سید احمد موسوی مبلغ، رئیس خبرگزاری اطلس و تحلیلگر مسائل سیاسی، در گفتوگوی اختصاصی با ایراف به تحلیل بحران پاکستان با طالبان افغانستان و گروه تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) پرداخت و از ریشههای داخلی این مشکلات، تغییر استراتژیک طالبان پس از دوحه، نقش آمریکا و تأثیر جنگ احتمالی آمریکا با ایران بر معادلات منطقه سخن گفت.
جنگ آمریکا، اسرائیل و شرکا با ایران؛ تحول محوری منطقه
موسوی مبلغ با اشاره به کلانترین تحول منطقه یعنی تقابل آمریکا و ایران گفت: آنچه اتفاق محوری در منطقه است، جنگ آمریکا و ایران است، نه جنگ پاکستان و طالبان در افغانستان. به احتمال زیاد ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل دست بالا را دارد و آمریکا در این جنگ شکست خواهد خورد. پس از این شکست، باید دید که جنگ طالبان و پاکستان به کجا خواهد رسید.
وی در ادامه با اشاره به پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب تصریح کرد: رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود به همسایههای شرقی اشاره کردند و این نشان میدهد که ایشان نسبت به این موضوع توجه دارند.
آمریکا بدنبال انجام پروژه از طریق پیمانکاران منطقهای
وی افزود: آمریکاییها از پیمانکاران خود در منطقه میخواهند که برای فشار بر چین، روسیه و ایران تلاش کنند، آنها به دنبال جزییات نیستند.
مبلغ با بیان اینکه رئیس ستاد ارتش مشترک پاکستان سفرهایی به آمریکا داشته و دیدارهایی با مقامات دولت آمریکا داشته است، عنوان کرد: این رفت و آمدها نشان میدهد که آمریکاییها پروژهای را در منطقه به پاکستان سپردهاند که جنگ پاکستان و طالبان ممکن است بخشی از آن پروژه باشد.
موسوی مبلغ در تشریح وضعیت داخلی پاکستان تصریح کرد: دولت پاکستان یک دولت ورشکسته است و با تی تی پی مشکل جدی دارد.
وی افزود: سیاستهای دولت پاکستان طی یکی دو دهه گذشته به گونهای بوده است که توزیع عادلانه امکانات در نقاط مختلف این کشور صورت نگرفته است. مردم در ایالت خیبرپختونخواه و ایالت بلوچستان معتقدند که دولت مرکزی توجهی به این دو ایالت نداشته است. در نتیجه چون سطح مطالبات این دو ایالت از دولت مرکزی بسیار بالا است، نارضایتیهایی به وجود آمده است. پشتونها و بلوچها که در این دو ایالت زندگی میکنند از حکومت پاکستان دل خوشی ندارند و نسبت به عملکرد آن اعتراض دارند. تنش، ناامنی و استقلالطلبی در این مناطق، عموماً ریشه در این موضوع دارند.
وی با تفکیک دو بحران پاکستان اظهار داشت: مشکل بین پاکستان و تیتیپی یک مشکل جدی و ریشهدار است، نه یک مساله سطحی و زودگذر. علاوه بر اینکه پاکستان با تیتیپی در داخل مرزهای خود مشکل دارد، با طالبان افغانستان نیز مشکل دارد. این دو مقوله متفاوت است. طالبان پاکستانی را طالبان افغانستان حمایت میکنند، دلیل این موضوع نیز روشن است، طالبان به عنوان یک بازیگر جدید و مستقل، میخواهد دولت پاکستان را تحت فشار قرار دهد.
پاکستان در تلاش برای جلوگیری از استقلال طالبان
این تحلیلگر مسائل سیاسی در خصوص تغییر جایگاه طالبان پس از دوحه خاطرنشان کرد: طالبان در افغانستان در طول تاریخ همواره ذیل حکومت پاکستان تعریف میشده است. طالبان در واقع به عنوان ابزاری استراتژیک در دست حکومت پاکستان بوده است.
