دانشگاه کابل که در ابتدا با تأسیس دانشکده پزشکی (طب) و با همکاری استادان ترکیهای فعالیت خود را آغاز کرد، در نخستین سال تنها ۱۰ دانشجو داشت؛ پنج تن از دبیرستان امانیه، که بعدها به دبیرستان استقلال تغییر نام داد، و پنج تن دیگر از دبیرستان حبیبیه. در آن زمان، پروفسور دکتر رفقی کاملبیگ، یکی از متخصصان ترک، مسئولیت سرپرستی این مرکز آموزشی را برعهده داشت. تأسیس دانشکده پزشکی را میتوان یکی از نخستین گامهای مهم افغانستان در مسیر ایجاد نظام منظم تحصیلات عالی دانست.
پس از آن، در سال ۱۳۱۷ خورشیدی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی با عنوان «آکادمی حقوق و علوم سیاسی» ایجاد شد. این مرکز با پنج دانشجو فعالیت خود را آغاز کرد. چند سال بعد، دانشکده علوم طبیعی در سال ۱۳۲۱ و دانشکده زبان و ادبیات در سال ۱۳۲۳ خورشیدی به جمع مراکز آموزش عالی افغانستان پیوستند.
افزایش شمار این نهادهای آموزشی، ضرورت ایجاد یک ساختار مشترک و منسجم را بیشتر کرد. در همین راستا، در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، گامهای رسمی برای شکلگیری دانشگاه کابل برداشته شد. بر اساس روایتهای تاریخی، همکاری میان دولت افغانستان و ترکیه نیز در روند تأسیس و توسعه این نهاد نقش داشت.
گسترش دانشکدهها و تنوع رشتههای تحصیلی
روند توسعه دانشگاه کابل در سالهای بعد ادامه یافت. در سال ۱۳۲۷ خورشیدی، دانشکده ادبیات و علوم نسوان (زنان) با هدف فراهمسازی زمینه آموزش عالی برای زنان تأسیس شد. سه سال بعد، دانشکده شرعیات فعالیت خود را در دارالامان آغاز کرد و در سال ۱۳۳۵ خورشیدی نیز دانشکدههای کشاورزی و مهندسی ایجاد شدند. این دو دانشکده ابتدا زیر نظر دانشکده علوم فعالیت میکردند، اما در سال ۱۳۴۲ به مراکز مستقل آموزشی تبدیل شدند.
نیاز افغانستان به متخصصان حوزه اقتصاد نیز زمینه ایجاد انستیتوت عالی اقتصاد را در سال ۱۳۳۶ خورشیدی فراهم کرد. این نهاد یک سال بعد، با عنوان دانشکده اقتصاد، در ساختار دانشگاه کابل جای گرفت.
در همین دوره، فرصتهای آموزشی برای زنان نیز گسترش یافت. ایجاد بخش ویژه زنان در دانشکده پزشکی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی، زمینه حضور بیشتر دختران و بانوان را در آموزش عالی در رشته پزشکی فراهم کرد. پس از آن، دانشکده داروسازی در سال ۱۳۳۸ و دانشکده دامپزشکی در سال ۱۳۴۰ خورشیدی تأسیس شدند. دانشکده دامپزشکی در آغاز با پذیرش ۶۰ دانشجو به فعالیت پرداخت.
این تحولات نشان میدهد که دانشگاه کابل در فاصله دهههای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ خورشیدی، از یک مرکز محدود آموزشی به مجموعهای گستردهتر با رشتههای متنوع تبدیل شد. پزشکی، حقوق و علوم سیاسی، ادبیات، علوم طبیعی، مهندسی، اقتصاد، شرعیات، کشاورزی و دامپزشکی از جمله حوزههایی بودند که در این روند توسعه یافتند.
جایگاه علمی دانشگاه در منطقه
گسترش دانشکدهها و رشتههای دانشگاه کابل، این مرکز را به یکی از نهادهای مهم علمی افغانستان و حتی منطقه تبدیل کرد. در دورهای از فعالیت آن، دانشجویانی از کشورهای دیگر، از جمله ایران، هند، تاجیکستان و شماری از کشورهای عربی، برای تحصیل در رشتههای مختلف به کابل میآمدند.
حضور دانشجویان خارجی، در کنار تنوع رشتههای آموزشی، نشاندهنده جایگاه منطقهای دانشگاه کابل در آن دوره بود. این دانشگاه افزون بر تربیت متخصصان مورد نیاز افغانستان، در شکلگیری نسلهایی از کارمندان دولتی، پزشکان، استادان و دیگر نیروهای تحصیلکرده افغانستان نیز سهم داشت.
