بنگوریون و پس از آن در گفتمان ارتش اسرائیل نهادینه شد، نوعی روانشناسی محاصره و بقاء را ایجاد کرد که در آن نه صرفاً نیروهای دشمن، بلکه کل «جمعیت عرب» بهمثابه تهدید درک میشوند؛ یعنی بافت تهدیدآفرین.
این استاد دانشگاه سپس به مفهوم «دکترین ضاحیه» (Dahiyah Doctrine) برگرفته از حمله به ضاحیه جنوبی بیروت در ۲۰۰۶ اشاره کرد و افزود: در ادبیات نظامی اسرائیل، اساس این دکترین وارد کردن ضربهی سنگین و فلجکننده به ساختار زیستی و اجتماعی دشمن است.
حسینی در ادامه بیان کرد: بر اساس این دکترین، اگر یک گروه شبهنظامی در یک منطقه فعالیت دارد، باید کل منطقه – با تمام مردم، زیرساختها، مدارس، مساجد، و بیمارستانهایش – هدف حمله قرار گیرد تا «هزینهی مقاومت» برای مردم آن منطقه چنان بالا رود که دیگر از آن گروه حمایت نکنند.
به گفتهٔ حسینی، در این نگاه، مردم صرفاً گروگان یا قربانی نیستند؛ بلکه بهعنوان ناخودآگاه جمعی مقاوم، مسئول تلقی میشوند. بنابراین، حمله به زیرساختهای عمومی و غیرنظامیان توجیهپذیر میشود، چون هدف آن صرفاً مجازات نیست، بلکه شکستن ارادهی جمعی است.
وی در ادامه تصریح کرد: در سطوح عمیقتر ایدئولوژیک، در یکی از اشکال رادیکال آن، نوعی آرمان امنیت دنبال میشود که نه از دل همزیستی، بلکه از مسیر اخراج، کنترل و تفکیک جمعیتی حاصل میشود.
حسینی در بخش پایانی تحلیل خود هشدار داد: آنچه این منطق را خطرناکتر میکند، تلفیق آن با قدرتهای پیشرفتهی اطلاعاتی، رسانهای و حقوقی اسرائیل است (لابی بسیار قدرتمند).
وی افزود: اسرائیل با بهرهگیری از قدرت لابیهای بینالمللی، رسانههای غربی و پوششهای حقوقی همچون «حق دفاع از خود»، نوعی از تروریسم دولتی با صورتبندی لیبرال و قانونی را عرضه کرده که در آن استفاده از بمبهای ۱۰۰۰ کیلویی علیه یک خانوادهی ۶ نفره، بهعنوان «عملیات هدفمند» توجیه میشود.
این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: این نوشته صرفاً ناظر بر نشانهشناسی امنیتی و سیاسی اسرائیل در روابط بینالملل است و ریشههای ایدئولوژیک سیاست تنبیه جمعی را بازتاب میدهد.









