میانجی‌گری در بزرگ‌ترین بحران جهانی؛ پاکستان به دنبال چیست؟

به گزارش ایراف، پاکستان در هفته‌های اخیر نقش پررنگی را به عنوان میانجی بین ایران و آمریکا ایفا کرده است. این نقش‌آفرینی با استقبال تهران و واشنگتن مواجه شده و دست کم تا این‌جا در جلوگیری از تداوم جنگ و گسترش آن به سایر کشورهای منطقه، مؤثر بوده است. سؤالی که اکنون مطرح می‌شود این است که چرا مقامات پاکستان سعی دارند برای این مذاکرات نقش میانجی‌گر صلح را ایفا کنند؟

در پاسخ به سؤال فوق باید به دو دسته عوامل اشاره کرد:

عوامل داخلی

۱. کسب مشروعیت داخلی: نخست‌وزیر شهباز شریف و فیلد مارشال عاصم منیر خواهان کسب مشروعیت در داخل کشور هستند. شهباز شریف برادر کوچکتر نواز شریف است که سه بار به مقام نخست‌وزیری رسیده است. او در سال ۱۹۹۷ به نمایندگی از مردم ایالت پنجاب (بزرگ‌ترین ایالت این کشور) وارد پارلمان ملی پاکستان شد، سپس به ریاست محلی دولت این ایالت رسید و در سال ۲۰۱۸ و به دنبال سلب صلاحیت برادر بزرگترش (نواز شریف) از تصدی پست‌های کلیدی از جمله نخست‌وزیری پس از افشای فساد مالی او در «اسناد پاناما»، به عنوان رهبر حزب مسلم لیگ انتخاب و برای نخست‌وزیری نامزد شد، اما نتوانست آرای نمایندگان را به دست آورد، زیرا او نیز همانند برادرش به فساد مالی و پولشویی متهم است.

وی از سال ۲۰۱۸ تاکنون رهبری اپوزیسیون در برابر دولت عمران خان را بر عهده داشت تا اینکه در سال ۲۰۲۲ به عنوان نخست‌وزیر پاکستان انتخاب شد. تلاش برای میانجی‌گری و کاهش تنش در مرز بین ایران و پاکستان می‌تواند به افزایش مشروعیت داخلی وی کمک کند.

فیلد مارشال عاصم منیر به عنوان رئیس ستاد ارتش پاکستان نیز می‌خواهد خود را از فرماندهان سابق ارتش پاکستان متفاوت نشان دهد؛ بنابراین تلاش می‌کند در مذاکرات نقش سازنده‌ای داشته باشد.

۲. پرونده عمران خان: عمران خان، رقیب مردمی و قدرتمند شهباز شریف، در زندان است. عمران خان منتقد اصلی شهباز شریف بوده و این مذاکرات می‌تواند توجه به وضعیت او را در پاکستان منحرف کند. عمران‌خان ۷۳ ساله از سال ۲۰۱۸ تا آوریل ۲۰۲۲ نخست‌وزیر پاکستان بود و با رأی عدم اعتماد برکنار شد. وی از آگوست ۲۰۲۳ به اتهامات مختلف فساد و افشای اسرار دولتی زندانی شده است؛ اتهاماتی که او آنها را رد کرده و ادعا می‌کند که سیاسی هستند. زندانی شدن عمران خان در دو سال گذشته به اعتراضات گسترده در پاکستان منجر شده است.

۳. جلوگیری از فروپاشی اقتصادی: اقتصاد پاکستان، مثل بسیاری از کشورهای جهان، به شدت به واردات انرژی از منطقۀ خلیج فارس و البته کمک‌های مالی کشورهای عربی وابسته است. هر گونه جنگ گسترده و طولانی در این منطقه، باعث شوک‌های عظیم قیمت سوخت و قطع مسیرهای تجاری می‌شود و این برای اقتصاد پاکستان ویرانگر خواهد بود.

بیشتر بخوانید:  شکاف در مواضع ناتو؛ روبیو از پیشرفت در روند تفاهم و عزیمت هیئت پاکستانی به تهران خبر داد

بحران اقتصادی در پاکستان، ترکیبی از بدهی سنگین و تورم کمرشکن است که این کشور را به مرز ورشکستگی کشانده است. ذخایر ارزی ناچیز نیز یکی از ابعاد بحران اقتصادی در پاکستان است.

عوامل بین‌المللی

۱. افزایش وجهه و اعتبار بین‌المللی پاکستان: جنگ آمریکایی–صهیونیستی علیه ایران، کل منطقه خاورمیانه را با ناامنی و بی‌ثباتی مواجه کرده و با بستن تنگه هرمز، اقتصاد جهانی به طور مستقیم تحت تأثیر قرار گرفته است. بنابراین این مذاکرات به عنوان مهم‌ترین مسئلۀ جهان اسلام و غرب مطرح است و هر کشوری که بتواند آن را حل کند، می‌تواند از اعتبار بین‌المللی زیادی برخوردار شود.

۲. فراهم شدن زمینۀ همکاری بیشتر با کشورهای خلیج فارس: جنگ جاری، کشورهای خلیج فارس را به شدت تحت تأثیر قرار داد و این کشورها به هیچ وجه خواهان ادامه درگیری نیستند. به سرانجام رساندن مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند زمینه را برای همکاری بیشتر پاکستان با کشورهای عربی خلیج فارس فراهم کند و مبالغ هنگفتی را به سمت پاکستان سرازیر نماید.

۳. عدم حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در پاکستان: برخلاف بسیاری از کشورهای حوزۀ خلیج فارس، پاکستان میزبان پایگاه‌های نظامی دائمی آمریکا نیست. این موضوع باعث می‌شود تا تهران اعتماد بیشتری به استقلال عمل این کشور داشته باشد.

