به گزارش ایراف، محمد محقق، عضو رهبری مجمع ملی برای نجات افغانستان، اخیراً اعلام کرده که خط دیورند را به عنوان مرز رسمی میان افغانستان و پاکستان به رسمیت میشناسد. این اظهارات با واکنشهای گسترده و متنوعی از سوی شخصیتهای سیاسی و مذهبی افغانستان روبهرو شده است. در ادامه، مواضع سه تن از تحلیلگران و کارشناسان را مرور میکنیم.
موسوی مبلغ: «پشتونها نباید ژست طلبکار داشته باشند»
سید احمد موسوی مبلغ، رئیس خبرگزاری اطلس در یادداشتی با لحنی تند به نقد رویکرد پشتونها در قبال مسئله دیورند پرداخت.
وی نوشته است: پشتونها اگر دیورند را قبول ندارند، دلیلش این است که میلیونها پشتون آنسوی دیورند هستند. میلیونها انسانی که در صورت ملحق شدن به پشتونهای افغانستان، یک اکثریت مطلق و غیر قابل مهار خواهند شد.
وی افزود: طالبان در دوران حکومت جمهوری، با پشتیبانی نیروی انسانی و لجستیکی پشتونهای آنسوی دیورند، با هموطنان خود میجنگیدند و اکنون هم بر سر حمایت از همانها، با اسلامآباد به مشکل خوردهاند. پاکستان علاقمند است مرجعیت مذهبی پشتونهای پاکستان را در قندهار نگاه دارد، به این امید که با کنترل صاحبان فتوا در قندهار، بتواند آنها را هم مهار کند، اما هرگز علاقمند نیست که لر و بر، دارای جغرافیای سیاسی واحد باشند.
موسوی مبلغ تصریح کرد: حذف خط مرزی دیورند، ظرفیتهای پشتونها و طالبان را قطعا افزایش میدهد، اما برای بقیه ساکنان افغانستان هیچ آوردهای نخواهد داشت. همین حالا که دیورند مرز رسمی دو کشور است، طالبان هزاران پشتون آنسوی خط را وارد افغانستان کردهاند و از جمله در حاشیه کانال قوشتپه و زمینهای حاصلخیز ولایات شمالی به آنها اسکان دادهاند تا بافت جمعیتی را تغییر دهند. حال اگر خط مرزی برداشته شود و جمعیت پشتونها یکباره میلیونها نفر افزایش یابد، چه بلایی بر سر ساکنان بومی و اصلی افغانستان خواهد آمد؟
وی در پایان خاطرنشان کرد: به رسمیت شناختن خط دیورند که هیچ، حتی ملحق شدن بخشی از مناطق پشتوننشین به پاکستان هم چیزی نیست که غیر پشتونها با آن مخالف باشند. این وضعیت، ثمره فزونخواهی و انحصارطلبی پشتونهاست. بنابراین آنها نباید ژست طلبکار داشته باشند.
جعفر مهدوی: «اظهارات برخی چهرههای هزاره، نظر شخصی است»
دفتر مطبوعاتی جعفر مهدوی با صدور بیانیهای ضمن تأکید بر حاکمیت ملی افغانستان، اظهارات اخیر برخی چهرههای سیاسی را خلاف حاکمیت ملی دانسته است.
در این بیانیه آمده است: افغانستان خانه مشترک تمام مردم افغانستان است و اعمال حق حاکمیت ملی و حفاظت از آن به عنوان یک مسئولیت ملی بر عهده تمام ملت افغانستان میباشد.
مهدوی افزود: «مسئله دیورند» به عنوان یک داعیه حاکمیتی، دغدغه تمام مردم افغانستان بوده است. با تأسف این خط فرضی همچون بسیاری از خطوط فرضی دیگر در این منطقه، زخم ناسور بر پیکره این جغرافیای سیاسی، میراث استعمارگران و با هدف فراهم کردن بسترهای پایدار اختلاف و درگیری میان ملتهای مسلمان افغانستان و پاکستان ترسیم شده است که هرگز اراده ملت افغانستان در تعیین آن نقش نداشته است.
در این بیانیه افزوده شده است: در شرایط موجود هرگونه تصمیمگیری در ارتباط با سرنوشت این خط فرضی در حیطه صلاحیتهای ملت افغانستان و بر اساس مکانیزمهای مرسوم جهان برای تأمین و تثبیت رأی و نظر مردم صورت خواهد گرفت.
