قدرت متمرکز، دولت کم‌رمق؛ ارزیابی رسانه پاکستانی از وضعیت حکمرانی طالبان در افغانستان

به گزارش ایراف، به نقل از این رسانه پاکستانی، تازه‌ترین ارزیابی تیم نظارتی شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که تمرکز شدید بر کنترل ایدئولوژیک، اگرچه اقتدار رهبری طالبان را تقویت کرده، اما در مقابل، نهادهایی را که برای اداره پایدار کشور ضروری‌اند، تضعیف کرده است.

تمرکز قدرت در قندهار

در تحلیل اکسپرس تریبون آمده است که ساختار تصمیم‌گیری طالبان بیش از هر زمان دیگری حول محور رهبر این گروه، هبت‌الله آخوندزاده، متمرکز شده است.

برخلاف بسیاری از حکومت‌های اقتدارگرا که بر احزاب، ارتش یا بوروکراسی تکیه می‌کنند، رهبری طالبان مشروعیت خود را عمدتاً از جایگاه دینی می‌گیرد.

بر اساس گزارش، مرکز ثقل تصمیم‌گیری نیز نه کابل، بلکه قندهار است؛ جایی که حلقه اصلی روحانیون نزدیک به رهبری مستقر هستند.

این شیوه حکمرانی، به‌گفته تحلیل‌گر اکسپرس‌تریبون، در کوتاه‌مدت انسجام ایجاد کرده، اما در بلندمدت می‌تواند شکنندگی ساختاری به همراه داشته باشد.

وزارت‌خانه‌ها بیشتر نقش مجری دارند و فضای محدودی برای ابتکار عمل یا ارائه راه‌حل‌های جدید وجود دارد.

ساختار دوگانه قدرت

اکسپرس‌تریبون می‌نویسد که هرچند طالبان در ظاهر یکپارچه به نظر می‌رسند، اما توزیع قدرت در درون این گروه یکدست نیست.

روحانیون قندهار جهت‌گیری ایدئولوژیک را تعیین می‌کنند، در حالی که شبکه‌هایی مانند شاخه حقانی در حوزه امنیتی از اختیارات قابل توجهی برخوردارند.

این وضعیت نوعی «نظام دوگانه» ایجاد کرده که در آن اقتدار در نظریه متمرکز، اما در عمل پراکنده است.

نبود سازوکار روشن برای جانشینی رهبری نیز یکی از چالش‌های مهم معرفی شده است؛ چالشی که می‌تواند در آینده بر ثبات درونی طالبان تأثیر بگذارد.

برخورد با اختلاف‌نظرهای داخلی

این گزارش به برخورد طالبان با اختلاف‌نظرهای درونی نیز اشاره می‌کند.

بیشتر بخوانید:  هشدار مکرون درباره آینده اروپا: آمریکا و چین ما را به حاشیه می‌رانند

بر اساس تحلیل، برخی علمای دینی و مقام‌های ارشد که نسبت به برخی سیاست‌ها – به‌ویژه در حوزه آموزش دختران – انتقاد داشتند، کنار گذاشته شده‌اند.

این روند، به‌گفته نویسنده، نشان‌دهنده محدودتر شدن دایره تفسیرهای قابل قبول دینی در ساختار طالبان است.

آموزش؛ نقطه اصلی تنش میان ایدئولوژی و کارکردگرایی

در بخش دیگری از گزارش، آموزش به‌عنوان مهم‌ترین عرصه تنش میان ایدئولوژی و نیازهای حکمرانی معرفی شده است.

قرار گرفتن نظام آموزشی زیر نظر مستقیم رهبر طالبان، به‌زعم تحلیل‌گر، نشان‌دهنده اهمیت ایدئولوژی در نگاه این گروه است.

با این حال، حذف علوم مدنی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی از برنامه‌های درسی، به باور نویسنده، می‌تواند ظرفیت آینده کشور را کاهش دهد.