با کودتای ۷ ثور/اردیبهشت سال ۱۳۵۷ و ادامه ناامنیها، فعالیتهای دانشگاه کابل نیز با دشواریهای گسترده روبهرو شد. بیثباتی سیاسی، کاهش امکانات آموزشی و آسیبدیدن زیرساختهای علمی، روند پیشرفت این نهاد را مختل کرد و بر جایگاه آن تأثیر منفی گذاشت.
سیاست و ایدئولوژی در محیط دانشگاه
در دهههای گذشته، دانشگاه کابل تنها محل آموزش رشتههای تخصصی نبود، بلکه به عرصهای برای رقابت اندیشهها و جریانهای سیاسی نیز تبدیل شد. در دوره پادشاهی محمد ظاهرشاه، جریانهای چپ در محیط دانشگاه فعالیت گستردهای داشتند. پس از به قدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق افغانستان، سیاستهای حکومتی بر محتوای آموزشی و جهتگیری ایدئولوژیک نهادهای علمی اثر گذاشت و تلاشهایی برای همسوسازی آموزش با دیدگاههای رسمی حکومت صورت گرفت.
در دوره حکومت مجاهدین نیز تغییراتی در محتوای درسی ایجاد شد و درس ثقافت اسلامی جایگاه برجستهتری پیدا کرد.
تلاش برای بازسازی پس از سال ۱۳۸۱
با شکلگیری نظام سیاسی جدید و تأسیس حکومت جمهوری در افغانستان در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، تلاشهایی برای احیای نظام آموزشی و تقویت دانشگاه کابل صورت گرفت. هدف این اقدامات، بهبود امکانات آموزشی، گسترش فعالیتهای علمی و بازگرداندن این دانشگاه به جایگاه پیشین آن در عرصه آموزش عالی عنوان میشد.
با وجود این تلاشها، مشکلات ساختاری و پیامدهای چندین دهه جنگ همچنان بر نظام آموزش عالی افغانستان سایه انداخته بود. کمبود امکانات، نیاز به بازسازی زیرساختها و دشواریهای مرتبط با جذب و حفظ استادان متخصص، از جمله چالشهایی بودند که بر روند توسعه دانشگاهها تأثیر میگذاشتند.
حکومت طالبان و دانشگاه کابل
بازگشت دوباره طالبان به قدرت در افغانستان در ۲۴ مرداد سال ۱۴۰۰ خورشیدی، همانند دور اول حکومت طالبان، نقطه عطفی در تاریخ معاصر آموزش عالی افغانستان و بهویژه دانشگاه کابل به شمار میرود. این دانشگاه که طی دهههای گذشته یکی از مهمترین مراکز آموزش عالی، پرورش نیروی متخصص و تولید اندیشه در افغانستان بوده است، در دوره جدید حاکمیت طالبان با تغییرات گستردهای در زمینه پذیرش دانشجویان، وضعیت استادان، محتوای آموزشی و آزادیهای دانشگاهی روبهرو شد. در این میان، محرومیت زنان از تحصیلات دانشگاهی و نگرانیها درباره کیفیت آموزش و استقلال علمی، از مهمترین تحولات این دوره به شمار میروند.
پس از تسلط طالبان بر کابل، وضعیت حضور زنان در دانشگاهها به یکی از مهمترین مسائل نظام آموزشی افغانستان تبدیل شد. مقامات حکومت طالبان چند ماه بعد از به قدرت رسیدن اعلام کردند که حضور زنان در دانشگاه کابل تا فراهمشدن شرایط موردنظر آنان به تعویق خواهد افتاد. در نتیجه، فعالیت آموزشی دانشجویان و استادان زن با اختلال جدی روبهرو شد و چشمانداز بازگشت آنان به محیط دانشگاهی در هالهای از ابهام قرار گرفت که تاکنون نیز این روند ادامه دارد.
محرومیت زنان از آموزش عالی، پیامدهایی فراتر از تعطیلی کلاسهای درس داشت. این سیاست، فرصتهای تحصیلی و شغلی زنان را محدود کرد، حضور استادان و کارکنان زن را با دشواریهای جدی مواجه ساخت و مسیر تربیت نیروی متخصص زن در رشتههای مختلف، بهویژه پزشکی را تحت تأثیر قرار داد. افزون بر این، کنارگذاشتن بخش بزرگی از جمعیت از نظام آموزش عالی، ظرفیت علمی و انسانی افغانستان را با آسیبهای بلندمدت روبهرو کرده است.
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در واکنش به ممنوعیت تحصیل زنان، این تصمیم را مغایر با حق بنیادین آموزش دانست و نسبت به پیامدهای آن برای توسعه اجتماعی، اقتصادی و علمی افغانستان هشدار داد.
