شکست در شکست؛ چرا ترامپ آتش‌بس را تمدید کرد؟

به گزارش ایراف، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که طی روزهای گذشته بارها مدعی شده بود آتش‌بس را تمدید نمی‌کند، از تمدید آتش‌بس خبر داد. ترامپ مدعی شد که شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور از وی خواسته‌اند که حمله به ایران را تا زمان ارائه پیشنهادی از سوی ایران به تأخیر بیاندازد.

رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه ادعا کرد که به نیروهای نظامی خود دستور داده است تا محاصره را ادامه دهند و در سایر جنبه‌ها، در حالت آماده‌باش و توانمند باقی بمانند.

ترامپ در حالی مدعی تمدید آتش‌بس شد که علی‌رغم تهدیدهای مکرر و ادعاهای بی‌اساس او، هیئت ایرانی برای مذاکرات عازم پاکستان نشد و اعلام کرد که در سایه فشار و محاصره و تهدید حاضر به مذاکره نیست. وی پیش از این آشکارا تأکید داشت که به هیچ وجه آتش‌بس را تمدید نمی‌کند و ایران باید در گفت‌وگوهای اسلام‌آباد شرکت کند.

روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال روز سه‌شنبه اعلام کرد که تهران به میانجیگران اطلاع داده است که تنها پس از لغو محاصره بنادر ایران توسط آمریکا، هیئتی را برای مذاکره به اسلام‌آباد اعزام خواهد کرد. ایران در ابتدا به میانجیگران پاکستانی گفته بود که هیئتی را برای مذاکره به اسلام‌آباد اعزام خواهد کرد، اما بعداً به آن‌ها اطلاع داد که آمریکا باید محاصره بنادر ایران را لغو کند. سوالی که اکنون مطرح می‌شود این است که چرا ترامپ علی‌رغم ادعاها و تهدیدهای مکرر بار دیگر اعلام آتش‌بس کرد؟

عوامل متعددی در این امر دخیل هستند، اما مهم‌ترین علت این است که تحمیل خواسته‌ها از طریق زور و تهدید جواب نمی‌دهد. آتش‌بسی که با تهدید آغاز شد، بیش از آنکه نشانه کنترل اوضاع باشد، بازتاب بن‌بست در تصمیم‌گیری است. اکنون یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: وقتی تهدیدها به اجرا نمی‌رسند و جای خود را به چرخش‌های ناگهانی می‌دهند، معادله قدرت به ضرر تهدیدکننده (واشنگتن) تغییر می‌کند.

بیشتر بخوانید:  پیشروی جاده واخان | امیدواری طالبان زیر سایه نگرانی‌های امنیتی

فراز و فرود روابط تهران – واشنگتن در دوران ترامپ

دشمنی با ایران در کمپین‌های انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۱۶ آشکار بود؛ هنگامی که وی باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیش از خود را به دلیل امضای توافق برجام با ایران مورد سرزنش قرار داد. تاجر آمریکایی پس از ورود به کاخ سفید، برجام را پاره کرد و به طور یکجانبه از آن خارج شد. این اقدام با انتقادات شدید کشورهای دیگر عضو این معاهده و نیز پاسخ قاطع ایران همراه بود. روند آغازشده در همان مقطع، مسیر برنامه هسته‌ای ایران را تغییر داد و به بحرانی بزرگ در جهان تبدیل شد؛ در حالی که چهار قدرت دیگر تلاش کرده بودند در توافق برجام این بحران را کنترل کنند. با ایستادگی ایران بر سر مواضع خود، رئیس‌جمهور آمریکا کارزار فشار حداکثری علیه ایران را به راه انداخت و تحریم‌های شدیدی در بسیاری از حوزه‌ها وضع شد.