این بیانیه تأکید کرده است: اظهارات خلاف حاکمیت ملی برخی از چهرههای سیاسی هزاره در خارج از افغانستان صرفاً نظر شخصی آنان بوده و به هیچ عنوان از آدرس جامعه هزاره و شیعه افغانستان نمایندگی نمیکند. مردم هزاره و اهل تشیع افغانستان همیشه در کنار سایر برادران هموطن خود در حفاظت از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان همراه بوده و خواهند بود.
سیدباقر محسنی: «تصمیم نهایی با مردمان آنسوی مرز است»
سیدباقر محسنی، استاد دانشگاه و تحلیلگر در یادداشتی مفصل با رویکردی حقوقی و شرعی به تحلیل مسئله دیورند پرداخت و آن را مشروط به خواست مردم ساکن در آن مناطق دانست.
وی گفت: استناد به معاهده ۱۸۹۳ خط دیورند و واگذاری بخشی از سرزمین افغانستان مبنای درستی به نظر نمیرسد. به لحاظ سیاسی نه در صلاحیت شاه خودخوانده آن وقت افغانستان بوده و نه تصرف قدرت استعمارگر مشروعیت دارد. به لحاظ شرعی هم ناجایز و حرام است که بخشی از سرزمین اسلامی با جمعیت مسلمان آن به یک قدرت غیر مسلمان واگذار شود.
وی افزود: مشروعیت ادعای افغانستان در سال ۱۹۴۷ با چالش مواجه میشود. مردمان نواحی همان بخش از سرزمین افغانستان بعد از مبارزات استقلالطلبانه از بریتانیا نه تنها سودای برگشت و پیوست به افغانستان نداشتند، بلکه در تشکیل کشور جدید پاکستان نقش تعیینکننده و تأسیسی بر عهده داشتند. در میان سه گرایش – باقی ماندن در هند، تشکیل کشور مستقل پشتونستان، و پاکستان واحد – اکثریت با کسانی بود که خواستار پاکستان واحد بودند. این جهتگیری غالب در همهپرسی نیز رأی آورد.
محسنی تصریح کرد: پشتونها بیش از دیگر اقوام پاکستانی در تثبیت این کشور جدید نقشآفرینی نمودند. در مقابل کشور مادر (هندوستان) جنگیدند، در تصرف بخشی از کشمیر سهم داشتند و حتی در سرکوب ناموفق جداییطلبی در بنگلادیش حضور چشمگیر و فعال ایفا نمودند.
وی ادامه داد: ادعای مالکیت سرزمینی دولتها به مانند مالکیت خصوصی افراد حقیقی، مستقیم نیست، بلکه این مالکیت مشروط و به نمایندگی از مردم است. صاحبان اصلی یک سرزمین، مردمان ساکن آن هستند. مناطق آنسوی خط دیورند سرزمین خالی از سکنه نبود، بلکه صاحبانی دارد که مشروعیت ادعای افغانستان مشروط به همراهی آنان سنجیده میشود.
محسنی تأکید کرد: دولت پاکستان برفرض اگر آماده مذاکره روی خط دیورند شود یا حتی اگر این کشور دچار فروپاشی شود، افغانستان نمیتواند به راحتی این نواحی را تصرف کند. پشتونهای آن کشور در مقابل افغانستان با سرسختی میجنگند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: احساسات عمومی بخشی از هموطنان ما قابل فهم و درک است. مردمان همخون، همزبان و همفرهنگ از هم جدا افتادهاند. اما تصمیم نهایی با مردمان آنطرف مرز است. آنجا زادگاه، وطن و سرزمینشان است. تصمیم جمعی آنها الزامآور و جنبه حقوقی، سیاسی و شرعی دارد.
با توجه به تحلیلهای کارشناسان، موضوع خط دیورند از جمله مسائلی است که از ابتدای تشکیل پاکستان، به عنوان یک کشور مستقل، مورد بحث بوده و به نظر میرسد به راحتی قابل حل نیست. اغلب صاحبنظران این موضوع را یکی از سرنوشتسازترین مسایل سیاسی میان افغانستان و پاکستان میدانند.
بیشتر بخوانید:
خلاقیت در دل محدودیتها | جوان هراتی ربات هوشمند ساخت
همایش «ندای فرشتگان» در کابل؛ تجلی همبستگی فرهنگی ایران و افغانستان در بزرگداشت شهدای مدرسه میناب