وضعیت استادان و کیفیت آموزش
تحولات دانشگاه کابل در دوره طالبان به مسئله محرومیت زنان محدود نماند. نظام آموزش عالی افغانستان در این دوره با مشکلاتی از جمله کاهش شمار استادان، مهاجرت نیروهای متخصص، دشواریهای اقتصادی و تغییرات در ساختار و محتوای برنامههای آموزشی مواجه شد. مجموعه این عوامل، نگرانیهایی را درباره ظرفیت علمی دانشگاهها و توانایی آنها در تربیت نسل آینده متخصصان پدید آورده است.
بر اساس گزارش وضعیت آموزش افغانستان که یونیسف در سال ۲۰۲۵ منتشر کرد، شمار استادان دانشگاههای افغانستان، بهویژه دانشگاه کابل، به شدت کاهش یافته است.
کاهش شمار استادان، بهویژه در شرایطی که دانشگاهها به نیروهای متخصص و باتجربه نیاز دارند، میتواند روند انتقال دانش، فعالیتهای پژوهشی و تربیت کادر علمی آینده را دشوار سازد. از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی دانشگاهها و خانوادهها نیز بر دسترسی به منابع آموزشی، امکانات پژوهشی و استمرار تحصیل تأثیر منفی گذاشته است.
وضعیت دانشجویان پسر و کاهش شمار دانشجویان
در حالی که زنان از ادامه تحصیلات دانشگاهی محروم شدهاند، دانشجویان مرد همچنان امکان حضور در دانشگاههای افغانستان را دارند. با این حال، ادامه فعالیت آموزشی به معنای نبود مشکلات ساختاری در نظام آموزش عالی نیست. نگرانی درباره کیفیت تدریس، وضعیت استادان، محدودیتهای دانشگاهی و چشمانداز اشتغال پس از فراغت از تحصیل، از جمله مسائلی است که در گزارشهای مربوط به آموزش عالی افغانستان مطرح شده است.
با وجود این محدودیت آماری، کاهش شمار دانشجویان در سطح ملی ضرورت بررسی دقیقتر روندهای پذیرش، ادامه تحصیل، ترک دانشگاه و شرایط اقتصادی و اجتماعی دانشجویان را برجسته میسازد. برای تحلیل وضعیت دانشگاه کابل، مقایسه آمار ثبتنام و فراغت دانشجویان در سالهای مختلف میتواند تصویری روشنتر از میزان تغییرات در این نهاد ارائه کند.
همچنین پس از بازگشت طالبان به قدرت، ادعاهایی درباره برکناری یا کنار گذاشتهشدن شماری از استادان به دلایل سیاسی و مذهبی نیز مطرح شده است که این موضوع نیز قابل توجه است.
منتقدان سیاستهای آموزشی حکومت طالبان میگویند که تغییر محتوای درسی و افزایش نقش آموزههای مذهبی خاص در برنامههای دانشگاهی، میتواند تنوع فکری، آزادی علمی و ظرفیت پژوهشی نهادهای تحصیلات عالی را محدود کند. از دیدگاه این منتقدان، دانشگاه زمانی میتواند نقش مؤثر خود را در پیشرفت جامعه ایفا کند که آموزش و پژوهش بر پایه دانش معتبر، تفکر انتقادی و استقلال علمی استوار باشد.
آینده دانشگاه کابل در میان چالشهای سیاسی
تاریخ دانشگاه کابل بازتابی از تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان است؛ نهادی که در آغاز با امکانات محدود فعالیت میکرد، اما بهتدریج دانشکدههای متعدد را در خود جای داد و به یکی از مراکز مهم تربیت نیروی متخصص در افغانستان و حتی منطقه تبدیل شد.
با این حال، جنگهای طولانی، تغییرات پیدرپی نظامهای سیاسی و مداخلات ایدئولوژیک، مسیر رشد این نهاد را بارها دگرگون کردهاند. مسئله مهاجرت استادان، محدودیتهای آموزشی و نگرانیها درباره استقلال علمی، اکنون از موضوعات مهم در بحث آینده آموزش عالی افغانستان به شمار میروند.
از این منظر، احیای جایگاه علمی دانشگاه کابل تنها به گسترش ساختمانها یا افزایش شمار دانشجویان وابسته نیست؛ بلکه به حفظ استادان متخصص، فراهمکردن فضای مناسب برای پژوهش، تضمین کیفیت آموزش و ایجاد محیطی نیاز دارد که در آن دانش و استدلال علمی بتوانند مستقل از رقابتهای سیاسی و ایدئولوژیک رشد کنند.








