به گزارش ایراف، مرز ۲۶۰۰ کیلومتری میان افغانستان و پاکستان که به «خط دیورند» معروف است، از زمان شکلگیری پاکستان تا به امروز، یکی از مهمترین موضوعات اختلافی میان افغانستان و پاکستان است.
این خط که در سال ۱۸۹۳ میان «سر مورتیمر دیورند»، دیپلمات انگلیسی، و «امیر عبدالرحمن خان»، پادشاه وقت افغانستان، منعقد شد، نهتنها نتوانسته مرز صلحآمیزی ایجاد کند، بلکه به یکی از مهمترین نقاط تنش در جنوب آسیا تبدیل شده است.
خط دیورند؛ میراث استعمار
خط دیورند در دوران اوج رقابتهای امپراتوری بریتانیا و روسیه بر سر تسلط بر آسیای مرکزی (بازی بزرگ) ترسیم شد. بریتانیا پس از شکست در دو جنگ خونین با افغانستان، سرانجام با امضای این توافقنامه توانست افغانستان را به عنوان یک کشور حائل میان قلمرو خود و روسیه تزاری تعریف کند.
با این حال، کارشناسان تاریخی معتقدند که این خط بدون توجه به واقعیتهای قومی و جغرافیایی منطقه کشیده شد. مهمترین پیامد این مرزکشی، تقسیم قوم پشتون میان دو سوی این خط بود؛ به طوری که امروز حدود ۱۳ میلیون پشتون در افغانستان (بیش از ۵۰ درصد جمعیت) و حدود ۱۴ میلیون پشتون در سمت پاکستان زندگی میکنند.
اقوام پشتون دو سوی خط دیورند، این مرز را عامل جدایی و تضعیف خود میدانند و بر همین اساس ایده «پشتونستان بزرگ» را مطرح میکنند، ایدهای که اساس آن، به هم پیوستن پشتونها در دو طرف خط دیورند است.
دلایل اصلی عدم پذیرش از سوی افغانستان
دولتهای افغانستان از سال ۱۹۴۷ که پاکستان بهعنوان کشور مستقل تعریف شده، تاکنون چهار استدلال اصلی برای عدم به رسمیت شناختن این مرز مطرح کردهاند:
۱. تحمیل زیر سایه زور: حاکمیت کابل تأکید دارد که توافق دیورند در شرایطی به امضا رسید که بریتانیا ارتش خود را در افغانستان مستقر کرده بود و این قرارداد «تحت فشار و اجبار» منعقد شده است. بر اساس قوانین بینالمللی، معاهدات اجباری اعتبار قانونی ندارند.
۲. انقضای توافق: مقامات افغانستان معتقدند این توافق میان امیر عبدالرحمن خان و «هند بریتانیا» بوده و با پایان یافتن حکومت بریتانیا در شبهقاره در سال ۱۹۴۷، این خط نیز اعتبار خود را از دست داده است. پاکستان به عنوان یک نهاد تازهتأسیس، نمیتواند جانشین حقوقی هند بریتانیا در این توافق باشد.
۳. تفکیک قومی: مهمترین دلیل احساسی و ملی، تقسیم قوم پشتون است. این خط، ساختار قبیلهای و فرهنگی پشتونها را که قرنها در هر دو سوی این منطقه زندگی میکردهاند، از هم گسیخته است. بسیاری از رهبران پشتون در طول تاریخ خواستار تشکیل یک کشور مستقل به نام «پشتونستان» بودهاند.
۴. عدم تصویب قانونی: برخی پژوهشگران حقوقی اشاره میکنند که این توافقنامه هرگز توسط مجالس قانونگذاری یا نهادهای مردمی در هیچ یک از طرفین تصویب نشده است.
موضع پاکستان: تأمین امنیت در برابر تهدیدات
اسلامآباد اما رویکردی کاملاً متفاوت دارد. پاکستان خط دیورند را به عنوان مرز رسمی و بینالمللی میشناسد و معتقد است که افغانستان باید این مرز را به رسمیت بشناسد.
دلایل اصرار پاکستان بر این مرز عبارتند از:
۱. ترس از تجزیه: پاکستان که در سال ۱۹۷۱ بخش شرقی خود (بنگلادش) را از دست داد، به شدت از هرگونه جنبش تجزیهطلبی در هراس است. پاکستان به خوبی آگاه است که در صورت تضعیف خط دیورند، مناطق پشتوننشین و بلوچستان که رویای ایجاد «پشتونستان بزرگ» یا «بلوچستان مستقل» را دارند، میتوانند امنیت ملی این کشور را با چالش جدی مواجه کنند.
۲. امنیت و مبارزه با تروریسم: مقامات پاکستانی بارها اعلام کردهاند که شبهنظامیان گروه «تحریک طالبان پاکستان» (تی تی پی) از خاک افغانستان برای انجام حملات علیه پاکستان استفاده میکنند. اسلامآباد حصارکشی این مرز را اقدامی ضروری برای جلوگیری از نفوذ تروریستها و قاچاقچیان میداند. آمارها نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ میلادی بیش از ۲۴۰۰ نیروی امنیتی پاکستان در حملات تروریستی کشته شدند که بیشترین آمار در یک دهه اخیر است.
۳. بازدارندگی در برابر هند: برای دههها، پاکستان افغانستان را به عنوان «عمق استراتژیک» خود در برابر رقیب شرقیاش، هند، میدید. به رسمیت شناختن مرز و داشتن دولتی دوست در کابل، بخشی از این معادله امنیتی بود.
موجودیت سیاسی و پیامدهای اخیر
موضوع دیورند اخیراً بار دیگر به اوج تنش رسیده است. از چند ماه پیش به اینسو درگیریهای مرزی به حملات هوایی پاکستان به اهدافی در داخل افغانستان و پاسخ زمینی طالبان منجر شد. درگیریهایی که به بسته شدن گذرگاههای مرزی، حملات هوایی پاکستان و صفآرایی طالبان در امتداد خط مرزی انجامید و کماکان در سطوح مختلف ادامه دارد.
دولت طالبان که خود از قوم پشتون هستند، با قاطعیت اعلام کردهاند که خط دیورند را به عنوان مرز رسمی نمیپذیرند.
تحلیلگران سیاسی معتقدند مادامی که مسئله «خط دیورند» حلوفصل نشود، صلح پایدار در مرزهای شرقی افغانستان دور از انتظار خواهد بود. افغانستان به عنوان تنها کشوری که در سال ۱۹۴۷ به عضویت پاکستان در سازمان ملل رأی منفی داد، همواره مخالفت تاریخی خود با این مرز را حفظ کرده است.
با این حال، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تغییر وضعیت موجود به زور میدان بسیار پرهزینه و غیرممکن به نظر میرسد. مسیر پیش رو نیازمند گفتوگوهایی دشوار و طولانی میان کابل و اسلامآباد است؛ گفتوگوهایی که هنوز حتی مقدمات آن فراهم نشده است.
بیشتر بخوانید:
محمد محقق: دیورند مرز رسمی میان افغانستان و پاکستان است
رایزنی طالبان با بلاروس برای خرید گازوئیل و بنزین
سازمان ملل: میلیونها نفر در افغانستان به سرپناه نیاز دارند
درگیری طالبان بر سر معادن طلا در بدخشان؛ صدها خانواده آواره شدند










ظاهراً جمعیت پشتونهای پاکستان دو برابر پشتونهای افغانستان است. نمیدانم آمار شما روی چه مبنایی است.