به گزارش ایراف، در روزهای اخیر، دو روایت درباره سیاستهای نظامی و امنیتی آمریکا در افغانستان و خاورمیانه در شبکه اجتماعی ایکس بازتاب یافته است؛ روایت نخست از احتمال تلاش واشنگتن برای جلب همکاری طالبان در هرگونه عملیات هوایی علیه ایران حکایت دارد و روایت دوم، ماجرای حمله سال ۲۰۱۲ به کنسولگری آمریکا در بنغازی لیبی را به ادعاهایی درباره انتقال مخفیانه تسلیحات و مبادله زندانیان طالبان پیوند میزند.
ادعای فشار واشنگتن بر طالبان برای حمله به ایران
مطلبی از ماریو ناوفال در شبکه اجتماعی ایکس، به اظهارات منتسب به متیو هو، افسر پیشین تفنگداران دریایی آمریکا و مقام سابق وزارت خارجه این کشور، درباره احتمال تلاش واشنگتن برای استفاده از خاک افغانستان در حمله به ایران اشاره کرده است.
بر اساس این روایت، هو به نقل از یکی از دوستان افغان خود مدعی شده است که مقامهای آمریکایی بهطور مستمر طالبان را تحت فشار قرار میدهند تا با استفاده جتهای جنگی آمریکا از خاک افغانستان برای حمله به ایران موافقت کنند.
در همین روایت ادعا شده است که برخی اندیشکدههای آمریکایی نیز از ضرورت دستیابی به توافق با طالبان دفاع میکنند؛ توافقی که بنا بر این ادعا، یکی از انگیزههای آن میتواند بهرهگیری از ظرفیتهای افغانستان در سناریوهای نظامی احتمالی علیه ایران باشد.
این ادعا در صورت صحت، میتواند پرسشهایی جدی درباره رویکرد واشنگتن در قبال افغانستان و پیامدهای امنیتی هرگونه همکاری نظامی طالبان با آمریکا برای کشورهای منطقه، بهویژه ایران، مطرح کند.
افغانستان به دلیل هممرزی با ایران از موقعیت جغرافیایی حساسی برخوردار است و هرگونه استفاده نظامی از خاک این کشور علیه همسایگان میتواند پیامدهایی فراتر از روابط کابل و واشنگتن داشته باشد.
با این حال، مطالب بازنشرشده تاکنون شواهد مستقلی درباره درخواست رسمی آمریکا از طالبان، موافقت احتمالی این گروه یا وجود توافقی عملیاتی برای استفاده از پایگاههای هوایی افغانستان ارائه نمیکنند.
ازاینرو، این موضوع در سطح یک ادعای رسانهای باقی میماند و نمیتوان آن را نشانه قطعی تصمیم آمریکا برای حمله به ایران دانست.
بازگشت روایت جنجالی درباره حمله بنغازی
در کنار این ادعا، مطلب دیگری در شبکههای اجتماعی منتشر شده که مدعی است حمله سال ۲۰۱۲ به مراکز دیپلماتیک آمریکا در بنغازی، برخلاف روایت رسمی، با مأموریتی محرمانه برای بازپسگیری موشکهای استینگر مرتبط بوده است.
بر اساس این روایت، کریستوفر استیونز، سفیر وقت آمریکا در لیبی، برای بازگرداندن موشکهای دوشپرتاب ساخت آمریکا اعزام شده بود؛ موشکهایی که به ادعای نویسنده، از مسیر انتقال تسلیحات به گروههای مسلح در لیبی خارج شده و برخی از آنها در افغانستان به دست طالبان رسیده بودند.
این روایت همچنین هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا، را به هماهنگی انتقال تسلیحات از طریق یک واسطه خصوصی به نام مارک توری متهم میکند و مدعی است که سرنوشت این موشکها به حملهای علیه یک بالگرد نظامی آمریکا در افغانستان و سپس مأموریت استیونز در بنغازی ارتباط داشته است.
در ادامه این ادعاها، مطرح شده است که دولت باراک اوباما برای جلوگیری از افشای موضوع، تلاش کرده بود جزئیات انتقال تسلیحات را پنهان نگه دارد و حمله بنغازی نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است.
با این حال، گزارشهای تحقیقی و بررسیهای منتشرشده درباره حمله بنغازی، ارتباط ادعایی میان انتقال موشکهای استینگر و کشته شدن سفیر آمریکا را تأیید نکردهاند.
بررسیهای مربوط به تسلیحات منتقلشده به لیبی نیز شواهد قابل اتکایی برای اثبات این ادعا که موشکهای مورد اشاره به انصارالشریعه رسیده یا در حمله بنغازی نقش داشتهاند، ارائه نکردهاند.
از حمله بالگرد در افغانستان تا مبادله زندانیان طالبان
بخش دیگری از روایت منتشرشده به حمله ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۲ به یک بالگرد شینوک آمریکایی در افغانستان اشاره دارد.
در این روایت ادعا شده است که موشک بهکاررفته در این حمله از محمولهای بوده که پیشتر از طریق قطر به گروههای مسلح لیبی منتقل شده بود.
با این حال، وجود ارتباط میان موشک مورد اشاره و محموله ادعایی در لیبی، بر اساس شواهد عمومی موجود، بهطور مستقل اثبات نشده است.
همچنین، روایت منتشرشده درباره علت عمل نکردن کامل موشک و ارتباط آن با یک عملیات محرمانه در بنغازی، به اسناد تأییدکننده کافی متکی نیست.
نویسنده این مطالب در ادامه مدعی شده است که طالبان با آگاهی از انتقال غیرقانونی تسلیحات، دولت اوباما را برای آزادی پنج زندانی طالبان از زندان گوانتانامو تحت فشار قرار داده بود و مبادله بو برگدال، نظامی آمریکایی اسیرشده در افغانستان، با این پنج زندانی در همین چارچوب انجام شد.
واقعیت مستند آن است که بو برگدال در سال ۲۰۱۴ در برابر آزادی پنج زندانی طالبان از گوانتانامو به آمریکا بازگشت.
اما ادعای اینکه این مبادله نتیجه فشار طالبان بر سر پرونده موشکهای استینگر بوده یا برای پوشاندن یک معامله تسلیحاتی صورت گرفته است، در گزارشهای رسمی منتشرشده اثبات نشده است.
بنغازی؛ پروندهای با ابعاد امنیتی و سیاسی گسترده
حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۲ به مراکز دیپلماتیک آمریکا در بنغازی به کشته شدن چهار آمریکایی، از جمله کریستوفر استیونز، سفیر این کشور در لیبی، انجامید. این حادثه به یکی از مناقشهبرانگیزترین پروندههای امنیتی و سیاسی دوران ریاستجمهوری باراک اوباما تبدیل شد و عملکرد دولت آمریکا، نحوه تأمین امنیت مراکز دیپلماتیک و واکنش مقامهای واشنگتن را با انتقادهای گستردهای روبهرو کرد.
در سالهای پس از این حادثه، ادعاهای متعددی درباره مأموریتهای محرمانه تسلیحاتی، دستور توقف عملیات نجات و تلاش برای پنهان کردن اطلاعات مطرح شد.
با این حال، کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا در بررسی خود شماری از نظریههای مطرحشده درباره عملیات محرمانه انتقال سلاح و ممانعت عمدی از نجات نیروها را رد کرد؛ هرچند ضعف تدابیر امنیتی و کاستیهای موجود در حفاظت از مراکز آمریکایی نیز مورد توجه قرار گرفت.
بازنشر همزمان این دو روایت، بار دیگر توجهها را به نقش افغانستان در معادلات امنیتی منطقه و همچنین مناقشههای حلنشده در حافظه سیاسی آمریکا جلب کرده است.
با این حال، برای ارزیابی دقیق ادعاهای مطرحشده درباره احتمال استفاده آمریکا از خاک افغانستان علیه ایران، باید میان گمانهزنیهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و اطلاعاتی که با اسناد مستقل و منابع معتبر تأیید شدهاند، تمایز قائل شد.




