به گزارش ایراف، ۲۶ اکتبر ۲۰۰۱، فرمانده عبدالحق، از چهرههای شناختهشده جهاد و مقاومت افغانستان علیه نیروهای شوروی سابق، پس از ورود به افغانستان و تلاش برای سازماندهی نیروهای داخلی علیه طالبان، به دست نیروهای این گروه دستگیر و تیرباران شد.
فرمانده عبدالحق که بود؟
عبدالحق از فرماندهان بانفوذ مجاهدین در دهه ۱۹۸۰ میلادی بود که علاوه بر خودش، برادران و نزدیکانش نیز شناختهشده و در میان پشتونها صاحب نفوذ بودند.
عبدالقدیر و دین محمد، دو برادر او بودند که هر دو از جمله بزرگان ولایت ننگرهار افغانستان به شمار میروند. همچنین عبدالظاهر قدیر، فرزند برادر او نیز مدتی نماینده پارلمان بود.
فرمانده عبدالحق پس از سفوط حکومت نجیب، افغانستان را ترک کرد و برای مدتی به امارات رفت. در امارات به کار اقتصادی روی آورد و فعالیتهای تجاری خود را گسترش داد. اگرچه در طول این سالها، علاوه بر کار اقتصادی، فعالیتهای سیاسی خود را نیز ادامه میداد.
او در سالهای پایانی دهه ۱۹۹۰ به یکی از مخالفان طالبان تبدیل شد و در سال ۲۰۰۱ تلاش کرد با جلب حمایت سران قبایل و جداشدگان احتمالی طالبان، زمینه تغییر حکومت این گروه را از داخل افغانستان فراهم کند، برای همین منظور از مسیر پاکستان وارد افغانستان شد، اما خیلی زود توسط طالبان دستگیر و قبل از رسیدن به کابل تیرباران شد.
از جنگ با شوروی تا مخالفت با طالبان
عبدالحق در سال ۱۹۵۸ میلادی در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان به دنیا آمد. او در جریان جنگ علیه نیروهای شوروی و حکومت مورد حمایت مسکو، به یکی از فرماندهان شناختهشده مجاهدین پشتونتبار تبدیل شد.
او در جریان جنگ و جهاد ضد روسی، بر اثر انفجار مین از ناحیه پا مجروح شد اما با این حال فعالیت نظامی خود را ادامه داد.
پس از سقوط حکومت نجیبالله در سال ۱۹۹۲ و ورود مجاهدین به کابل، عبدالحق مسئولیت ریاست پلیس کابل را بر عهده گرفت. با این حال، درگیری میان گروههای مجاهدین و تشدید جنگهای داخلی، او را از ادامه حضور در ساختار قدرت دور کرد. او پس از این تحولات به امارات رفت و همانجا ساکن شد.
با گسترش نفوذ طالبان و تصرف کابل در سال ۱۹۹۶، عبدالحق در شمار مخالفان این گروه قرار گرفت و برای همین فعالیت خود در زمینه ایجاد ائتلاف ضد طالبان را آغاز کرد.
مأموریت بازگشت به افغانستان در سال ۲۰۰۱
پس از تحولات یازده سپتامبر و همزمان با آغاز حملات نظامی آمریکا به افغانستان، عبدالحق در اکتبر ۲۰۰۱ از پاکستان وارد افغانستان شد. هدف او، بنا بر گزارشهای منتشرشده در آن زمان، ایجاد زمینه برای قیام علیه طالبان، ترغیب برخی نیروهای این گروه به جدایی و فراهم کردن مقدمات شکلگیری یک حکومت جایگزین بود. برخی پژوهشگران معتقدند چنانچه عبدالحق اسیر و سپس کشته نمیشد، مسیر سیاسی افغانستان ممکن بود تغییر کند.
عبدالحق همچنین با تلاشهای سیاسی محمدظاهرشاه، پادشاه پیشین افغانستان، برای تشکیل یک حکومت فراگیر پس از طالبان ارتباط داشت. ظاهرشاه که پس از برکناری در سال ۱۹۷۳ در خارج از افغانستان زندگی میکرد، از چهرههای مورد توجه در طرحهای سیاسی آن دوره برای آینده کشور بود.
این مأموریت در شرایطی انجام شد که حملات آمریکا به مواضع طالبان ادامه داشت و بحث درباره آینده سیاسی افغانستان شدت گرفته بود. عبدالحق میکوشید مخالفت با طالبان را به مناطق پشتوننشین گسترش دهد و از طریق جلب حمایت رهبران محلی، زمینه تغییر قدرت را بدون اتکای صرف به عملیات نظامی خارجی فراهم کند. به گفته منابع نزدیک به خانواده عبدالحق، او در شهرستان ازره ولایت لوگر مستقر شده بود که به دست طالبان محاصره و دستگیر شد.
