جهانیان همه مستِ شکستِ یکدگرند
هجومِ موج درین بحر، گردِ پرخاش است
کدام شعله که آخر به خاک ره ننشست
بساطِ رنگ جهان را شکست فرّاش است
ترامپ و بازی با امنیت؛ از شعار تا بیثباتی
طی چندین ترم تدریس درس سیاست و حکومت در ایالات متحدهٔ آمریکا، فرصت داشتهام که رفتار چهرههای تأثیرگذار، سیاستگذاری نهادهای سیاسی و شیوههای اعمال قدرت این کشور را بررسی کنم. به آمریکا سفر داشتهام و تجربهٔ تعامل با نهادهای دانشگاهی این کشور را دارم؛ پیگیری مستمر تحولات داخلی و بینالمللی و مشاهدهٔ مستقیم نفوذ استخباراتی و ورود مغرضانهٔ این کشور در وطنم و خروج غیرمسئولانهشان از کشورم، همراه با مطالعات میدانی و پژوهشهای علمی، امکان فهم عمیق سطح تحلیل فردی و تأثیر رفتارهای نظمستیزانهٔ رئیسجمهور فعلی آمریکا را برایم فراهم کرده است. این تجربهها نشان میدهد که پیامدهای مخرب این نوع رفتارها نه تنها در سیاست داخلی، بلکه در سیاست منطقهای و جهانی نیز قابل مشاهده است.
یافتههای تجربی و میدانی نشان میدهد که در سیاستگذاریهای آمریکا، بهویژه در وضعیت فعلی، معیارهای اخلاقی اغلب نه بر اساس اصول جهانشمول، بلکه تابع اهداف هژمونیک و منافع سلطه و قدرت و زور تعریف میشوند. رفتارهایی که با این اهداف همسو باشند، «خوب» و به نفع بشریت معرفی میشوند و رفتارهایی که با آنها ناسازگار باشند، حتی اگر اخلاقاً درست باشند، «بد» و تهدید تلقی میشوند. این الگو نشان میدهد که اخلاق سیاسی اغلب به ابزاری برای حفظ سلطه و مشروعیتبخشی به جنایت تبدیل شده است.
در گفتمانهای بینالمللی، اخلاق و حقوق بشر بهعنوان معیارهای رفتاری مطرح میشوند، اما تحلیل تطبیقی سیاستهای آمریکا در اکثر دورهها بهخصوص دورهٔ ترامپ نشان میدهد که این معیارها انتخابی و تابع اهداف هژمونیک و سلطه هستند. رفتارهای نظمستیزانهٔ ترامپ تمامی اصول و معیارهای نظم و امنیت جهانی را به هم ریخته است و سازمانها و نهادهای بینالمللی بهویژه سازمان ملل متحد و ارکان تابعهٔ آن و نهادهای معتبر قضایی جهانی به حاشیه رفتهاند و اعتبار و کارآمدیشان با پرسشهای جدی روبرو است.
چنین رفتارهای خصمانه و قانونستیزانهای اگر مهار نشود، پیامدهای ویرانگری خواهد داشت، از جمله:
یک: ابزاری شدن اخلاق
مفاهیمی چون کرامت انسانی، نظم جهانی، امنیت بینالملل، دموکراسی، حقوق بشر، زیستباهمزیستی جهانی، کمک به حل بحرانهای بشری و مبارزه با تروریسم و … به ابزار مشروعیتبخشی به سیاستهای سلطهگرانه تبدیل شدهاند. بیتردید رفتارهای ترامپ خود نشانهٔ تبلور واقعی تروریسم دولتی است.
دو: انتخابگرایی اخلاقی
رفتارهای مشابه در یک منطقه دفاع از حقوق بشر و در منطقهای دیگر جنایت علیه بشر تلقی میشوند، زیرا معیارهای اخلاقی تابع اهدافِ سلطه، زور و قدرت هستند، نه تعهدات حقوقبشری و اصول زیستِ مسالمتآمیز جهانی.
سه: تبعیض هژمونیک در اخلاق جهانی
کشورهای ضعیف و جوامع کمتر توسعهیافته بیش از همه قربانی تضاد میان ادعای اخلاقی و واقعیت سیاست قدرت میشوند. تعبیرِ دقیقی وجود دارد که «قدرت تولیدگر حقیقت است».
