به گزارش ایراف، آنچه در این فضا جریان دارد، فراتر از اختلافنظرهای سیاسی معمول است. در لایهای عمیقتر، آنچه در جریان است را میتوان بحران «ما کی هستیم؟» یا همان رقابت بر سر «نمایندگی» دانست؛ اینکه چه کسی یا چه جریانی حق دارد از افغانستان و مردم آن سخن بگوید.
این پرسش هویتی، بهویژه در میان دیاسپورایی که از نظر جغرافیایی و سیاسی پراکنده است، به عامل اصلی تشدید اختلافات تبدیل شده و انرژی جمعی را به جای همافزایی، به سمت فرسایش سوق داده است.
بررسی روندهای جاری نشان میدهد که کاربران در سه طیف کلی قابل دستهبندی هستند:
گروهی بر نقد طالبان و اوضاع داخلی افغانستان متمرکزند، دستهای دیگر بر لزوم تعامل با شرایط موجود تأکید میورزند و در سوی دیگر، جریان سومی با رویکردی فراتر، هر دو طیف را به چالش میکشد.
با این حال، یکی از آسیبهای اصلی این فضا، شخصیشدن مباحث سیاسی است. در عمل، به جای بحث دربارهٔ دیدگاهها و برنامهها، چهرههای سیاسی و فعالان مدنی خود به کانون مناقشات بدل شدهاند.
این تغییر کانون از «نقد ایده» به «حمله به فرد»، نتیجهای جز شکلگیری رقابتی فرسایشی و واکنشی (به جای گفتوگویی تحلیلی) در پی نداشته است.
در لایهای دیگر، پدیدهای که میتوان آن را «نقد دروندیاسپورایی» نامید، رو به افزایش است. بخشی از فعالان، دیاسپورا را به بیتوجهی به واقعیتهای داخل افغانستان متهم میکنند.
این شکاف میان کسانی که تازه از افغانستان خارج شدهاند و نسلهایی که در خارج زندگی کردهاند، نشاندهندهٔ یک گسست تجربی و نسلی است که خود به پیچیدگی فضای گفتوگو افزوده است.
همزمان، نشانههای خستگی و سرخوردگی جمعی نیز در میان کاربران دیده میشود. این خستگی نشان میدهد که شیوهٔ کنونی مناقشه، پاسخگوی نیاز هیچیک از طیفها نیست، اما گویی هیچکس نمیداند چگونه از این چرخهٔ معیوب خارج شود.
به گفتهٔ برخی ناظران، همین احساس، گفتوگوها را به سمت تقابلهای احساسی و کوتاهمدت سوق داده است.
با وجود همهٔ این تنشها، اما یک خوشبینی محتاطانه نیز در متن وضعیت جاری نهفته است. حجم بالای مشارکت نشان میدهد که مسئلهٔ افغانستان همچنان در مرکز توجه دیاسپورا قرار دارد و این انرژی و هیجان، اگر در مسیر درستی هدایت شود، میتواند به جای فرسایش، زمینهساز بازتعریف نقش دیاسپورا در آیندهٔ سیاسی افغانستان باشد.
آنچه در شبکهٔ ایکس میان دیاسپورای افغانستان در جریان است، اگرچه اکنون به رقابتهای تند و شخصی دامن زده، اما بهتدریج میتواند از دل همین پویایی، به شکلگیری گفتمانهای جدید و نقشآفرینی مؤثرتر بیانجامد.









