شکست سیاست تعامل با طالبان؛ نگرانی‌های امنیتی همسایگان پابرجاست

به گزارش ایراف، پایگاه تحلیلی آمریکایی «اوراسیا ریویو» در مقاله‌ای تحلیلی که سوم نوامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، به بررسی دلایل ناکامی گفت‌وگوهای دیپلماتیک با حکومت طالبان در برطرف کردن نگرانی‌های امنیتی کشورهای منطقه پرداخت و تأکید کرد که صرف تداوم ارتباطات سیاسی با کابل نمی‌تواند جایگزین اقدامات عملی و قابل راستی‌آزمایی در حوزه مبارزه با گروه‌های مسلح شود.

در این تحلیل، اختلافات امنیتی میان افغانستان و پاکستان یکی از مهم‌ترین موانع شکل‌گیری همکاری‌های پایدار منطقه‌ای معرفی شده است.

پاکستان بارها حکومت طالبان را به فراهم کردن زمینه فعالیت گروه تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) در خاک افغانستان متهم کرده، اما طالبان این اتهام را رد کرده و مسائل امنیتی پاکستان را موضوعی داخلی دانسته است.

به نوشته این تحلیل، یکی از نمونه‌های آشکار محدودیت تعاملات دیپلماتیک با کابل، نشست هشتم فرمت مسکو درباره افغانستان در پنجم اکتبر ۲۰۲۶ بود که بدون انتشار بیانیه مشترک پایان یافت.

اختلاف بر سر نحوه اشاره به موضوع تروریسم و ارتباط آن با افغانستان، مانع دستیابی شرکت‌کنندگان به توافق نهایی شد.

در این نشست، محمد صادق، نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان، بر ضرورت مقابله با تهدیدهای امنیتی و فعالیت گروه‌های مسلح از خاک افغانستان تأکید کرد؛ در حالی که نمایندگان طالبان با ادبیات پیشنهادی درباره ارتباط افغانستان و تروریسم مخالفت کردند.

این اختلاف نشان داد که کشورهای منطقه و حکومت طالبان حتی درباره ماهیت و ابعاد تهدیدهای امنیتی نیز به برداشت مشترکی نرسیده‌اند.

نگرانی از فعالیت گروه‌های مسلح در افغانستان

در بخش دیگری از این تحلیل، به نگرانی روسیه و کشورهای آسیای مرکزی از گسترش فعالیت گروه‌های مسلح مستقر در افغانستان اشاره شده است.

بر اساس برآوردهای مطرح‌شده در این بحث، شمار نیروهای گروه‌های مسلح در افغانستان بین ۲۰ تا ۲۳ هزار نفر تخمین زده می‌شود که از این میان، حدود پنج تا هفت هزار نفر به تحریک طالبان پاکستان و نزدیک به سه هزار نفر به شاخه خراسان داعش نسبت داده شده‌اند.

بیشتر بخوانید:  یونسکو و یونیسف: بیش از نیمی از کودکان در سن دبستان در افغانستان از آموزش رسمی محروم‌اند

این ارقام در حد برآوردهای مطرح‌شده در گزارش‌های مورد استناد هستند و برای تأیید مستقل به بررسی بیشتری نیاز دارند.

نویسنده همچنین هشدار داده است که تمرکز بیش از اندازه برخی کشورهای منطقه بر مقابله با داعش خراسان، در صورتی که تهدیدهای ناشی از دیگر گروه‌های مسلح نادیده گرفته شود، نمی‌تواند به ایجاد یک سازوکار جامع مبارزه با تروریسم منجر شود.

دیپلماسی بدون ضمانت اجرایی

در ادامه، به تلاش‌های پاکستان برای حل اختلافات امنیتی با کابل از مسیرهای دیپلماتیک اشاره شده است؛ تلاش‌هایی که شامل سفرهای مقام‌های سیاسی و امنیتی، نشست‌های اطلاعاتی، دیدار نمایندگان ویژه، مذاکرات مرزی، ارسال اعتراض‌های رسمی و استفاده از میانجی‌گری کشورهای منطقه بوده است.

