ارزیابی شورای آتلانتیک: ۶ عامل شکست آمریکا در افغانستان

به گزارش ایراف، به نقل از شورای آتلانتیک، اندرو ال. پیک، مدیر ابتکارهای امنیت ملی و ژئواستراتژی مرکز اسکراوکرافت این اندیشکده، در مقاله‌ای که ۶ نوامبر ۲۰۲۶ منتشر شده، با عنوان «شش اشتباه راهبردی که به شکست آمریکا در افغانستان انجامید»، به بررسی عواملی پرداخته است که به اعتقاد او مسیر طولانی‌ترین جنگ تاریخ ایالات متحده را به شکست ختم کردند.

پیک در ابتدای مقاله یادآور می‌شود که جنگ افغانستان در اکتبر ۲۰۰۱ آغاز شد و در ابتدا هیچ نشانه‌ای وجود نداشت که این عملیات به طولانی‌ترین درگیری نظامی تاریخ آمریکا تبدیل شود.

حکومت طالبان تنها طی دو ماه سقوط کرد و ظرف سه ماه دولت جدیدی در کابل شکل گرفت.

به نوشته او، راهبرد اولیه آمریکا که بر استفاده از نیروهای ویژه، تیم‌های سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و حمایت از نیروهای محلی استوار بود، در ابتدا موفقیت‌آمیز به نظر می‌رسید؛ اما این جنگ در نهایت پس از دو دهه فراز و نشیب و خروج نیروهای آمریکایی از کابل در سال ۲۰۲۱ با شکست واشنگتن پایان یافت.

نویسنده معتقد است جنگ افغانستان می‌توانست سرنوشت متفاوتی داشته باشد، اما مجموعه‌ای از تصمیم‌های اشتباه از سوی جامعه بین‌المللی، دولت افغانستان و به‌ویژه ایالات متحده، فرصت دستیابی به نتیجه‌ای متفاوت را از بین برد.

۱. تلاش برای ساختن افغانستانی جدید

به اعتقاد پیک، نخستین اشتباه راهبردی آمریکا تلاش برای ایجاد یک ساختار سیاسی متمرکز و یک دولت ملی قدرتمند در افغانستان بود.

او می‌نویسد واشنگتن و متحدانش به‌جای توجه به واقعیت‌های تاریخی و ساختار سنتی قدرت در افغانستان، در پی تشکیل دولتی متمرکز در کابل، همراه با ارتش و پلیس ملی بودند؛ در حالی که افغانستان در دوره‌های ثبات بیشتر بر پایه مجموعه‌ای از مراکز قدرت محلی و منطقه‌ای اداره می‌شد و کابل لزوماً بر تمام مناطق کشور تسلط مستقیم نداشت.

به نوشته این تحلیلگر، حمایت از حامد کرزی به‌جای پادشاه پیشین افغانستان در کنفرانس بن در دسامبر ۲۰۰۱ و سپس در لویه‌جرگه اضطراری سال ۲۰۰۲، بخشی از همین اشتباه بود.

پیک معتقد است تمرکز قدرت در دولت کرزی، نیروهای محلی و شبه‌نظامیان قومی را تضعیف کرد و رقابت میان دولت مرکزی و بازیگران منطقه‌ای را افزایش داد.

در نتیجه، طالبان توانست فساد، خشونت و ناکارآمدی دولت و نیروهای خارجی را به ابزاری تبلیغاتی برای جذب حمایت تبدیل کند.

۲. منحرف شدن توجه کاخ سفید به‌سمت جنگ عراق

دومین اشتباه از نگاه نویسنده، کاهش تمرکز دولت جورج بوش بر افغانستان پس از آغاز جنگ عراق بود.

پیک می‌نویسد در شرایطی که طالبان پس از شکست‌های اولیه در حال بازسازی توان خود در مناطق مرزی پاکستان بود، واشنگتن بخش مهمی از منابع نظامی و سیاسی خود را به عراق اختصاص داد.

به نوشته او، حملات علیه نیروهای امنیتی افغانستان، سازمان‌های غیردولتی غربی و نظامیان آمریکایی در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ افزایش یافت و تا سال ۲۰۰۶ شورشی تمام‌عیار شکل گرفت.

نویسنده معتقد است توجه بیشتر دولت بوش به افغانستان در سال‌های ابتدایی می‌توانست به شناسایی زودهنگام نشانه‌های بازگشت طالبان، افزایش به‌موقع نیروهای نظامی یا اتخاذ اهداف محدودتر منجر شود.

