به گزارش ایراف، در ادامه تنشهای فزاینده میان پاکستان و طالبان، روزنامه نیویورکتایمز گزارش داده است که مقامهای نظامی و استخباراتی پاکستان طی ماههای گذشته با رهبران شماری از گروههای مسلح مخالف طالبان دیدار کرده و از «حمایت بالقوه» اسلامآباد سخن گفتهاند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که روابط دو متحد سابق، پس از افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروههای مسلح، بهشدت تیره شده است.
ویل سیلبر، افسر پیشین ارتش آمریکا و از فرماندهان سابق سنتکام، در تحلیلی که روز دوشنبه در نشریه لانگوار ژورنال منتشر شده، نوشته است که همکاری احتمالی مخالفان طالبان با پاکستان، هرچند میتواند مسیر دریافت کمک نظامی را برای آنان باز کند، اما در عمل با خطرهای جدی همراه است.
او تأکید میکند که پاکستان طی دههها از طالبان حمایت کرده و نقش مهمی در بازگشت این گروه به قدرت داشته است؛ بنابراین اتکای مخالفان طالبان به چنین کشوری، تصمیمی پرهزینه خواهد بود.
سیلبر با اشاره به محدودیتهای بازیگران منطقهای مینویسد که تاجیکستان، با وجود روابط سرد با طالبان، به دلیل نزدیکی اخیر مسکو و طالبان، در موقعیتی نیست که حمایت گستردهای از مخالفان ارائه کند.
ایران نیز با وجود ارتباط با احمد مسعود و برخی چهرههای مخالف طالبان، به دلیل درگیریهای منطقهای و فشارهای خارجی، توانایی محدودی برای حمایت عملی دارد.
آمریکا نیز در سالهای اخیر تمرکز خود را بر گفتوگو با طالبان درباره شهروندان بازداشتشده گذاشته و نشانهای از تغییر سیاست واشنگتن دیده نمیشود.
در چنین شرایطی، پاکستان ممکن است به یکی از معدود گزینههای باقیمانده برای مخالفان طالبان تبدیل شود؛ گزینهای که به باور سیلبر، سه خطر عمده را در پی دارد:
– استفاده ابزاری پاکستان — سیلبر هشدار میدهد که هدف اصلی اسلامآباد از نزدیک شدن به مخالفان طالبان، نه سرنگونی این گروه، بلکه وادار کردن طالبان به اقدام علیه تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروههای مسلح پاکستانی است.
او مینویسد که پاکستان تمایلی به اعزام نیروهای زمینی ندارد و ترجیح میدهد با بهرهگیری از برتری هوایی و حمایت محدود از مخالفان طالبان، فشار امنیتی بر کابل وارد کند.
اما اگر طالبان به خواستههای امنیتی اسلامآباد تن دهد، احتمال بازگشت پاکستان به همکاری با طالبان وجود دارد.
– تشدید اختلافات داخلی مخالفان — به باور سیلبر، تجربه دهههای گذشته نشان میدهد که حمایت گزینشی پاکستان از گروههای مسلح، میتواند رقابت و شکاف میان آنان را افزایش دهد؛ همانگونه که در دوران جهاد علیه شوروی، حمایت ویژه اسلامآباد از حزب اسلامی حکمتیار، اختلافات میان تنظیمهای مجاهدین را تشدید کرد.
او هشدار میدهد که رقابت برای دریافت پول، سلاح و تجهیزات از پاکستان، میتواند انسجام سیاسی و نظامی مخالفان طالبان را تضعیف کند.
– آسیب به اعتبار سیاسی مخالفان — سیلبر تأکید میکند که همکاری با کشوری که بخش بزرگی از جامعه افغانستان آن را مسئول جنگها و ناامنیهای چند دهه گذشته میدانند، میتواند حمایت مردمی از مخالفان طالبان را کاهش دهد.
او میپرسد که آیا این گروهها پس از دریافت کمک از پاکستان، همچنان خواهند توانست حملات هوایی این کشور و کشتهشدن غیرنظامیان افغان را محکوم کنند؛ و اگر چنین کنند، آیا اسلامآباد به حمایت خود ادامه خواهد داد.
پاکستان روز شنبه دوم آبان، گزارشها درباره حمایت از مخالفان طالبان را رد کرده و وزارت اطلاعات این کشور، اظهارات زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین آمریکا در امور افغانستان، را «بیاساس» خوانده است.
اسلامآباد طالبان را متهم میکند که به تحریک طالبان پاکستان، اتحادالمجاهدین و دیگر گروههای مسلح اجازه دادهاند از خاک افغانستان علیه نیروهای امنیتی پاکستان استفاده کنند؛ اتهامی که طالبان آن را رد کرده و ناامنی در پاکستان را «مسئله داخلی» این کشور میدانند.
سیلبر در جمعبندی تحلیل خود مینویسد که حمایت چند دههای پاکستان از طالبان، امنیت مورد انتظار اسلامآباد را تأمین نکرده و تماسهای اخیر با مخالفان طالبان نشان میدهد که شکاف میان دو طرف تا چه اندازه عمیق شده است.
با این حال، هنوز روشن نیست که این گفتوگوها به حمایت واقعی و پایدار از مخالفان طالبان منجر خواهد شد یا خیر.
او نتیجه میگیرد که پاکستان اکنون در حال بررسی همکاری با دشمنان گروهی است که خود در به قدرت رساندن آن نقش داشته است؛ و مخالفان طالبان باید تصمیم بگیرند که آیا دریافت کمک از کشوری که در شکست آنان سهم داشته، ارزش پذیرش خطرهای سیاسی و امنیتی آن را دارد یا نه.




