چرا ایران در دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد شرکت نکرد؟ ریشه‌های تاریخی پیمان‌شکنی آمریکا

به گزارش ایراف، در آستانه دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، ایران اعلام کرد که هیچ هیأتی به این دور از مذاکرات اعزام نخواهد کرد. این تصمیم، واکنشی مستقیم به الگوی رفتاری واشنگتن بود که در ماه‌های اخیر به دفعات تکرار شده است: نقض آتش‌بس در حین مذاکره، اعمال محاصره دریایی، و طرح مطالباتی که از چارچوب توافق‌های بین‌المللی فراتر می‌رود.

نقض مستقیم آتش‌بس: حمله به کشتی تجاری ایران

درست زمانی که مذاکرات برای دور دوم آماده می‌شد، نیروهای آمریکایی به یک کشتی تجاری ایران به نام «توسکا» در دریای عمان حمله کردند. بر اساس گزارش‌ها، ناوشکن یواس‌اس اسپروآنس به این کشتی شلیک کرده، موتور آن را از کار انداخته و سپس سوار آن شده و محموله را توقیف کرده است.

ایران این اقدام را «نقض آشکار آتش‌بس» و «دزدی دریایی مسلحانه» توصیف کرد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تأکید کرد که این اقدام در تضاد با قطعنامه‌های سازمان ملل و تعهدات آمریکا در قبال آتش‌بس صورت گرفته است.

این اولین بار نیست که آمریکا در حین مذاکره دست به اقدام نظامی می‌زند، پیش از این نیز حملاتی همزمان با مذاکرات هسته‌ای رخ داده بود. این الگوی تکرارشونده، اعتماد ایران به حسن‌نیت آمریکایی‌ها را به شدت تخریب کرده است. به نظر می‌رسد که آمریکا از مذاکره به عنوان ابزاری در راستای اعمال فشار و اجبار و همچنین از موضع قدرت نظامی استفاده می‌کند، نه برای رسیدن به توافقی شرافتمندانه و متوازن.

محاصره دریایی: اعمال فشار حین مذاکرات

آمریکا از ۱۳ آوریل، محاصره دریایی بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان را آغاز کرده است. بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، از زمان آغاز این محاصره، ۲۱ کشتی ایرانی مجبور به بازگشت شده‌اند.

ایران اعلام کرده است که تا زمانی که این محاصره برقرار است، هیچ مذاکره‌ای انجام نخواهد داد. دلیل این تصمیم نیز مشخص است: محاصره دریایی، حمله به کشتی‌ها و نقض مداوم آتش‌بس از سوی آمریکا. این اقدامات راه هرگونه مذاکره‌ای را بسته است. چگونه می‌توان در حالی که فشارهای سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی وجود دارد، از مذاکره‌ای صادقانه سخن گفت؟

محاصره دریایی نه تنها یک اقدام خصمانه نظامی است، بلکه نقض مستقیم روح و متن آتش‌بس محسوب می‌شود. آتش‌بس قرار بود مقدمه‌ای برای مذاکره باشد، نه بستری برای اعمال فشار بیشتر.

مطالبات فراتر از برجام و استراتژی فشار حداکثری

دور اول مذاکرات اسلام‌آباد به مدت ۲۱ ساعت میان دو هیأت برگزار شد، اما این مذاکرات بدون هیچ دستاوردی پایان یافت، زیرا به گفته مقامات ایرانی، آمریکا نه برای مذاکره، بلکه برای دیکته کردن خواسته‌های افراطی خود آمده بود.

بیشتر بخوانید:  گزارش خبرنگار Sky News از مدرسه میناب

خواسته‌هایی مانند توقف کامل غنی‌سازی به مدت ۲۰ سال، برچیدن تأسیسات هسته‌ای، و قطع کامل حمایت ایران از جبهه مقاومت – در حالی که خود آمریکا بی‌وقفه از اسرائیل در جنایاتش علیه فلسطینیان حمایت نظامی می‌کند.

کارشناسان دیپلماتیک که در مذاکرات برجام (۲۰۱۳-۲۰۱۵) حضور داشته‌اند، الگوی رفتاری کنونی آمریکا را تکرار همان دکترین فشار حداکثری ارزیابی می‌کنند، اما این بار با تکیه بر ابزار نظامی مستقیم.

وندی شرمن، مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در برجام، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: «دولت ترامپ با حداکثرگرایی وارد مذاکرات شد و در عمل فقط به دنبال تسلیم ایران بود. هیچ کشوری، حتی ایران، تسلیم نخواهد شد».

راب مالی، که در تیم مذاکره‌کننده برجام بود و بعدها فرستاده ویژه بایدن به ایران شد، افزود: «ترامپ تکانشی و دمدمی‌مزاج است؛ رهبری ایران سرسخت و مقاوم. سطح اعتماد اکنون به پایین‌ترین حد ممکن رسیده است. برای ایران سخت است که حرف مقامات آمریکایی را جدی بگیرد».