بیشتر بخوانید:  عربستان در دوراهی جنگ و صلح؛ یمن خواستار غرامت ۵۱ میلیارد دلاری شد

او همچنین تأکید می‌کند که واشنگتن می‌توانست به‌جای انحلال بسیاری از نیروهای مؤثر ائتلاف شمال، ظرفیت نظامی آنها را حفظ کند.

۳. فشار ناکافی آمریکا بر پاکستان

سومین اشتباه راهبردی مورد اشاره پیک، ناتوانی واشنگتن در اعمال فشار مؤثر بر پاکستان برای متوقف کردن حمایت از طالبان است.

به نوشته او، پرویز مشرف، رئیس‌جمهور وقت پاکستان، پس از درخواست مستقیم آمریکا با همکاری در جنگ افغانستان موافقت کرد، اما اسلام‌آباد تقریباً بلافاصله از این توافق فاصله گرفت.

پیک با اشاره به گزارش‌هایی درباره انتقال شماری از فرماندهان طالبان و نیروهای مرتبط با گروه‌های شبه‌نظامی از قندوز در سال ۲۰۰۱، می‌گوید حمایت پاکستان از طالبان به‌تدریج به یکی از چالش‌های اصلی عملیات آمریکا در افغانستان تبدیل شد.

او معتقد است واشنگتن در برابر پناهگاه‌های طالبان در خاک پاکستان، از جمله در منطقه کویته، و همچنین حمایت از شبکه حقانی، واکنش قاطع و مؤثری نشان نداد.

به ارزیابی این تحلیلگر، آمریکا از بیم تبدیل شدن پاکستان به دشمنی آشکار، ترجیح داد روابط خود با اسلام‌آباد را حفظ کند؛ حتی اگر این رابطه به معنای تحمل حمایت‌های پاکستان از طالبان باشد.

پیک می‌نویسد واشنگتن تصور می‌کرد داشتن پاکستان در کنار خود، حتی به‌صورت ناقص، بهتر از تبدیل شدن این کشور به دشمنی تمام‌عیار است؛ اما این رویکرد نتوانست مانع ادامه حمایت اسلام‌آباد از طالبان شود.

۴. هدر دادن فرصت افزایش نیروها در مارجه و هلمند

چهارمین اشتباه به دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما و افزایش نیروهای آمریکایی در افغانستان مربوط می‌شود.

پیک می‌نویسد دولت اوباما در سال ۲۰۰۹ بیش از ۵۰ هزار نیروی اضافی به افغانستان اعزام کرد تا با تقویت امنیت، زمینه تضعیف تدریجی طالبان و بازگشت ثبات را فراهم کند.

با این حال، نخستین عملیات بزرگ این راهبرد در ولایت هلمند و شهر مارجه متمرکز شد.

در عملیات «مشترک» در سال ۲۰۱۰، حدود ۱۵ هزار نیروی افغان و خارجی برای تصرف مارجه وارد عمل شدند. با وجود وعده مقام‌های آمریکایی درباره پیروزی سریع، دولت غیرنظامی کارآمدی در این منطقه مستقر نشد و مشکلات امنیتی برای سال‌ها ادامه یافت.

نویسنده با اشاره به توصیف استنلی مک‌کریستال، فرمانده وقت نیروهای آمریکایی در افغانستان، از مارجه به‌عنوان «زخمی چرکین»، معتقد است این عملیات بخش مهمی از فرصت ایجادشده با افزایش نیروهای نظامی را از بین برد.

از نگاه او، واشنگتن به‌جای تمرکز بر مناطق راهبردی و پرجمعیت‌تر پیرامون کابل و قندهار و مسیر ارتباطی میان آنها، منابع خود را در منطقه‌ای دورافتاده و از پایگاه‌های اصلی جمعیتی دور متمرکز کرد.

۵. برکناری مک‌کریستال از سوی اوباما

پنجمین اشتباه، برکناری ژنرال استنلی مک‌کریستال از فرماندهی نیروهای آمریکایی در افغانستان عنوان شده است.

پیک معتقد است مک‌کریستال چهره اصلی راهبرد افزایش نیروهای آمریکا در افغانستان بود و برکناری او، به روند اجرای این راهبرد ضربه زد.

مک‌کریستال و شماری از اعضای تیمش در گفت‌وگو با یک خبرنگار، اظهارات انتقادی و نامناسبی درباره دولت اوباما مطرح کردند که در نهایت به برکناری او انجامید.