با این حال، از دیدگاه مطرح‌شده در این تحلیل، اسلام‌آباد معتقد است که این مذاکرات تاکنون بیشتر به دریافت وعده‌های شفاهی از سوی طالبان محدود شده و تغییر محسوسی در وضعیت امنیتی ایجاد نکرده است.

نویسنده تأکید می‌کند که مسئله اصلی، نبود ارتباط دیپلماتیک میان طرفین نیست، بلکه فقدان نتایج عملی و قابل سنجش از این ارتباطات است.

پیوند امنیت افغانستان با منافع اقتصادی منطقه

این تحلیل همچنین ناامنی در افغانستان را عاملی مؤثر بر آینده طرح‌های اقتصادی و ترانزیتی منطقه معرفی می‌کند.

بر اساس این ارزیابی، پروژه‌هایی مانند راه‌آهن ازبکستان ـ افغانستان ـ پاکستان، طرح انتقال برق کاسا ۱۰۰۰ و خط لوله گاز ترکمنستان ـ افغانستان ـ پاکستان ـ هند، برای اجرا و بهره‌برداری به امنیت پایدار، ثبات سیاسی و اطمینان سرمایه‌گذاران نیاز دارند.

تداوم فعالیت گروه‌های مسلح و افزایش ناامنی در مسیرهای ارتباطی می‌تواند هزینه‌های بیمه و سرمایه‌گذاری را افزایش دهد و شرکت‌های اقتصادی را از مشارکت در این طرح‌ها منصرف کند.

بیشتر بخوانید:  المپیک جوانان سنگال؛ جهان‌زیب‌ترین و عزیز رشید از مسابقات بازماندند

در این چارچوب، همکاری اقتصادی و مبارزه با تهدیدهای امنیتی دو موضوع مرتبط با یکدیگر توصیف شده‌اند؛ زیرا بدون تأمین امنیت مسیرهای ترانزیتی، اهداف اقتصادی اتصال منطقه‌ای نیز محقق نخواهد شد.

در بخش دیگری از مقاله، به نگرانی‌های امنیتی کشورهای آسیای مرکزی، ایران و چین از فعالیت گروه‌های مسلح و احتمال گسترش تهدیدهای فرامرزی اشاره شده است.

ضرورت تعامل مشروط با حکومت طالبان

در جمع‌بندی این تحلیل، بر ضرورت ادامه ارتباطات منطقه‌ای با کابل، در عین پرهیز از عادی‌سازی بدون قیدوشرط روابط تأکید شده است.

نویسنده معتقد است قطع کامل ارتباط با طالبان نیز می‌تواند فرصت‌های موجود برای پیگیری مسائل امنیتی، انسانی و اقتصادی را از بین ببرد؛ اما ادامه تعاملات بدون تعیین انتظارات روشن و دریافت تضمین‌های عملی، مشکلات موجود را حل نخواهد کرد.

بر همین اساس، پیشنهاد شده است کشورهای منطقه در چارچوب نشست‌های دوجانبه و سازوکارهایی مانند فرمت مسکو، اهداف مشخصی برای مقابله با گروه‌های مسلح تعیین کنند.

این اهداف می‌تواند شامل مقابله با اردوگاه‌های آموزشی و شبکه‌های جذب نیرو، قطع منابع مالی گروه‌های مسلح، همکاری در تحقیقات امنیتی و انجام ارزیابی‌های مستقل و دوره‌ای باشد.

این تحلیل همچنین بر ضرورت ادامه کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان، افزایش شفافیت در نحوه هزینه‌کرد کمک‌های خارجی و تفکیک حمایت از مردم افغانستان از حمایت سیاسی و مالی بدون نظارت از حکومت طالبان تأکید می‌کند.

در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که کنترل سرزمینی افغانستان از سوی طالبان به‌تنهایی به معنای تأمین ثبات و امنیت نیست و تا زمانی که نگرانی‌های امنیتی کشورهای همسایه با اقدامات ملموس و قابل راستی‌آزمایی برطرف نشود، گفت‌وگوهای دیپلماتیک به‌تنهایی نمی‌تواند زمینه‌ساز اعتماد منطقه‌ای و همکاری پایدار باشد.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=143227
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها