به گزارش ایراف، بن سیکسمیت در مقالهای در مجله انگلیسی «د کریتیک» با عنوان «چرا جنگ افغانستان را فراموش کردهایم؟» نوشت که اکتبر ۲۰۲۶ مصادف با بیستوپنجمین سالگرد حمله به افغانستان بود، اما خارج از جامعه کهنهسربازان هیچ مراسم رسمی برای بزرگداشت این مناسبت برگزار نشد و دولت انگلیس تنها در واکنشی محدود، اظهارات پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، را که نقش لندن در این جنگ را کوچک شمرده بود، رد کرد.
نویسنده با یادآوری جانباختن ۴۵۷ نظامی انگلیسی در این جنگ، سکوت رسمی و رسانهای پیرامون آن را نشانه دشواری مواجهه با نتیجهای دانست که به نوشته او «تقریباً شکستی کامل» بود.
به نوشته وی، حمله اولیه فعالیت القاعده را برای مدتی مختل کرد، اما این شبکه از میان نرفت و طالبان که از قدرت کنار زده شده بود، پس از بیست سال دوباره بازگشت و قدرت را در دست گرفت؛ در حالی که صدها نظامی بریتانیایی، هزاران سرباز آمریکایی و بیش از یکصد هزار نظامی و غیرنظامی افغان کشته شدند.
سیکسمیت در ادامه به درسهایی اشاره کرد که به باور او در سال ۲۰۲۶ نادیده گرفته میشوند.
نخست، به نوشته وی، انگلیس باید «سطحی و شکننده بودن اتحادهای ژئوپلیتیکی» را دریابد.
انگلیس برای پشتیبانی از آمریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر وارد افغانستان شد و تونی بلر، نخستوزیر وقت، گفته بود «از ابتدا با شما بودیم و تا انتها با شما میمانیم»؛ اما با وجود فداکاری سنگین نیروهای انگلیسی، واشینگتن بارها به شرکای غیرآمریکایی خود بیاعتنایی کرده است.
دومین درس، به نوشته نویسنده، این است که «تمدن وضعیت پیشفرض جوامع نیست.»
او با اشاره به ادعاهای مقامهای غربی در سالهای آغازین جنگ درباره پایان دادن به «عصر حجر» در افغانستان، نوشت تصور رایج این بود که طالبان مانع ظهور لیبرالیسم و دموکراسی است؛ اما واقعیت این است که حتی بدون طالبان، جامعه افغانستان ساختاری قبیلهای، فاسد و تئوکراتیک داشت و بسترهای اجتماعی لازم برای نهادهای لیبرال پایدار وجود نداشت.
نویسنده با تأکید بر اینکه نباید از دستاوردها و هزینههای میلیونها افغان میان سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ چشمپوشی کرد و ممنوعیت آموزش دختران را «فاجعهبار» خواند، افزود: «هیچ ساختار اجتماعیای وجود نداشت که پس از حذف طالبان بتواند از ظهور نهادها و سنتهای لیبرال پایدار حمایت کند؛ بلکه برعکس.»
سیکسمیت همچنین به پیامدهای نادیده گرفتن تفاوتهای فرهنگی اشاره کرد و نوشت سربازان آمریکایی از مشاهده برخی رفتارهای همتایان افغان خود شوکه شدند و برای حفظ روابط، ظاهراً به آنها دستور داده شده بود که «بچهبازی» (بردگی جنسی پسران جوان) را نادیده بگیرند.
وی همچنین مدعی شد که «جهل ریشهدار و انکار سرسختانه تفاوتها» باعث شده سیاستمداران و روزنامهنگاران انگلیسی از گرایش نامتناسب برخی پناهجویان مرد افغان در انگلیس به تجاوز جنسی غافلگیر شوند.
نویسنده در بخش پایانی، با انتقاد از نهادهای سیاسی و رسانهای که به گفته او نگرانیشان درباره «اشتهای ناموجود» افکار عمومی انگلیس برای جنگ را مطرح میکنند، نوشت نسلهایی که در دهههای نخست قرن بیستویکم بزرگ شدهاند، جنگ جهانی دوم و حتی جنگ فالکلند را به یاد ندارند و جنگ را پدیدهای «بیمعنا، ویرانگر و بیفایده» شناختهاند.
با این حال، وی تأکید کرد که «بیفایده بودن یک هدف» نباید به معنای بیاهمیت شدن فداکاری باشد و دولت انگلیس باید برای بزرگداشت جانباختگان این جنگ بیش از این تلاش میکرد.
سیکسمیت در پایان با اشاره به رنج افغانها تحت حکومت طالبان و فروپاشی نیروهای امنیتی افغان پس از خروج ارتش آمریکا نوشت: «یک هدف میتواند بیفایده باشد، اما فداکاری برای آن کمواقعیتر نمیشود.»




