تاریخ جنگ با تروریسم بارها ثابت کرده که عملیات نظامی بهتنهایی راهبردی مؤثر و پایدار برای جلوگیری از حملات نیست، زیرا دستاوردهای تاکتیکی نمیتوانند ریشهها و محرکهای تروریسم را از بین ببرند. رویکردی که عمدتاً واکنشی است، نه پیشگیرانه، و تلاشهایی که به ندرت برای ریشهکنی مؤثر علل تروریسم صورت میگیرد، باعث شده جریانهای افراطگرا در منطقه ظهور کنند؛ هر بار شدیدتر از همیشه.
در شرایطی که پاکستان عملیات نظامی خود را در افغانستان اجرا میکند، گزارش جدیدی برای نخستین بار پاکستان را در رأس شاخص جهانی تروریسم قرار داده است. گزارش شاخص جهانی تروریسم ۲۰۲۶ که هفتهٔ گذشته توسط مؤسسهٔ اقتصاد و صلح منتشر شد، از افزایش ۶ درصدی مرگومیر ناشی از تروریسم در سال ۲۰۲۵ خبر میدهد؛ در مجموع ۱۱۳۹ کشته. این ششمین سال متوالی است که پاکستان شاهد افزایش تروریسم و تلفات مرتبط با آن است.
سال گذشته پاکستان در رتبهٔ دوم این شاخص قرار داشت، اما با افزایش چشمگیر ۴۵ درصدی شمار کشتهشدگان حملات تروریستی در طول یک سال، به صدر جدول صعود کرده است. این گزارش نشان میدهد که مرگومیر ناشی از تروریسم اکنون در بالاترین سطح خود از سال ۲۰۱۳ قرار دارد. همچنین میافزاید که به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان «به شدت بر امنیت و ثبات پاکستان تأثیر گذاشته است»؛ ادعایی که مقامات پاکستانی مطرح میکنند و طالبان افغانستان آن را رد مینماید.
به همین دلیل، تنشها میان پاکستانِ دارای سلاح هستهای و حکومت طالبان از اواخر فوریه به شدت افزایش یافته، بیثباتی منطقهای را تشدید کرده و نگرانیهایی را دربارهٔ خطر یک درگیری طولانیمدت برانگیخته است. طالبان افغانستان اعلام کرده که حاضر به مذاکره با پاکستان است، اما نگرانیهای فزایندهای وجود دارد که این درگیری همچنان تشدید شود و منطقهای را که با پیامدهای تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران دستوپنجه نرم میکند، بیثباتتر سازد.
اما درگیری پاکستان و افغانستان پیامدهایی فراتر از بیثباتی منطقهای نیز دارد که یکی از مهمترین آنها گسترش تروریسم و افراطگرایی است. جدیترین اتهام پاکستان علیه حکومت طالبان، حمایت و پناه دادن به گروه تروریستی تحریک طالبان پاکستان (TTP) یا همان طالبان پاکستانی است. گروهی که مسئولیت بخش عظیمی از حملات مرگبار در خاک پاکستان را بر عهده داشته است. مقامات پاکستانی میگويند که رهبران و جنگجویان TTP در افغانستان مستقرند و از آنجا عملیات خود علیه پاکستان طراحی و هدایت میکنند. افزون بر این، وزارت امور خارجه روسیه اخیراً در بیانیهای از حضور بیش از ۲۰ هزار نیروی مسلح وابسته به گروههای تروریستی بینالمللی در خاک افغانستان و پاکستان خبر داده و مدعی شده که نیمی از این جنگجویان خارجی هستند.
به این ترتیب، گروههای تروریستی متعددی در خاک پاکستان و افغانستان فعالیت میکنند که جنگ و بیثباتیهای ناشی از آن، بستری برای رشد و توسعهٔ آنان فراهم میسازد. گروههایی همچون القاعده، داعش، گروههای تجزیهطلب بلوچستان پاکستان و طالبان پاکستانی، در انتظار چنین فرصتهایی برای ظهور و فعالیت هستند. فعالیت این گروهها در دهههای گذشته تاکنون باعث ناآرامی و بحران در منطقه، به ویژه در پاکستان، افغانستان و ایران شده است.
