به گزارش ایراف، در تقویم افغانستان، ۷ اکتبر یادآور آغاز فصل جدیدی از تاریخ معاصر است، فصلی که ۲۶ روز پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ شروع شد و میتوانست مسیر افغانستان را به سوی پیشرفت، امنیت و صلح سوق دهد؛ اما رفته رفته به اشغال، فساد، ناامنی و در نهایت سقوط کامل افغانستان انجامید.
۱۱ سپتامبر تا ۷ اکتبر؛ ۲۶ روز سرنوشت ساز
پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر به مرکز تجارت جهانی در آمریکا، واشنگتن در پی دستگیری عاملان این حمله بود. در فاصله ۱۱ سپتامبر تا ۷ اکتبر، مجموعهای از تحولات دیپلماتیک، امنیتی و نظامی رخ داد که در نهایت منجر به حمله نظامی آمریکا به افغانستان شد.
در طول مدت ۲۶ روز پس از ۱۱ سپتامبر، آمریکا از حکومت طالبان خواست تا «اسامه بنلادن» و دیگر رهبران القاعده را تحویل دهند، اما طالبان نپذیرفت و امتناع طالبان از تحویل بنلادن، زمینه حمله نظامی آمدیکا و سقوط طالبان را هموار کرد.
حملات ۷ اکتبر در ظاهر واکنشی مستقیم به حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر بود؛ حملاتی که در آن نزدیک به سه هزار نفر در آمریکا جان باختند. در تحقیقات بعدی، آمریکا، القاعده به رهبری اسامه بنلادن را عامل این حملات معرفی کرد و افغانستان به دلیل حضور و فعالیت شبکه القاعده و حمایت حکومت طالبان از بنلادن، به هدف نخست دولت جورج بوش تبدیل شد.
اما واشنگتن پیش از این حمله نیز سالها درباره حضور بنلادن در افغانستان و فعالیت القاعده با طالبان اختلاف داشت و تلاشهای دیپلماتیک برای خارج کردن بنلادن از افغانستان به نتیجه نرسیده بود. پیش از حمله ۷ اکتبر نیز آمریکا بارها به طالبان درباره تحویل دادن بن لادن هشدار داده بود.
گزارش کمیسیون ۱۱ سپتامبر میگوید آمریکا از سال ۱۹۹۷ تا روز حمله ۷ اکتبر، از فشار دیپلماتیک، تهدید و تحریم برای وادار کردن طالبان به اخراج یا تحویل بنلادن استفاده کرده بود، اما این تلاشها موفق نبود، دلیل این سرسختی طالبان نیز، سنتهای پشتونها مبنی بر عدم تحویل مهمانشان بود.
در فرهنگ پشتونها، چنانچه کسی(حتی دشمن) مهمان یا پناهنده باشد، آسیب رساندن یا تحویل او، ننگی بزرگ و غیرقابل قبول است که هرگز بخشیدنی نیست.
القاعده چگونه به افغانستان رسید؟
اسامه بنلادن که در دهه ۱۹۸۰ در جنگ افغانستان علیه شوروی فعالیت میکرد، پس از مدتی اقامت در سودان، در سال ۱۹۹۶ دوباره به افغانستان بازگشت. حکومت طالبان به رهبری ملا محمد عمر به او پناه داد و در مقابل، القاعده نیز منابع مالی، نیرو و امکاناتی در اختیار طالبان قرار میداد.
به این ترتیب، میان طالبان و القاعده رابطهای شکل گرفت که اگرچه اهداف و اولویتهای آنها کاملاً یکسان نبود، اما منافع مشترک، این همکاری را حفظ کرد. از سوی دیگر بنلادن به طالبان پناه برده بود، از این رو طالبان هرگز به او خیانت نمیکردند، حتی زمانی که حمایت از بنلادن به سفوط طالبان انجامید.
پیش از ۱۱ سپتامبر، آمریکا بنلادن را مسئول یا مرتبط با چندین عملیات تروریستی از جمله بمبگذاری سفارتخانههای آمریکا در کنیا و تانزانیا در سال ۱۹۹۸ و حمله به ناو آمریکایی «یواساس کول» در سال ۲۰۰۰ میدانست.
۱۱ سپتامبر؛ تغییر و تحول بنیادین
صبح ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، چهار هواپیمای مسافربری در آمریکا ربوده شدند. دو هواپیما به برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک و یک هواپیما به ساختمان پنتاگون برخورد کرد و هواپیمای چهارم در پنسیلوانیا سقوط کرد. این حملات سیاست خارجی و امنیتی آمریکا را بهطور بنیادین تغییر داد.
تنها یک روز بعد، شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ۱۳۶۸ حملات را محکوم کرد و بر حق کشورها برای مقابله با تروریسم تأکید کرد. در ۲۸ سپتامبر نیز قطعنامه ۱۳۷۳ برای تقویت همکاری بینالمللی علیه تأمین مالی و سازماندهی تروریسم به تصویب رسید.