وی گفت: بعد از قرارداد دوحه، طالبان به عنوان یک بازیگر مستقل در منطقه بازی کرده است، در نتیجه پاکستان نمیتواند این موضوع را بپذیرد که طالبان به شکل مستقل عمل کنند. بخشی از استراتژی طالبان افغانستان این است که تلاش دارند استقلال خود را حفظ کرده و به عنوان بازیگری جدید وارد معادلات شوند، این همان چیزی است که پاکستان نمیخواهد.
وی افزود: پاکستانیها تلاش دارند با استفاده از هر ابزاری از جمله اعمال قدرت و جنگ نظامی، طالبان را دوباره وادار به پیروی از اسلامآباد کنند. طالبان افغانستان قبل از آنکه طرف مذاکره آمریکاییها در دوحه باشند، همیشه به عنوان بازیگری معرفی میشدند که در اختیار پاکستان هستند. طبیعتاً بعد از آنکه قدرت و جغرافیای افغانستان در اختیارشان قرار گرفت، تصور کردند که میتوانند مستقل از پاکستان و به عنوان یک پیمانکار و طرف قرارداد با آمریکاییها عمل کنند.
جنگ با پاکستان؛ محور ملی گرایی در افغانستان
موسوی مبلغ درباره تأثیر جنگ کنونی بر جایگاه طالبان گفت: جنگی که الان بین پاکستانیها و طالبان در گرفته، با توجه به اینکه طالبان مشروعیت داخلی و بینالمللی پیدا نکردهاند، میتواند حس ملی را در میان مردم افغانستان تحریک کند و از این جهت به عنوان گروهی که از کشور در برابر هجوم خارجی دفاع کرده است، مورد توجه قرار بگیرد و افکارعمومی را با خود داشته باشد.
وی تصریح کرد: اگر طالبان بتوانند در برابر پاکستان مقابله به مثل کرده و به پیروزی دست پیدا کنند، میتوانند بهعنوان یک پیمانکار جدید برای آمریکا مطرح شوند.
سقوط طالبان در دستور کار نیست
وی در ارزیابی اهداف پاکستان و آمریکا از این منازعه تاکید کرد: به نظر نمیرسد که پروژه سقوط طالبان در دستور کار باشد، پاکستانیها هم تمایل ندارند که طالبان سقوط کنند. در طول این مدت که جنگ بین پاکستان و طالبان جریان دارد، دیده نمیشود که پاکستان عزمی برای ضربه جدی به طالبان داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: در حالی که پاکستان این توانایی را دارند که به طالبان ضربات جدی وارد کنند. پاکستان میخواهد طالبان را به پیروی از خود وادار کند، نه اینکه به کلی طالبان را از بین ببرد. دعوت پاکستان از مخالفان طالبان بدین معنا است که پاکستان از این افراد و گروهها میخواهد برای اعمال فشار بر طالبان استفاده کند.
وی افزود: از سوی دیگر آمریکا نیز به این موضوع نرسیده است که طالبان را از بین ببرد اما آنها به یک چیز میاندیشند، اینکه فرمت کنونی طالبان، مورد پسند آمریکاییها نیست و در نتیجه باید کسان دیگری به طالبان اضافه شوند تا چیزی شبیه عربستان شکل بگیرد، یعنی رهبری دینی در اختیار طالبان باشد و رهبری سیاسی در اختیار تکنوکراتها باشد، این ورژن مطلوب آمریکا است. آمریکاییها به دنبال این هستند که چنین شکلی از حکومت را در افغانستان ایجاد کنند.
بیشتر بخوانید:
از «سایه امنیت آمریکایی» تا «واقعیت هزینه جنگ» | چرا موازنه خلیج فارس دیگر مثل قبل نخواهد بود؟
توهم پيروزی | رسانههای منطقهای و بینالمللی درباره جنگ ایران چه میگویند؟
خطر گسترش جهانی جنگ با ایران | مرزهای شرقی ایران باثبات است
فضل الرحمان: تا ذهنیت سلطه ما بر افغانستان تغییر نکند بحران ادامه دارد
از دوستی پایدار تا دشمنی آشکار؛ روابط پاکستان و طالبان چگونه متحول شد؟