جان فاینر، معاون پیشین مشاور امنیت ملی بایدن و از اعضای تیم مذاکره‌کننده برجام، در توصیف سبک مذاکره ایران گفت: «آنها در مذاکره دشوار هستند. باید ۱۰ یا ۱۲ بار طی هفته‌ها یا ماه‌ها به یک موضوع برگردید تا پیشرفتی حاصل شود. اما نکته این است: صبر بزرگترین دارایی جان کری در آن مذاکرات بود، چیزی که دولت ترامپ ندارد».

بی‌اعتمادی تاریخی؛ ریشه‌های تصمیم ایران

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، مستقیماً به «بی‌اعتمادی عمیق تاریخی ایران به رفتار و عملکرد دولت آمریکا» اشاره کرد و آن را دلیل اصلی تردید برای ادامه مذاکرات دانست.

سرتیپ سید مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، نیز با استناد به موضع رهبری گفت: «ما به مذاکره با شما اعتماد نداریم».

خروج یک‌جانبه و غیرقانونی دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، در حالی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بارها پایبندی ایران را تأیید کرده بود، این اقدام بی‌اعتباری تعهدات بین‌المللی آمریکا را به اثبات رساند.

پس از آن، حملات نظامی همزمان با مذاکرات ژنو در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ ثابت کرد که برای واشنگتن، مذاکره صرفاً تاکتیکی برای فریب افکار عمومی و پوششی بر اقدامات خصمانه است. و در نهایت، محاصره دریایی و حمله به کشتی «توسکا»، درست در آستانه دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد، نشان داد که آمریکا حتی به آتش‌بس نیز احترام نمی‌گذارد و هر توافقی را می‌تواند در هر لحظه نقض کند.

بیشتر بخوانید:  پیامدهای جنگ ایران؛ کویت در آستانه فروپاشی اقتصادی است

مذاکره بدون اعتماد، فریب است

ایران در دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد شرکت نکرد، زیرا مذاکره بدون اعتماد، به ویژه زمانی که طرف مقابل همزمان در حال اعمال محاصره دریایی، حمله نظامی، و نقض آشکار آتش‌بس است، نه تنها بی‌نتیجه، بلکه فریبی آشکار محسوب می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده که همواره به تعهدات خود پایبند بوده، اما در مقابل با عهدشکنی‌های مکرر آمریکا مواجه شده است.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و مذاکره‌کننده ارشد، با وجود رد دور دوم، تأکید کرد که «در عرصه دیپلماسی عقب‌نشینی نخواهیم کرد». این پیام روشنی به واشنگتن است: ایران مخالف دیپلماسی نیست، اما هرگز زیر سایه محاصره، تهدید و تحقیر پای میز مذاکره نخواهد نشست.

دیپلماسی زمانی معنا پیدا می‌کند که دو طرف با احترام متقابل و بدون پیش‌شرط‌های تحقیرآمیز پای میز بیایند، نه اینکه یک طرف با یک دست تفنگ نشانه رفته باشد و با دست دیگر مذاکره را نیرنگ‌بازی بداند.

سه شرط اصلی ایران برای بازگشت به میز مذاکره عبارتند از: نخست، رفع کامل محاصره دریایی و توقف اقدامات خصمانه علیه کشتی‌های ایرانی؛ دوم، توقف هرگونه اقدام نظامی یا امنیتی در حین مذاکرات؛ و سوم، ارائه چارچوب زمانی واقع‌بینانه برای تعهدات متقابل که در آن آمریکا نیز مانند ایران، پایبندی خود را به تعهداتش اثبات کند.

تا زمانی که آمریکا این الگوی رفتاری، یعنی نقض آتش‌بس، اعمال محاصره، توسل به زور در حین مذاکره، و طرح مطالبات فراتر از توافق‌های بین‌المللی را ادامه دهد، فاصله میان تهران و واشنگتن نه تنها کم نخواهد شد، بلکه روز به روز عمیق‌تر نیز خواهد شد.

تجربه تاریخی به ایران ثابت کرده است که اعتماد به آمریکا نه فقط ساده‌لوحانه، بلکه خطرناک است؛ و تصمیم تهران برای عدم شرکت در مذاکره‌ای که زیر سایه توپ‌های جنگی برگزار می‌شود، تصمیمی کاملاً عقلانی، مبتنی بر واقعیت‌های میدانی و منطبق با حقوق مسلم یک کشور مستقل است.


بیشتر بخوانید:

روزنامه‌نگار سرشناس پاکستانی: پیروزی ایران، پیروزی پاکستان است | ما از آمریکا و اسرائیل متنفریم

سایه جنگ ایران بر جنبش ماگا: به دلیل حمایت از ترامپ شرمسارم

آزادی بیان آمریکایی؛ تهدید و فشار پنتاگون بر نماینده ایرانی‌تبار کنگره آمریکا

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=119332
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x