همزمان، ناتو برای نخستین بار در تاریخ خود اصل دفاع جمعی مندرج در ماده ۵ پیمان واشنگتن را در ارتباط با حملات آمریکا مطرح کرد. در ۲ اکتبر، پس از ارائه اطلاعات آمریکا درباره ارتباط حملات با القاعده و نقش طالبان در پناه دادن به این شبکه، ناتو اعلام کرد حملات ۱۱ سپتامبر مشمول ماده ۵ بوده است.
دولت جورج بوش در روزهای پس از حملات، موضوع را صرفاً تعقیب عاملان ۱۱ سپتامبر نمیدانست؛ بلکه دولتهایی که به گروههای تروریستی پناه میدادند، را نیز مسئول میدانست.
در ۲۰ سپتامبر، بوش در سخنرانی خود در کنگره، رسماً طالبان را خطاب قرار داد و خواستار تحویل رهبران القاعده، تعطیلی اردوگاههای آموزش تروریستها و واگذاری افراد مرتبط با این شبکهها شد. او همچنین خواستار دسترسی آمریکا به اردوگاههای القاعده در افغانستان شد. بوش تصریح کرد که این خواستهها از نظر واشنگتن قابل مذاکره نیستند و باید فورا انجام شوند.
در واقع، اولتیماتوم آمریکا از قبل در ساختار دولت بوش در حال شکلگیری بود. گزارش کمیسیون ۱۱ سپتامبر نشان میدهد که در روزهای ۱۳ تا ۱۷ سپتامبر، دولت آمریکا همزمان با تلاش برای تشکیل ائتلاف بینالمللی، دستور تهیه طرح نظامی علیه طالبان و القاعده را صادر کرده بود.
طالبان و القاعده؛ اهداف حمله آمریکا
گزارش کمیسیون ۱۱ سپتامبر نشان میدهد که قبل از حمله ۷ اکتبر، آمریکا علاوه بر بن لادن و القاعده، طالبان را نیز بخشی از مشکل امنیتی و تروریسم بینالمللی میدانست.
در همین حال، دولت آمریکا به این نتیجه رسیده بود که ادامه حضور بنلادن در افغانستان به معنای ادامه فعالیت القاعده در محیطی امن است. از نگاه واشنگتن، بنابراین مسئله دیگر تنها خود بنلادن نبود؛ بلکه حکومت طالبان که امکان فعالیت و آموزش القاعده را در خاک افغانستان فراهم میکرد نیز به بخشی از هدف جنگ تبدیل شد. وزارت خارجه آمریکا نیز بعدها در مرور تاریخی روابط دو کشور، «امتناع مکرر طالبان از اخراج بنلادن و پایان دادن به حمایت از تروریسم بینالمللی» را زمینه آغاز عملیات نظامی ۷ اکتبر عنوان کرد.
۷ اکتبر؛ آغاز عملیات
در فاصله ۲۱ سپتامبر تا ۲ اکتبر، طرح حمله نظامی در بالاترین سطوح دولت آمریکا بررسی و تأیید شد و سرانجام در شامگاه ۷ اکتبر ۲۰۰۱، آمریکا و بریتانیا حملات هوایی علیه مواضع القاعده و تأسیسات نظامی طالبان را آغاز کردند.
جورج بوش همان روز اعلام کرد که اهداف عملیات، اردوگاههای آموزشی القاعده و توان نظامی طالبان است. او گفت طالبان خواستههای آمریکا برای تعطیلی اردوگاههای تروریستی و تحویل رهبران القاعده را نپذیرفته است، به همین دلیل، آمریکا ناگزیر است برای آنچه عدالت مینامید، عملیات بلندمدت آزادی را آغاز کند.
به این ترتیب، فاصله ۲۶ روزه ۱۱ سپتامبر تا ۷ اکتبر، در واقع فاصله میان یک حمله تروریستی در خاک آمریکا و تبدیل شدن افغانستان به میدان نخست جنگ جهانی علیه تروریسم بود.
از پاسخ به ۱۱ سپتامبر تا اشغال ۲۰ ساله
آنچه در ۷ اکتبر آغاز شد، قرار نبود تنها یک عملیات کوتاه برای تعقیب و دستگیری بنلادن باشد. آمریکا ابتدا القاعده و ساختار نظامی طالبان را هدف قرار داد و نیروهای ضدطالبان، بهویژه ائتلاف شمال، نیز در عملیات زمینی نقش داشتند. کابل در ۱۳ نوامبر ۲۰۰۱ سقوط کرد و حکومت طالبان از قدرت کنار رفت.
با کنار رفتن طالبان، عملیات نظامی آمریکا تغییر ماهیت داد و آنچه در ابتدا عملیات برای عدالت بود، به پروژه اشغال نظامی با شعار دموکراسی، آزادی بیان و حقوق بشر تبدیل شد.
بیست سال حضور آمریکا در افغانستان و مصرف میلیاردها دلار کمکهای بینالمللی، در نهایت نتوانست پایههای دموکراسی را در خاک افغانستان به بار بنشاند و در نهایت در ۳۰ اوت ۲۰۲۱ آخرین سرباز آمریکایی در حالی خاک افغانستان را ترک کرد که طالبان دوباره قدرت را در دست گرفته بود. این یعنی جنگ بیست ساله آمریکا، درست در همان نقطهای که آغاز شده بود، پایان یافت.