چرا طالبان عبدالحق را اعدام کرد؟
نیروهای طالبان عبدالحق را در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۱، در جریان عملیاتی در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان، دستگیر کردند. این گروه اعلام کرد که او به جاسوسی برای آمریکا و خیانت متهم بوده است. مقامهای طالبان همچنین مدعی شدند که او در تلاش برای برانگیختن شورش و جذب نیروهای مخالف حکومت نقش داشته است.
طالبان روز بعد، ۲۶ اکتبر، خبر اعدام او را اعلام کرد. گزارشهای منتشرشده در آن زمان حاکی از آن بود که سید حمید، معاون عبدالحق، و شماری از همراهان او نیز کشته شدند.
گزارشهای آن دوره درباره جزئیات دستگیری، تلاش برای نجات عبدالحق و چگونگی کشتهشدن او تفاوتهایی دارند؛ اما اصل دستگیری و اعدام او به دست طالبان در گزارشهای متعدد آن زمان ثبت شده است.
عبدالحی مطمئن، در بخشی از کتاب خود درباره این رویداد مینویسد: عبدالحق و چند تن از یارانش از جمله «حامد»، «شاولی» و «عزتالله» بامداد ۲۶ اکتبر به چنگ طالبان افتادند. وقتی عبدالحق دستگیر شد، قصد داشت که بهوسیله اسب محل را ترک کند اما موفق نشد. فرمانده پلیس لوگر، پس از دستگیری عبدالحق، او و همراهانش را سوار خودروی نوع داتسون خود کرد و به سمت «پلعلم» مرکز ولایت لوگر حرکت کردند.
او در ادامه درباره نحوه اعدام عبدالحق مینویسد: در نامهی ملاعمر با الفاظ ساده چنین نوشتهشده بود: این وطنفروش و خائن را قبل از رسیدن به کابل، نابود کنید و شهر کابل را به خون او آلوده نکنید. پس از مطالعه این نامه، خودروی ملاظاهر و فرمانده پلیس لوگر به سمت جاده «فرقه ریشخور»، تغییر مسیر دادند. نخست عبدالحق و حامد را از خودرو پیاده نموده و چشمانشان را بستند. مأمور وزارت کشور طالبان، عبدالحق و حامد را بهسوی شیله کوچکی که در کنار جاده قرار داشت، هدایت و سپس تیرباران کرد.
واکنش عفو بینالملل به اعدام عبدالحق
عفو بینالملل در بیانیهای در ۳۰ اکتبر ۲۰۰۱، اعدام عبدالحق و همراهانش را محکوم کرد. این سازمان اعلام کرد که شرایط کشتهشدن عبدالحق نشان میدهد او ممکن است پس از دستگیری، بدون برخورداری از روند قضایی عادلانه اعدام شده باشد.
عفو بینالملل با اشاره به ماده سوم مشترک کنوانسیونهای ژنو تأکید کرد که افراد بازداشتشده در جریان درگیریهای مسلحانه باید با رفتار انسانی مواجه شوند و صدور حکم و اجرای مجازات اعدام بدون رأی دادگاه صالح، با اصول بنیادین حقوق بشردوستانه مغایرت دارد.
این واکنش، موضوع اعدام عبدالحق را از یک رویداد نظامی و سیاسی فراتر برد و مسئله برخورد طالبان با مخالفان دستگیرشده را نیز در کانون توجه قرار داد.
اعدام عبدالحق چه تأثیری بر آینده افغانستان داشت؟
اعدام عبدالحق در مقطعی حساس از تاریخ افغانستان رخ داد؛ زمانی که حملات آمریکا علیه طالبان آغاز شده بود و تلاشهایی برای ایجاد یک ساختار سیاسی جایگزین جریان داشت. او از جمله فرماندهانی بود که میتوانست با اتکا به سابقه جهادی، ارتباطات قبیلهای و مخالفت با طالبان، در بسیج بخشی از نیروهای داخلی نقش ایفا کند.
با مرگ عبدالحق، بخشی از تلاشهای مخالفان طالبان در داخل افغانستان که میتوانست زمینه ایجاد تغییر در ساختار قدرت را فراهم کند، مکتوم ماند و پروسه انتقال قدرت که میبایست توسط جریانهای داخلی انجام شود، دستخوش دخالتهای خارجی شد.
مرگ او یکی از تلاشهای مخالفان طالبان برای سازماندهی قیام از داخل کشور را ناکام گذاشت و به گفته برخی پژوهشگران، زمینه ایجاد ائتلاف سیاسی داخلی برای دوران گذار از طالبان نیز در نطفه خاموش شد.