۴. روابط نزدیک نظامی با دولت ترامپ: ارتش پاکستان، به‌ویژه عاصم منیر، موفق شده است کانال‌های ارتباطی مستقیم و مؤثری را با دونالد ترامپ برقرار کند. برخی تحلیلگران معتقدند که اسلام‌آباد رگ‌خواب ترامپ را پیدا کرده و توانسته است خود را به عنوان یک شریک راهبردی برای او تعریف کند.

۵. فرار از انتخاب سخت: پاکستان از یک سو پیمان دفاعی مشترک با عربستان دارد و از سوی دیگر همسایه و شریک راهبردی ایران است. در صورت وقوع جنگ بین ایران و عربستان، یا طولانی شدن جنگ آمریکا علیه ایران، پاکستان مجبور به انتخاب یکی از طرفین نزاع می‌شود و این امر برای پاکستان هزینه‌های گزاف امنیتی و سیاسی و حتی اقتصادی در پی دارد. میانجی‌گری باعث می‌شود تا پاکستان راهی برای خروج از این تنگنای دشوار پیدا کند.

باید گفت پاکستان با ایفای نقش میانجی میان تهران و واشنگتن، نه تنها به دنبال کاهش خطر جنگ در مرزهای خود است، بلکه تلاش می‌کند تا جایگاه استراتژیک خود را در نظم جدید منطقه‌ای تثبیت کند.

شریک امنیتی و میانجی صلح

پاکستان که میزبان مذاکرات میان ایران و آمریکا بود و اکنون برای ادامه‌دار شدن این روند تلاش می‌کند، یکی از متحدان امنیتی عربستان است؛ کشوری که پیش از آتش‌بس به دلیل میزبانی از پایگاه‌های آمریکا یکی از اهداف حملات ایران بود. این دو نقشِ در ظاهر متناقض، فعلاً توسط اسلام‌آباد مدیریت می‌شود. سفرهای شهباز شریف به عربستان و دیگر کشورهای منطقه بخشی از تلاش برای حفظ این روند است.

بیشتر بخوانید:  رقابت جویندگان طلا در بدخشان؛ جمعه خان فاتح عقب‌نشینی می‌کند؟

در حال حاضر، مقامات پاکستانی می‌گویند که می‌توانند هر دو نقش را مدیریت کنند و اسلام‌آباد متعهد است که تا هر زمانی که لازم باشد، فرایند میانجی‌گری را تسهیل و به تماس دیپلماتیک با همۀ طرف‌ها ادامه دهد.

باید گفت از زمانی که هیئت‌های آمریکایی و ایرانی در ۱۲ آوریل بدون دستیابی به توافق، اسلام‌آباد را ترک کردند، اوضاع شکننده‌تر شده است. محاصرۀ دریایی آمریکا بر بنادر و مناطق ساحلی ایران در ۱۴ آوریل به اجرا درآمد. نیروهای مسلح ایران آن را دزدی دریایی خواندند و اعلام کردند که تنگه هرمز یا برای همه است یا برای هیچ‌کس. با وجود شکست مذاکرات، مقامات پاکستانی می‌گویند واشنگتن و تهران هنوز در تماس هستند. مقامات می‌گویند اسلام‌آباد دوباره پیشنهاد میزبانی دور دیگری از گفت‌وگوها را داده است، در حالی که آتش‌بس تا ۲۲ آوریل برقرار است.

کانال‌های دیپلماتیک میان ریاض و تهران نیز همچنان باز است. در ۹ آوریل، فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان، نخستین تماس عمومی اعلام‌شده را با همتای ایرانی خود سید عباس عراقچی از زمان آغاز جنگ انجام داد و در مورد راه‌های کاهش تنش و بازگرداندن ثبات گفت‌وگو کرد. تماس دومی در ۱۳ آوریل انجام شد که بر تحولات منطقه‌ای و نتیجۀ مذاکرات اسلام‌آباد متمرکز بود.

تحلیلگران می‌گویند تماس‌های مداوم نشان می‌دهد که هر دو طرف به حفظ خطوط ارتباطی باز، صرف‌نظر از موقعیت‌یابی نظامی، علاقه دارند. تردید ایران نسبت به پاکستان، اگر وجود داشته باشد، حداقل می‌تواند با این اطمینان که پاکستان ثبات منطقه را بر سایر منافع ترجیح خواهد داد، جبران شود. موقعیت کنونی پاکستان به‌گونه‌ای است که هم می‌تواند به کاهش تنش‌ها کمک کند و هم در صورت تغییر شرایط، به بخشی از درگیری تبدیل شود. موفقیت این استراتژی به یک عامل کلیدی وابسته است: تداوم دیپلماسی.

اگر مذاکرات ادامه یابد، اسلام‌آباد می‌تواند تعادل را در روابط میان اسلام‌آباد–ریاض و تهران–اسلام‌آباد حفظ کند، اما اگر جنگ دوباره شعله‌ور شود، این بازی دوگانه به‌سرعت به یک انتخاب دشوار تبدیل خواهد شد؛ انتخابی که می‌تواند پیامدهای عمیقی برای کل منطقه و چه بسا جهان داشته باشد.


بیشتر بخوانید:

جنگ با ایران؛ محبوبیت ترامپ به ۳۷ درصد سقوط کرد

پایان آتش‌بس ایران و آمریکا در سه روز آینده؛ ادامه جنگ یا صلح؟

نماهنگ «بغض بی‌پایان» | غم‌شریکی مردم افغانستان با مردم شریف ایران

جزئیات جدید طرح مدیریت تنگه هرمز؛ از منع تردد شناورهای صهیونیستی تا اخذ عوارض به پول ملی

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=119097
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x