ادامه محدودیت‌ها بر آموزش دختران نیز علاوه بر پیامدهای انسانی، از منظر اقتصادی و اجتماعی چالشی جدی برای آینده افغانستان ارزیابی شده است.

امنیت؛ موفقیت نسبی همراه با نگرانی‌های پنهان

اکسپرس‌تریبون می‌نویسد که طالبان توانسته‌اند سطح خشونت‌های گسترده را کاهش دهند و فعالیت داعش شاخه خراسان را تا حدی مهار کنند.

اما این دستاوردها تا حد زیادی بر توافق‌های غیررسمی با گروه‌های مسلح مختلف استوار است؛ گروه‌هایی که برخی از آن‌ها همچنان هویت ایدئولوژیک مستقل دارند.

ادغام جنگجویان سابق در ساختار امنیتی نیز اگرچه تعداد نیروها را افزایش داده، اما حرفه‌ای‌گری را کاهش داده و احتمال بروز شکاف‌های آینده را بالا برده است.

اقتصاد؛ ضعیف‌ترین حلقه

در بخش اقتصادی، این تحلیل وضعیت افغانستان را «اقتصادی مبتنی بر مهار هزینه‌ها» توصیف می‌کند؛ اقتصادی که بیشتر بر کمک‌های بشردوستانه و درآمدهای محدود داخلی تکیه دارد.

بیکاری گسترده و وابستگی بخش بزرگی از جمعیت به کمک‌ها، عملاً قرارداد اجتماعی میان دولت و مردم را تضعیف کرده است.

بیشتر بخوانید:  مذاکرات مسقط؛ در دیدار لاریجانی با سلطان عمان چه گذشت؟

محدودیت‌های اعمال‌شده بر فعالیت زنان در بخش کمک‌رسانی نیز به‌گفته گزارش، روند ارائه خدمات بشردوستانه را دشوارتر کرده است.

سیاست‌گذاری غیرقابل پیش‌بینی

این رسانه پاکستانی می‌نویسد که طالبان نسبت به نبود سازوکار پاسخ‌گویی عمومی نگرانی چندانی ندارند.

نمونه‌هایی مانند اعمال و لغو ناگهانی محدودیت‌های اینترنتی، نشان‌دهنده سبکی از حکمرانی است که در آن کنترل بر ارتباطات اولویت دارد.

این رویکرد، به باور تحلیل‌گر، می‌تواند اعتماد عمومی و پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی را کاهش دهد.

چشم‌انداز منطقه‌ای

اکسپرس‌تریبون تأکید می‌کند که طالبان توانسته‌اند بدون ورود به جنگ داخلی، قدرت را تثبیت کنند؛ امری که بسیاری آن را دشوار می‌دانستند.

با این حال، تثبیت قدرت لزوماً به معنای ثبات پایدار نیست.

نظامی که بر یکنواختی ایدئولوژیک و اقتدار دینی متمرکز است، ممکن است در برابر شوک‌های اقتصادی، سیاسی یا نسلی آسیب‌پذیر باشد.

این تحلیل توصیه می‌کند که کشورهای منطقه با رویکردی واقع‌گرایانه با افغانستان تعامل کنند؛ نه با انتظار اصلاحات سریع، بلکه با تمرکز بر تشویق تدریجی به اعتدال، همکاری اقتصادی و توسعه نهادی وارد تعامل شوند.

در پایان، اکسپرس‌تریبون می‌نویسد که چالش اصلی طالبان نه مخالفت‌های بیرونی، بلکه خودِ حکمرانی است. قدرت به دست آمده، اما مشروعیت هنوز در دسترس نیست.

تا زمانی که طالبان نتوانند میان اقتدار و شمول‌گرایی، و میان ایدئولوژی و کارکردگرایی توازن ایجاد کنند، افغانستان ممکن است تنها ظاهری از ثبات داشته باشد، در حالی که همچنان در جست‌وجوی یک دولت کارآمد باقی می‌ماند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=103818
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x