به گزارش ایراف، سازمان ملل متحد در پی تجربه دو جنگ جهانی و با هدف جلوگیری از تکرار جنگهای گسترده، حفظ صلح و امنیت بینالمللی و گسترش همکاری میان کشورها شکل گرفت. این سازمان که در سال ۱۹۴۵ میلادی تأسیس شد، پس از فروپاشی نظم بینالمللی در جنگ جهانی دوم، به مهمترین نهاد بینالمللی برای گفتوگو، همکاری و رسیدگی به بحرانهای جهانی تبدیل شد؛ نهادی که افغانستان نیز با امضای منشور آن در کنفرانس سانفرانسیسکو از بنیانگذاران آن به شمار میرود.
از جنگ جهانی دوم تا ایده تشکیل سازمان ملل
جنگ جهانی دوم که از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ ادامه یافت، خسارات انسانی، اقتصادی و اجتماعی گستردهای بر جهان وارد کرد. میلیونها نفر کشته و آواره شدند، شهرهای بسیاری ویران شد و استفاده از سلاحهای هستهای در هیروشیما و ناگازاکی در اوت ۱۹۴۵، ابعاد تازهای از تهدیدهای ناشی از جنگ را آشکار کرد. این تحولات، ضرورت ایجاد سازوکاری بینالمللی برای حفظ صلح جهانی و جلوگیری از درگیریهای نظامی و مدیریت اختلافات میان کشورها را بیش از پیش نمایان ساخت.
البته ایده ایجاد سازمانی برای حفظ صلح جهانی، پیش از پایان جنگ جهانی اول نیز مطرح شده بود. جامعه ملل که پس از جنگ جهانی اول و در سال ۱۹۲۰ تأسیس شد، نخستین تجربه گسترده برای ایجاد نظامی بینالمللی با هدف جلوگیری از جنگ بزرگ به شمار میرفت؛ اما این سازمان به دلیل ضعف در اجرای تصمیمات، نبود سازوکارهای مؤثر برای مقابله با تجاوزها و ناتوانی در جلوگیری از گسترش بحرانهای بینالمللی، نتوانست مانع وقوع جنگ جهانی دوم شود.
با گسترش جنگ جهانی دوم، رهبران کشورهای متحد بهتدریج به این نتیجه رسیدند که نظم بینالمللی پس از جنگ باید بر پایه نهادی قویتر و با مشارکت گستردهتر کشورها بازسازی شود. اعلامیههای مشترک قدرتهای متفق، از جمله منشور آتلانتیک در سال ۱۹۴۱ و اعلامیه ملل متحد در سال ۱۹۴۲، زمینه سیاسی و حقوقی شکلگیری سازمان جدید را فراهم کرد.
در ژوئیه ۱۹۴۴، نمایندگان قدرتهای اصلی متفق در کنفرانس دامبارتون اوکس، در واشنگتن، درباره ساختار و وظایف سازمان پیشنهادی جدید گفتوگو کردند. سپس در کنفرانس یالتا در فوریه ۱۹۴۵، رهبران آمریکا، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی درباره برخی مسائل مهم، از جمله شیوه رأیگیری در شورای امنیت، به توافق رسیدند. این مذاکرات مسیر را برای برگزاری کنفرانس تأسیس سازمان ملل متحد هموار کرد.
کنفرانس سانفرانسیسکو و تولد سازمان ملل
کنفرانس ملل متحد درباره سازمان بینالمللی در ۲۵ آوریل ۱۹۴۵ در شهر سانفرانسیسکو آمریکا آغاز شد. نمایندگان ۵۰ کشور در این نشست حضور یافتند تا درباره متن منشور سازمان جدید مذاکره کنند و چارچوب نهادی را برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی به تصویب برسانند.
مذاکرات کنفرانس در شرایطی برگزار شد که جنگ در اروپا به روزهای پایانی خود رسیده بود. آلمان نازی در مه ۱۹۴۵ تسلیم شد، اما جنگ در آسیا و اقیانوس آرام تا اوت همان سال ادامه یافت. در چنین شرایطی، شرکتکنندگان تلاش کردند سازمانی ایجاد کنند که برخلاف جامعه ملل، بتواند مسئولیت روشنتری در زمینه پیشگیری از جنگ، حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات و واکنش جمعی به تهدیدهای صلح بر عهده بگیرد.
منشور سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ در سانفرانسیسکو به امضای نمایندگان ۵۰ کشور رسید. لهستان که در کنفرانس حضور نداشت، در ۱۵ اکتبر همان سال منشور را امضا کرد و شمار کشورهای بنیانگذار به ۵۱ کشور رسید.
