به گزارش ایراف، سخنان متناقض ترامپ و توهینهای مکرر او به مقامات کشورها باعث شده تا در عرصه بینالمللی از او به عنوان نامحبوبترین رئیسجمهور آمریکا یاد شود. از جمله سخنان سخیف او درباره بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، واکنشهای گستردهای را در پی داشته و حتی به گفته برخی تحلیلگران باعث بروز تنش در روابط عربستان و آمریکا شده است.
سیدباقر محسنی، تحلیلگر افغانستانی، با اشاره به فرصت تاریخی پیشآمده برای عربستان سعودی گفت: «عربستان سعودی فرصت تاریخی برای رهایی از تحقیر و اشغال پیدا نموده است.» وی افزود: «حاکمان این کشور اگر اراده و شجاعت به خرج دهند، منابع و ابزارهای مناسب برای بازیگری مستقلانه و اعاده حیثیت در اختیار دارند.»
محسنی با تأکید بر بحران انرژی بهعنوان عاملی که توان فشار آمریکا را کاهش داده، تصریح کرد: «هیچ کاری از دست آمریکا علیه عربستان برنمیآید. بازدهی سرمایهگذاری سعودیها در آمریکا در بهترین حالت، فقط تحویل سلاح است و اساساً غیر از آن سودی ندارد.»
این تحلیلگر افغانستانی در پیشبینی خود اظهار داشت: «برآورد کلی حکایت از خروج و یا کاهش قابل توجه حضور آمریکا از منطقه خلیج فارس دارد.»
به گفته محسنی، «اقدام زودهنگام عربستان برای ممنوعیت استفاده آمریکا از خاک این کشور، روی مناسبات منطقهای و روابط بهتر با همسایگان تأثیر میگذارد.»
وی در بخش دیگری از تحلیل خود، خطاب به حاکمان سعودی هشدار داد: «در فرصت باقیمانده جنگ، اگر سعودیها غیرت کنند، تمرکز ایران بر اسرائیل معطوف میشود و برای همیشه تهدید و زورگویی این کشور را از بین میبرد.»
محسنی تأکید کرد: «حاکمان سعودی اگر هنوز انتظار شکست ایران جزو محاسباتشان باشد، بدین معنی است که هیچگونه برآورد و ارزیابی مستقلانهای ندارند.»
پیامدهای اقتصادی جنگ
محمدعارف رحمانی، نماینده پیشین پارلمان افغانستان، نیز با رویکردی فنی و مبتنی بر دادههای اقتصادی، از پدیده «بازدارندگی فنی» سخن گفت. وی به امتناع ژاپن و استرالیا در مارس ۲۰۲۶ برای پیوستن به ائتلاف دریایی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: «این تصمیمها—که ریشه در محاسبات هزینه-فایده اقتصادی و امنیتی داشتند—نشان میدهد که چگونه آسیبپذیریهای ساختاری در زنجیره تأمین انرژی میتواند بر رفتار امنیتی متحدان آمریکا تأثیر بگذارد.»
رحمانی با بیان اینکه تنگه هرمز حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت را منتقل میکند، افزود: «هرگونه اختلال در آن پیامدهای فوری بر بازارهای جهانی دارد.» وی توضیح داد که کشورهایی مانند ژاپن با وابستگی بالا به واردات انرژی، ناگزیر به فعالسازی ذخایر استراتژیک شدهاند.
این تحلیلگر افغانستانی با اشاره به جنگ نامتقارن و ابزارهای کمهزینه مانند پهپادها و مینهای دریایی، تصریح کرد: «هزینه ایجاد اختلال بهمراتب کمتر از هزینه دفاع در برابر آن است—واقعیتی که ساختار سنتی بازدارندگی را به چالش کشیده است.» وی افزود: «تنگه هرمز، بهدلیل عرض محدود و تراکم ترافیک، محیطی مستعد برای این نوع جنگ نامتقارن است.»
رحمانی همچنین به نگرانی متحدان آسیایی آمریکا از انتقال منابع نظامی از منطقه Indo-Pacific به خاورمیانه اشاره کرد و گفت: «این جابهجاییها میتواند بازدارندگی آمریکا در برابر چین را تضعیف کند.» وی نتیجهگیری کرد: «تحولات کنونی در غرب آسیا نشان میدهد که بازدارندگی در محیطهای چندقطبی دیگر صرفاً مبتنی بر قدرت نظامی مستقیم نیست، بلکه ترکیبی از وابستگیهای ساختاری، عدم تقارن هزینه و فشارهای ژئوپلیتیکی چندلایه را شامل میشود.»
به گفته رحمانی، آنچه رخ داده را میتوان «نوعی بازدارندگی از طریق تحمیل هزینه ساختاری» دانست؛ «جایی که بدون تقابل مستقیم، تصمیمگیری طرف مقابل در سطح راهبردی محدود میشود.»
این تحلیلیها حاکی از آن است که طیف قابل توجهی از کارشناسان افغانستانی، جنگ جاری را نقطه عطفی در کاهش هژمونی آمریکا در غرب آسیا و فرصتی برای بازیگران منطقهای جهت اتخاذ سیاستهای مستقلانه ارزیابی میکنند.
بیشتر بخوانید:
واکنش کاربران افغانستانی به تهدیدهای ترامپ: ضعف، استیصال و عدم شناخت تاریخی ایران
مقام طالبان: ایران به نیابت از کل جهان اسلام عليه سلطه غرب ایستادگی میکند
گسست فراآتلانتیک: امتناع اروپا از همراهی کامل با حمله آمریکا به ایران