تمامیت‌خواهی ترامپ در قبال برنامه هسته‌ای ایران نه تنها تمام نشد، بلکه در دوره دوم ریاست‌جمهوری وی شدت گرفت و تهدیدات علیه تهران از همان ژانویه ۲۰۲۵ آغاز شد. لغو غنی‌سازی در ایران مهم‌ترین خواسته آمریکا بود که تهران در هیچ‌یک از مذاکرات پیشنهادی آمریکا در بهار سال گذشته به این خواسته تن نداد. سرانجام ترامپ با چراغ سبز خود به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در خردادماه سال گذشته، جنگی علیه ایران را آغاز کرد که هدف از آن تن دادن ایران به خواسته‌های غیرمنطقی واشنگتن بود. اما این جنگ نیز نتوانست ایران را مجبور به پذیرش زیاده‌خواهی‌های آمریکا و متحد غاصب آن کند.

با گذشت چند ماه در حالت آتش‌بس و سپس مذاکره، رئیس‌جمهور آمریکا با تمام توان به جنگ ایران آمد و به همراه رژیم اسرائیل، تجاوزی تمام‌عیار را علیه ایران آغاز کرد تا بتواند به اهداف خود در ایران و منطقه خاورمیانه دست یابد.

اما اراده و توان ایران شکست‌ناپذیر بود و با گذشت ۴۰ روز از این جنگ تجاوزکارانه، ترامپ نتوانست به خواسته‌های خود دست یابد و مجبور شد اعلام آتش‌بس کند. سپس معاون خود، جی‌دی ونس را برای انجام مذاکرات سطح بالا با ایران راهی اسلام‌آباد نمود. مذاکرات در مرحله نخست با گذشت ۲۱ ساعت به علت زیاده‌خواهی‌های ترامپ متوقف شد و پس از آن، ترامپ اهرم قدیمی خود یعنی فشار اقتصادی از طریق محاصره دریایی را بار دیگر به دست گرفت تا تداوم این چرخه باطل – آتش‌بس و فرآیند دیپلماسی – را با چشم‌اندازی مبهم نشان دهد.

بیشتر بخوانید:  شکاف در ائتلاف دشمن؛ نتانیاهو نگران توافق ترامپ با تهران است 

با بررسی این روند می‌توان به سادگی متوجه شد که ترامپ در طی دهه گذشته با استفاده از اهرم‌های متعدد نتوانسته است ایران را مجبور به پذیرش خواسته‌های خود کند و اکنون پذیرفته است که ایران قدرتی منطقه‌ای است که نمی‌تواند قدرت و توان آن را نادیده بگیرد.

 ایران مقاومتی نشان داده که تعداد کمی از ناظران در آغاز این جنگ پیش‌بینی می‌کردند. اکنون آشکار است که رئیس‌جمهور آمریکا، میزان فرسایش قدرت ایران در اثر فشارهای منطقه‌ای و داخلی از سال ۲۰۲۴ را اشتباه ارزیابی کرد و هم توانایی جمهوری اسلامی برای تحمل و هم سازگاری‌اش با فشار مداوم را دست کم گرفت.

علیرغم شعار «اول آمریکا» ترامپ، جنگ با ایران در واقع در راستای «آخر آمریکا» بوده است. به دلیل سیاست‌های اشتباه و خواسته‌های غیرمنطقی، ایالات متحده خود را در باتلاق دیگری می‌یابد بدون اینکه استراتژی خروجی داشته باشد. دولت ترامپ امنیت ملی را با یک نمایش کوتاه‌مدت قدرت نظامی معاوضه کرد و اکنون بر همگان آشکار است که برنده واقعی این جنگ – که قابل اجتناب بود، اما کنترل نشد – واشنگتن نخواهد بود. در نهایت باید گفت زمان آن فرا رسیده است که ایالات متحده آمریکا از جنگیدن در جنگ‌هایی که می‌تواند باعث فرسایش قدرت آن شود، دست بکشد و در عوض تمرکز خود را به بزرگ‌ترین رقیب خود بازگرداند: چین.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=119573
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x