سازمان ملل متحد رسماً در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵، پس از تصویب منشور از سوی کشورهای عضو، از جمله پنج عضو دائمی شورای امنیت، تأسیس شد؛ از این رو، این تاریخ هر سال بهعنوان روز ملل متحد گرامی داشته میشود.
افغانستان؛ یکی از ۵۱ کشور بنیانگذار سازمان ملل
افغانستان در شمار کشورهایی قرار داشت که منشور سازمان ملل متحد را در سال ۱۹۴۵ امضا کردند. نماینده افغانستان در کنفرانس سانفرانسیسکو، منشور این سازمان را در ۲۶ ژوئن همان سال امضا کرد و این کشور در شمار ۵۱ عضو بنیانگذار سازمان ملل قرار گرفت.
حضور افغانستان در فرایند تأسیس سازمان ملل، بیانگر مشارکت این کشور در تلاشهای بینالمللی برای ایجاد نظمی مبتنی بر همکاری میان دولتها پس از جنگ جهانی دوم بود. افغانستان در آن زمان، با وجود قرار گرفتن در میان دو حوزه مهم ژئوپلیتیکی آسیای مرکزی و جنوب آسیا، در جنگ جهانی دوم بیطرفی خود را حفظ کرده بود و پس از پایان جنگ نیز به مشارکت در نهادهای بینالمللی ادامه داد
عضویت افغانستان در سازمان ملل، امکان حضور رسمی این کشور در مجمع عمومی و مشارکت در مباحث مربوط به صلح، امنیت، توسعه و همکاریهای بینالمللی را فراهم کرد. این عضویت همچنین بستری برای تعامل افغانستان با دیگر کشورها و نهادهای وابسته به سازمان ملل در دهههای بعد ایجاد کرد.
اهداف اصلی سازمان ملل متحد چه بود؟
اهداف اولیه سازمان ملل متحد در منشور این سازمان مشخص شده است. نخستین و مهمترین هدف، حفظ صلح و امنیت بینالمللی و جلوگیری از بروز جنگهای جدید بود. بنیانگذاران سازمان تلاش داشتند سازوکاری ایجاد کنند که کشورها پیش از توسل به زور، اختلافات خود را از راه مذاکره، میانجیگری، داوری و دیگر روشهای مسالمتآمیز حل کنند.
دومین هدف، توسعه روابط دوستانه میان ملتها بر پایه احترام به اصل برابری حقوقی کشورها و حق تعیین سرنوشت ملتها بود. این اصل در دهههای بعد، بهویژه در جریان پایان استعمار و استقلال کشورهای آسیایی و آفریقایی، اهمیت بیشتری پیدا کرد.
سومین هدف، همکاری بینالمللی برای حل مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بشردوستانه و گسترش احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی بدون تبعیض بر اساس نژاد، جنسیت، زبان یا مذهب بود. از این منظر، مسئولیت سازمان ملل تنها به جلوگیری از جنگ محدود نمیشد و به بهبود شرایط زندگی انسانها و تقویت همکاری جهانی نیز ارتباط داشت.
چهارمین هدف، ایجاد مرکزی برای هماهنگسازی اقدامات کشورها در راستای دستیابی به این اهداف مشترک بود. سازمان ملل قرار بود بستری فراهم کند که دولتها بتوانند اختلافات خود را مطرح کنند، درباره مسائل جهانی تصمیم بگیرند و برای مقابله با بحرانهای مشترک همکاری کنند.
سازمان ملل چگونه اداره میشود؟
ساختار سازمان ملل متحد بر پایه شش رکن اصلی شکل گرفته است که هر یک وظایف مشخصی دارند.
مجمع عمومی: این رکن از نمایندگان تمام کشورهای عضو تشکیل شده و هر کشور، صرفنظر از جمعیت یا قدرت اقتصادی و نظامی، یک رأی دارد. مجمع عمومی مهمترین محل گفتوگوی عمومی میان اعضاست و درباره طیف گستردهای از مسائل جهانی، از صلح و امنیت گرفته تا توسعه و حقوق بشر، بحث میکند. بخش مهمی از قطعنامههای آن ماهیت توصیهای دارد و بودجه سازمان را نیز تصویب میکند.
شورای امنیت: مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت بینالمللی بر عهده این شورا است. شورای امنیت ۱۵ عضو دارد؛ پنج عضو دائمی شامل ایالات متحده آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه و ۱۰ عضو غیردائمی که برای دورههای دوساله انتخاب میشوند. پنج عضو دائمی از حق وتو برخوردارند؛ موضوعی که همواره یکی از محورهای اصلی انتقادها درباره ساختار شورای امنیت بوده است.
شورای اقتصادی و اجتماعی: این شورا هماهنگی و بررسی مسائل اقتصادی، اجتماعی، توسعهای و مرتبط با همکاریهای بینالمللی را بر عهده دارد و با نهادهای تخصصی و سازمانهای مرتبط همکاری میکند. موضوعاتی مانند کاهش فقر، آموزش، سلامت عمومی و توسعه پایدار در حوزه فعالیت آن قرار میگیرند.