بر اساس سطح تحلیل فردی و ویژگیهای شخصیتی تصمیمگیرندگان، رهبرانی که تمایلات سلطهطلبانه، خودمحور و غیرقابل انعطاف دارند، نهتنها نظم داخلی، بلکه نظم منطقهای و جهانی را برهم میزنند. این نوع رفتارها شامل موارد زیر است:
· اولویت دادن منافع شخصی و حزبی بر منافع جمعی یا جهانی
· بیتوجهی به حقوق و قوانین بینالمللی و نهادهای حقوقبشری برای توجیه تصمیمات یکجانبه
· استفادهٔ ابزاری از مفاهیم اخلاقی برای مشروعیتبخشی به سلطهٔ خود و منافعشان
پیامدهای این رفتارها، بیثباتی داخلی، منطقهای و جهانی، کاهش اعتماد به نهادهای بینالمللی و فرسایش هنجارهای اخلاقی و حقوقی جهانی است. به عبارت دیگر، فروپاشی اعتماد و نظم جهانی را به دنبال دارد و پیامدهای ناخوشایند زیر را ایجاد میکند:
· کاهش اعتماد جهانی نسبت به ادعاهای اخلاقی و تعهدات حقوقبشری و به چالش کشیده شدن مشروعیت مفاهیم حقوق بشر و عدالت جهانی
· تضعیف اعتبار و توانایی نهادها و سازمانهای بینالمللی، از جمله سازمان ملل متحد و نهادهای حقوقبشری و قضایی در هدایت نظم جهانی
· سوق یافتن جهان به مسیر بینظمی و آشفتگی بینالمللی که امنیت، صلح و کرامت انسانی را تهدید میکند
تحلیل وضعیت امروزی نشان میدهد که رفتار آمریکا، بهویژه تحت مدیریت قانونگریزانهٔ ترامپ و نزدیکانِ بیتجربهٔ او (معاون، وزیران دفاع و خارجه)، فاصلهٔ زیادی با مفاهیمی چون نظم، حقوق بشر، کرامت انسانی، حقوق و قوانین بینالملل، امنیت جهانی و صلح میانبشر دارد.
ترامپ با انحراف عمدی از مسیر اصول اخلاقی و هنجارهای بینالمللی از یکسو به حیثیت و اعتبار کشورش (آمریکا) آسیبِ جدی و غیرقابل اعاده وارد نموده است و از سوی دیگر، روند توسعهٔ حقوق و امنیت بینالمللی را نیز به مسیر نادرست هدایت میکند.
در حال حاضر مسئولیت اصلی سیاستمدارانِ منصف، نخبگانِ بادیدگاه و نهادهای مسئول در آمریکا این است که نه بهخاطرِ بشر، بلکه برای اعادهٔ حیثیتِ ازدسترفتهٔ کشورشان توسط ترامپ، این شخص را مهار کنند و بیش از این برای رفتارهای ناموجهٔ او تاوانِ کلان نپردازند.
جهانِ امروز نیازمند آن است که تمام کشورها و نهادهای بینالمللی در هدایتِ آمریکا به سمت اصول اخلاقی و هنجارهای جهانی و مهارِ بهموقع چهرههای قانونگریز و تهدیدزا (ترامپ و سهتن از همکارانش) اقدام کنند و در کنترل رفتارهای نظمستیزانهای که اختیار کردهاند، نقش فعال داشته باشند.
بازخوانی مفاهیم اخلاق، هنجارهای بینالمللی و مقابله با رفتارهای ناموجهٔ رهبران ضروری است تا مفاهیم قدرت، عدالت، سلطه و اخلاق جهانی به درستی تعریف و تفکیک شوند و جهان از مسیر بینظمی و فروپاشی هنجاری بازداشته شود.
اگر جهان نسبت به سلطهطلبی و رفتارهای اینچنینی چشمپوشی کند، اعتبار نهادهای بینالمللی و حقوقبشری خدشهدار خواهد شد و نظم جهانی در معرض فروپاشی جدی و غیرقابلجبران قرار میگیرد. همهٔ کشورها باید فعالانه در اصلاح مسیر آمریکا و بهویژه مقابله با تکتازیها و قلدریهای رئیسجمهور فعلی آمریکا سهم داشته باشند تا صلح، امنیت و کرامت انسانی تضمین گردد.
چه دارد انفعالِ طبع ظالم جز سیهرویی
عرق از سنگ اگر بیپرده گردد قیر میجوشد
بیشتر بخوانید:
وزیر خارجه پاکستان: پایبندی همه طرفها به تعهد آتشبس ضروری است
آصف درانی: ایران با «ذهن باز» وارد گفتوگو شد | آمریکاییها به مذاکره باز میگردند