به باور کارشناسان، سیاستهای طالبان و پاکستان، ابزار و انگیزهٔ لازم را برای گسترش چشمگیر دامنهٔ جغرافیایی و کارایی عملیاتی گروههای تروریستی فراهم کرده که خود به افزایش قابل توجه افراطگرایی خشونتآمیز در منطقه انجامیده است.
در بحبوحهٔ تشدید خشونتهای افراطی هراسانگیز طی سالهای اخیر، عملیات اخیر پاکستان که در فوریهٔ امسال آغاز شد، پیام روشنی دربارهٔ تلاش این کشور به مقابله با چالشهای امنیت ملی فرستاد. با این حال، تجربهٔ جنگ با تروریسم بارها نشان داده که عملیات نظامی صرف، راهبردی مؤثر و پایدار برای جلوگیری از حملات نیست، زیرا دستاوردهای جنبشی نمیتوانند ریشههای تروریسم را بزدایند. رویکردی عمدتاً واکنشی به جای پیشگیرانه، و تلاشهایی که به ندرت برای ریشهکنی مؤثر علل تروریسم صورت میگیرد، باعث شده وحشیگری تروریستی بارها و بارها در منطقه شدیدتر از قبل ظاهر شود.
جنگ طالبان و پاکستان از یک سو، و جنگ ایران و آمریکا از سوی دیگر، عواملی هستند که در حال حاضر تهدیدات علیه امنیت منطقهای را تشدید میکنند، اما مسائل دیرینه و بنیادینی مانند بیثباتی سیاسی، تغییرات سریع سیاستها و جابهجایی قدرت در کشورهای بیثبات، مدتهاست که چالش امنیت منطقهای را تشدید کرده است. خشونت فرقهای، فقدان آموزش، فقر رو به افزایش، بافت اجتماعی فرسوده و قطبی شدن جوامع، در کنار فعالیت مستمر دستگاههای اطلاعاتی قدرتهای فرامنطقهای عواملی هستند که دهههاست آتش افراطگرایی را در منطقه شعلهور نگه داشتهاند. همهٔ این عوامل با افراطگرایی که پایهٔ امواج نوظهور تروریسم در منطقه است، همبستگی دارند؛ فرهنگ مدیریتنشده، نقص در سیاستگذاری و آسیبپذیری اقتصادی، به علاوه مداخلات استعماری، موانعی جدی در برابر مقابله با افراطگرایی و تدوین سیاستهای مؤثر ضدتروریستی به شمار میروند.
همانطور که گزارش شاخص جهانی تروریسم ۲۰۲۶ اشاره میکند، خیبرپختونخوا و بلوچستان همچنان بیشترین آسیب را از تروریسم دیدهاند و بیش از ۷۴ درصد از حملات و ۶۷ درصد از کشتههای سال ۲۰۲۵ در این دو منطقه رخ داده است. بنابراین نیاز به برنامههای حلوفصل با فوریتی انکارناپذیر افزایش مییابد؛ نه تنها برای جلوگیری از حملات، نجات جان انسانها و حفظ زیرساختها، بلکه برای بهبود جایگاه در شاخص جهانی تروریسم.
تحقیقات بارها نشان داده است که مشارکت مردم محلی در مناطقی که حملات تروریستی مکرر رخ میدهد، برای تدوین راهبردهای مقابلهای مؤثر که در آن مناطق کارآمد باشند، چقدر حیاتی است. تقویت دولتهای محلی، به ویژه در این مناطق، ضروری است، زیرا مقامات امنیتی اغلب مسائل مربوط به حکومت محلی را از جمله عوامل ایجاد خلأ امنیتی شناسایی کردهاند.
در پایان میتوان گفت که مقابله با تروریسم نیازمند همکاری کشورهای منطقه برای حل بحرانها و بیثباتیهایی است که خود عامل اصلی گسترش تروریسم و افراطگرایی در منطقه هستند؛ نه جنگ و استفاده بیپروا، مستقیم و نامحدود از قدرت نظامی.