دیوان بینالمللی دادگستری: این دیوان، رکن قضایی سازمان ملل است و در لاهه هلند مستقر است. وظیفه آن رسیدگی به اختلافات حقوقی میان کشورها، در صورت وجود صلاحیت، و ارائه نظرهای مشورتی به نهادهای مجاز سازمان ملل است. دیوان بینالمللی دادگستری را نباید با دیوان کیفری بینالمللی اشتباه گرفت؛ این دو نهاد از نظر ساختار و صلاحیت حقوقی متفاوتاند.
دبیرخانه: این رکن، امور اداری و اجرایی سازمان ملل را انجام میدهد و مسئولیت آن بر عهده دبیرکل است. دبیرخانه از اجرای برنامهها و تصمیمات سازمان پشتیبانی میکند، گزارشهای کارشناسی تهیه میکند و در فعالیتهای دیپلماتیک، بشردوستانه و عملیاتی سازمان نقش دارد.
شورای قیمومت: این شورا برای نظارت بر سرزمینهای تحت نظام قیمومت بینالمللی ایجاد شد تا اداره آن سرزمینها در مسیر خودگردانی و استقلال پیش برود. با پایان یافتن مأموریتهای اصلی این نظام، شورای قیمومت در اول نوامبر ۱۹۹۴ فعالیت منظم خود را به حالت تعلیق درآورد؛ با این حال، همچنان یکی از شش رکن اصلی سازمان ملل در ساختار منشور محسوب میشود.
نهادهای تخصصی و نقش سازمان ملل در زندگی مردم
در کنار شش رکن اصلی، سازمان ملل از طریق برنامهها، صندوقها و نهادهای تخصصی خود در زمینههای گوناگون فعالیت میکند. صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) در حوزه حمایت از کودکان، سازمان جهانی بهداشت در زمینه سلامت عمومی، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در حمایت از آوارگان و پناهندگان و برنامه توسعه سازمان ملل متحد در زمینه توسعه پایدار و تقویت ظرفیتهای حکمرانی فعالیت دارند.
همچنین برنامه جهانی غذا در مقابله با گرسنگی و ناامنی غذایی، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در حوزه آموزش، علم و فرهنگ و سازمان بینالمللی کار در زمینه حقوق کار و استانداردهای اشتغال، از جمله نهادهای مهم در نظام گسترده همکاریهای بینالمللی هستند. این نهادها از نظر جایگاه حقوقی و ساختار اداری یکسان نیستند؛ برخی از آنها برنامهها و صندوقهای وابسته به سازمان ملل و برخی دیگر سازمانهای تخصصی مرتبط با آن به شمار میروند.
سازمان ملل در جهان امروز؛ میان دستاوردها و محدودیتها
سازمان ملل متحد طی بیش از هشت دهه فعالیت، در زمینههایی مانند کمکهای بشردوستانه، حمایت از پناهندگان، مبارزه با بیماریها، توسعه آموزش، تدوین و گسترش قواعد حقوق بینالملل و پشتیبانی از روندهای صلح نقش داشته است. عملیات حفظ صلح، کمکرسانی به جوامع آسیبدیده از جنگ و بلایای طبیعی و حمایت از حقوق بشر، از جمله حوزههایی هستند که نام این سازمان را با مسائل روزمره میلیونها نفر پیوند دادهاند.
با این حال، سازمان ملل با محدودیتهای جدی نیز مواجه است. اختلاف میان قدرتهای بزرگ، استفاده از حق وتو در شورای امنیت، کمبود منابع مالی و دشواری اجرای برخی قطعنامهها، در مواردی توانایی این سازمان را برای واکنش مؤثر به بحرانهای بینالمللی کاهش داده است. بحرانهای طولانیمدت و جنگهایی که با وجود تلاشهای دیپلماتیک ادامه یافتهاند، بارها بحث اصلاح ساختار سازمان ملل و افزایش کارآمدی آن را مطرح کردهاند.
با وجود این محدودیتها، سازمان ملل همچنان یکی از مهمترین چارچوبهای موجود برای گفتوگوی بینالمللی و همکاری میان کشورها به شمار میرود. این سازمان در سال ۱۹۴۵ با این امید شکل گرفت که تجربه ویرانگر دو جنگ جهانی، دولتها را به سوی نظمی مبتنی بر همکاری، حل مسالمتآمیز اختلافات و مسئولیت مشترک در برابر سرنوشت بشر سوق دهد؛ هدفی که تحقق کامل آن همچنان یکی از چالشهای اصلی جامعه جهانی است.