بیشتر بخوانید:  از بحران بانکی تا بحران سیاسی؛ رئیس‌جمهور پاراگوئه استعفا کرد

با این حال، نویسنده معتقد است دولت آمریکا می‌توانست به‌جای کنار گذاشتن کامل او، ساختار فرماندهی را به شکلی تغییر دهد که مک‌کریستال بر هماهنگی با متحدان، شرکا و افکار عمومی متمرکز شود و فرماندهی عملیاتی جنگ به ساختاری دیگر سپرده شود.

به نوشته پیک، خروج مک‌کریستال از صحنه، شتاب راهبرد جدید اوباما را کاهش داد و با تغییر فرماندهان نظامی در سال‌های بعد، توجه واشنگتن نیز به‌تدریج از افغانستان منحرف شد.

۶. اجرا نکردن گزینه بنن برای حفظ نفوذ آمریکا

ششمین و آخرین اشتباه مورد اشاره نویسنده به تصمیم دولت آمریکا در سال ۲۰۱۷ برای تغییر ندادن مسیر راهبردی خود در افغانستان مربوط می‌شود.

پیک با اشاره به کاهش شمار نیروهای آمریکایی از حدود ۱۰۰ هزار نفر در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به حدود ۹ هزار نفر در ابتدای سال ۲۰۱۷، می‌گوید در آن مقطع بخش عمده مسئولیت‌های امنیتی به ارتش افغانستان واگذار شده بود.

او برای توضیح یک گزینه جایگزین، به تجربه حکومت محمد نجیب‌الله، آخرین رئیس‌جمهور حکومت کمونیستی افغانستان، اشاره می‌کند که پس از خروج نیروهای شوروی در سال ۱۹۸۹ همچنان تا سال ۱۹۹۲ در قدرت باقی ماند و با استفاده از کمک‌های مالی و نظامی مسکو، وفاداری فرماندهان و گروه‌های مختلف را حفظ کرد.

به نوشته پیک، آمریکا می‌توانست در سال ۲۰۱۷ نیز با ادامه کمک‌های عملیاتی به دولت کابل، استفاده از پیمانکاران نظامی و حفظ توان ضدتروریستی پیشرفته در پایگاه بگرام، از فروپاشی سریع دولت افغانستان جلوگیری کند.

این رویکرد به ایده‌ای شباهت داشت که به نوشته نویسنده، استیو بنن، مشاور وقت دونالد ترامپ، و برخی دیگر از اعضای دولت نخست او مطرح کرده بودند؛ طرحی مبتنی بر استفاده گسترده‌تر از پیمانکاران و حفظ حضور محدود اما مؤثر آمریکا که با مخالفت پنتاگون روبه‌رو شد.

با این حال، پیک تأکید می‌کند که چنین راهبردی نیز تنها در صورت وجود نیروهای محلی و شبه‌نظامیان آماده جنگ، محدود کردن اهداف آمریکا و پذیرش همکاری با متحدان محلی بحث‌برانگیز می‌توانست نتیجه‌بخش باشد.

جمع‌بندی: شکست در فهم واقعیت‌های افغانستان

پیک در جمع‌بندی مقاله خود معتقد است آمریکا در افغانستان بیش از آنکه صرفاً به‌دلیل ضعف نظامی شکست بخورد، به‌دلیل مجموعه‌ای از خطاهای سیاسی و راهبردی فرصت تثبیت موقعیت خود را از دست داد.

از نگاه او، تلاش برای تحمیل یک ساختار سیاسی متمرکز، غفلت از نقش پاکستان، اختصاص منابع به جنگ عراق، انتخاب نادرست اولویت‌های نظامی و ناتوانی در حفظ ائتلاف‌های محلی، همگی به تضعیف دولت افغانستان و تقویت موقعیت طالبان کمک کردند.

او در نهایت می‌نویسد آمریکا با دولتی مواجه شد که پس از سال‌ها فساد و ایجاد ترس، نتوانسته بود انگیزه کافی برای دفاع از خود در میان مردم ایجاد کند.

این تحلیل در حالی منتشر شده که پنج سال از سقوط کابل و بازگشت طالبان به قدرت می‌گذرد و بررسی دلایل ناکامی آمریکا در طولانی‌ترین جنگ تاریخ این کشور همچنان یکی از موضوعات مهم در ارزیابی سیاست خارجی و مداخلات نظامی واشنگتن به شمار می‌رود.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=143565
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها