تحلیلی جامعه‌شناختی بر تهدید ترامپ؛ ابرقدرتی که در برابر اراده ملت ایران زمین‌گیر می‌شود

رئیس‌جمهور آمریکا به ایران ۴۸ ساعت مهلت داده تا تنگهٔ هرمز را برای عبور نفتکش‌ها باز کند. ایران اما گفته است که جز دشمن، این تنگه برای دیگران باز است. به نظر می‌رسد این کنش آقای ترامپ نه از موضع قدرت، بلکه از روی استیصال است.

آقای ترامپ تصور می‌کرد نظام ایران پس از دو روز جنگ سنگین و پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، سقوط می‌کند؛ اما برخلاف این تصور، آن واقعه سرآغاز دوره‌ای جدید نه تنها در ایران، که در منطقه و جهان شد؛ دوره‌ای که با فروپاشی هژمونی جهانی و نظمی که قرن‌ها خود را تثبیت‌شده می‌پنداشت آغاز گردید و طلیعهٔ پیروزی یک ملت مقاوم و مستقل را در برابر ابرقدرت جهان و همکاران غربی و منطقه‌ای‌اش نوید می‌دهد.

مهم‌ترین پیامد این ایستادگی، حرکت سریع و پرشتاب جهان به سوی چندجانبه‌گرایی و گذار مطلق و قاطع از نظم یک‌جانبه‌گرایی است. ایستادگی ملت ایران در برابر تهاجم سنگین آمریکا و اسرائیل و هم‌پیمانان پیدا و پنهان آنان، نه فقط یک رویداد تاریخی برای ملت ایران، بلکه نقطهٔ عطفی در روابط بین‌الملل است. ملت ایران برخلاف قواعد مرسوم سیاست در خاورمیانه، نه تنها تسلیم نشد، بلکه با اتکا به هویت دینی و ارادهٔ جمعی ناشی از ایمان به وعده‌های الهی، نه تنها وضعیت سیاسی را در ایران دگرگون ساخت، بلکه فصلی جدید در کتاب تاریخ مقاومت جهان گشود.

ایالات متحده و اسرائیل با تمام قوا به صحنه آمده‌اند و پس از سال‌ها جنگ اقتصادی و شناختی، این بار با تمام ظرفیت خود و استفاده از تمام ابزارهای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای، شناختی و حتی با تمام قدرت نظامی به میدان آمده‌اند تا به زعم خودشان کار را تمام کنند، اما مردم ایران در میدان آزمون، نه تنها از منافع ملی ایران با شجاعت دفاع کرده‌اند، بلکه با دفاع، مقاومت و تهاجم به پایگاه‌های آمریکا و مراکز نظامی اسرائیل، جغرافیای قدرت در غرب آسیا را دگرگون ساخته‌اند.

بیشتر بخوانید:  کشته‌شدن حسیب پنجشیری؛ موج واکنش‌های سیاسی، نظامی و فرهنگی در افغانستان

از این رو، مهلت ۴۸‌ساعتهٔ ترامپ به ایران دربارهٔ تنگهٔ هرمز و تهدید به زدن زیرساخت‌های ایران که منفعت مردم عادی در آن نهفته است، در حقیقت اعتراف غیرمستقیم به شکست پروژهٔ مهار ایران و ناتوانی در مقابلهٔ منطقی با این قدرت اثرگذار غرب آسیاست. این تصمیم ترامپ، بیشتر از آن که ضربه‌ای به ایران وارد کند، نشان از درماندگی و هراس ایالات متحده و اسرائیل از قدرت بازدارندگی، توان دفاعی و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران دارد.

تهدید ترامپ دربارهٔ تخریب زیرساخت‌های انرژی ایران دارای پیامدهای راهبردی بوده و موجب بیداری بیشتر و انسجام عمیق‌تر ایرانیان خواهد شد. بنابراین این تهدید برای ایران یک فرصت استراتژیک ایجاد می‌کند که تحکیم بی‌سابقهٔ انسجام داخلی و همبستگی ملی حول نهادهای دفاعی کشور مهم‌ترین دستاورد آن است.

جامعه‌شناسی سیاسی ایران نشان می‌دهد که از یک سو، هرچه تهدید بیشتر شود، انسجام و وحدت ملت ایران قوی‌تر می‌گردد و از سوی دیگر، بدون ایجاد تفرقهٔ پایدار در جامعهٔ ایران، هیچ فشار و تهدید خارجی به نتیجهٔ راهبردی نخواهد رسید. تاریخ سیاسی ایران ثابت کرده است که ملت ایران، تحت سخت‌ترین تهدیدها و فشارها، نه تنها ضعیف نشده، بلکه قوی‌تر، منسجم‌تر و مصمم‌تر ظاهر شده است. اکنون نیز این تهدید و تصمیم غیرعقلانی ترامپ، بهانه و فرصتی دیگر برای تجلی عزم ملی و اثبات حقانیت راهی خواهد شد که ملت ایران برگزیده است؛ ملتی که در برابر زورگویی ایستاده و هزینهٔ استقلال و عزت خود را با آغوش باز می‌پردازد.

به هر حال، تصمیم ترامپ برای حمله به زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی ایران پس از ختم مهلت ۴۸‌ساعته، بدعتی خطرناک در نظام بین‌الملل، زیر پا گذاشتن قواعد بین‌المللی و زنگ خطری برای نظم جهانی است. این رویکرد نشان می‌دهد که آمریکا در برابر ارادهٔ ملت ایران زمینگیر شده است؛ زیرا این تصمیم ترامپ فراتر از یک اشتباه سیاسی، یک خودکشی استراتژیک است. پیامدهای این تصمیم، ثبات کل منطقه را نشانه خواهد رفت، چرا که ایران از قبل اعلام کرده است واکنش دفاعی تهران قاطع، ویرانگر و پشیمان‌کننده خواهد بود.

بیشتر بخوانید:  اسلام‌آباد میزبان وزیر خارجه سوریه؛ توافق تاریخی برای همکاری‌های دفاعی و امنیتی

بیشتر بخوانید:

چاک شومر: ترامپ به طرزی استثنایی کودن است

مخالفت قاطع آمریکایی‌ها با تجاوز نظامی علیه ایران

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=115436
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها