سید سکندر حسینی بامداد، شاعر اهل افغانستان، در گفتوگو با برنامه “یاران خراسانی” تلویزیون اینترنتی ایراف با اشاره به جایگاه شعر کلاسیک در فرهنگ عمومی افغانستان گفت: مردم این کشور همچنان ارتباط عمیقی با شعر شاعرانی چون حافظ، مولانا، سعدی و بیدل دارند و بسیاری از ابیات این شاعران حتی به ضربالمثلهای رایج در میان مردم تبدیل شده است. او همچنین خاطراتی از حضور خود در دیدارهای شاعران با رهبر شهید انقلاب و شعرخوانی درباره تحولات افغانستان روایت کرد.
حافظ، نخستین شاعر تأثیرگذار در زندگی من بود
سید سکندر حسینی درباره شاعران مورد علاقه خود در میان فارسیزبانان اظهار کرد: انتخاب یک شاعر از میان بزرگان شعر فارسی کار دشواری است؛ چراکه ادبیات فارسی چه در دوره کلاسیک و چه در دوره معاصر، چهرهها و مفاخر فراوانی دارد.
وی افزود: با این حال، چند شاعر از دوران کودکی و نوجوانی برای من نقش پلی میان زندگی شخصی و ادبیات داشتند. نخستین شاعری که با او آشنا شدم و تأثیر عمیقی بر من گذاشت، حافظ شیرازی بود. پس از آن نیز مولانا جلالالدین محمد بلخی و میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی از شاعرانی بودند که بیشترین تأثیر را بر شعر، شخصیت و اندیشه من گذاشتند.
این شاعر افغانستانی ادامه داد: در افغانستان، بهویژه در مکتبخانههای سنتی، کودکان از سنین پایین با شعر و ادبیات کلاسیک آشنا میشوند. خود من از حدود شش یا هفتسالگی با حافظ آشنا شدم و در حدود هشتسالگی بخش زیادی از غزلیات حافظ را از حفظ بودم. تعداد زیادی از غزلیات بیدل را نیز از همان دوران میآموختیم.
حسینی گفت: بعدها با مولانا آشنا شدم و شعر و اندیشه او تأثیر بسیار عمیقی بر من گذاشت. این شاعران فقط در کتابها حضور ندارند، بلکه بخشی از فرهنگ و زندگی مردم افغانستان هستند.
وی درباره اینکه کدام بیت حافظ یا مولانا برای او جایگاه ویژهای دارد، گفت: این نیز از آن سؤالهای دشوار است. وقتی با آثار حافظ و مولانا مواجه میشویم، انتخاب یک بیت به عنوان شاهبیت کار آسانی نیست؛ چراکه بسیاری از غزلهای این بزرگان سرشار از اندیشه، ظرافت و زیبایی شاعرانه است.
این شاعر افزود: من در خلوت خود بسیار به حافظ، مولانا و بیدل مراجعه میکنم. گاهی شعر معاصر با همه توانمندیها و شاعران قدرتمندی که دارد، نمیتواند انسان را به همان اندازه اقناع کند؛ در چنین مواقعی دوباره به سراغ این بزرگان میرویم.
وی ادامه داد: در بلخ نیز نشستهای ادبی داریم که در آنها آثار بزرگان شعر فارسی را برای نسل علاقهمند به ادبیات میخوانیم. در این نشستها شعر حافظ، مولانا، بیدل، سعدی و نظامی گنجوی خوانده میشود و درباره آثار آنها گفتوگو میکنیم.
شعر کلاسیک همچنان جایگاه ویژهای در افغانستان دارد
حسینی درباره ذائقه شعری مردم افغانستان گفت: اگر از منظر یک شاعر معاصر افغانستان صحبت کنم، باید بگویم که گرایش مردم افغانستان همچنان به شعر کلاسیک بسیار زیاد است. آثار مولانا، حافظ، سعدی، بیدل و دیگر بزرگان در میان مردم رایج است و حتی بخشی از این اشعار وارد فرهنگ عامه و به صورت ضربالمثل استفاده شدهاند.
وی افزود: در میان نسل جوان شاعران افغانستان، گرایش بیشتری به شعرهای تغزلی و عاشقانه دیده میشود، اما در میان عموم مردم، شعرهایی که با حکمت و اندیشه آمیخته باشد، همچنان جایگاه بالایی دارد.
این شاعر ادامه داد: گاهی با پیرمردی در افغانستان مواجه میشوید که ناگهان بیتی از بیدل، مولانا، حافظ، سعدی یا نظامی را زمزمه میکند. این نشان میدهد که شعر این بزرگان و شخصیت آنها در ذهن عمومی مردم افغانستان جایگاه ویژهای دارد.
شعرخوانی درباره تحولات افغانستان در حضور رهبر شهید انقلاب
حسینی در ادامه به حضور خود در دیدارهای شاعران با رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: چند سال این افتخار را داشتم که در دیدارهای شاعران حضور پیدا کنم و شعر بخوانم.
وی افزود: در سال ۱۳۹۴ یک غزلمثنوی بلند درباره تحولات افغانستان در این دیدار خواندم. این شعر بسیار مورد توجه قرار گرفت و یکی از خاطرات ماندگار زندگی ادبی من شد. حضور در آن فضا، شور و هیجان و نحوه مواجهه با شعر برای من بسیار خاص بود.
این شاعر افغانستانی گفت: در آن دیدارها نگاه دقیقی به شعر وجود داشت و گاهی حتی اشعار شاعران نقد میشد. چند مورد را به یاد دارم که شعر شاعران جوان افغانستان نیز در این جلسات مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
حسینی درباره نخستین حضور خود در این دیدارها توضیح داد: سال ۱۳۹۳ به این دیدار آمدم، اما در آن سال شعرخوانی نداشتم. از کابل آمده بودم و تعدادی از شاعران، نویسندگان، ناشران و فعالان فرهنگی افغانستان چند بسته کتاب را در اختیار من گذاشته بودند تا به عنوان هدیه از طرف جامعه فرهنگی افغانستان تقدیم کنم.
کتابهای نویسندگان افغانستانی که خوانده شد
وی ادامه داد: تعدادی از کتابها را در آن دیدار تقدیم کردم. بعداً متوجه شدم که برخی از همان کتابها مطالعه شدهاند و حتی درباره آنها صحبت و یادآوری شده است.
حسینی با اشاره به آثار سیدرضا محمدی گفت: یکی از کتابهایی که همراه داشتم، اثر سیدرضا محمدی، از شاعران خوب افغانستان بود. همچنین رمانی از حسین فخری، نویسنده افغانستانی، با عنوان «شوکران در ساتگین سرخ» را نیز آورده بودم که درباره تحولات چند دهه افغانستان و دوران حاکمیت کمونیستها در این کشور است.
وی افزود: این رمان مطالعه شده بود و حتی در مواردی به مسئولان افغانستان و رئیسجمهور وقت درباره توانایی نویسنده آن اشاره شده بود. برای آقای فخری نیز بسیار جالب و باعث ذوق بود که کتابش از سوی رهبر انقلاب خوانده شده و مورد توجه قرار گرفته است؛ بهخصوص اینکه خود او در آن دیدار حضور نداشت و کتابش را از طریق جامعه فرهنگی افغانستان فرستاده بود.
تحول در شعر افغانستان
حسینی درباره خاطره شعرخوانی خود در سال ۱۳۹۴ گفت: در آن دیدار یک مثنوی بلند درباره تحولات افغانستان خواندم. پیش از شعرخوانی نیز گفتم که میخواهم یک شعر بلند بخوانم و رهبری با لحن شوخی از من پرسیدند که این شعر چقدر طولانی است؟!
وی افزود: شعر را خواندم و با تشویق بسیار مواجه شد. در پایان نیز گفتند که «ما یک تحول را در شعر افغانستان شاهد هستیم» و این شعر مورد استقبال قرار گرفت.
این شاعر ادامه داد: همچنین درباره شعر افغانستان و بهویژه شعر نسل جوان صحبت شد و اشاره شد که مدتی است از شعر افغانستان کمتر شنیده شده و باید شعر جوان افغانستان بیشتر معرفی شود.
«شما هم جوان هستید، شعر بخوانید»
حسینی درباره یکی دیگر از خاطرات خود از این دیدارها گفت: پیش از یکی از دیدارها یادداشتی فرستاده بودم و پیشنهاد کرده بودم که تعدادی از شاعران جوان افغانستان نیز شعر بخوانند. در پاسخ گفته شد که «شما هم جوان هستید» و تأکید شد که خود من نیز شعر بخوانم.
وی افزود: این برخورد برای من جالب و خاطرهانگیز بود؛ بهخصوص اینکه توجه به شعر افغانستان تنها به یک شاعر یا یک نسل محدود نبود و درباره وضعیت شعر جوان افغانستان نیز صحبت میشد.
این شاعر افغانستانی در ادامه با اشاره به جایگاه محمدکاظم کاظمی در شعر افغانستان گفت: استاد محمدکاظم کاظمی از شاعران تأثیرگذار افغانستان است و شعرهای متعددی در دیدارهای شاعران ارائه کرده است.
حسینی افزود: یکی از آثار مهم او مجموعه «شمشیر و جغرافیا» است که در آن نگاه تمدنی به حوزه زبان و فرهنگ فارسی و همچنین مرزبندیهای سیاسی معاصر مورد توجه قرار گرفته است.
وی ادامه داد: در گذشته، افغانستان، ایران و دیگر مناطق فارسیزبان در یک حوزه تمدنی قرار داشتند و بسیاری از مرزبندیهای امروزی وجود نداشت. نگاه آقای کاظمی به «وطن فارسی» و حوزه تمدن فارسی در شعرهایش بسیار پررنگ است.
حسینی گفت: این نگاه در یکی از شعرخوانیهای او نیز مورد توجه قرار گرفت و بر گسترش چنین نگاههایی در آثار شاعران و نویسندگان فارسیزبان تأکید شد.
سیداسماعیل بلخی؛ صدای شعر اجتماعی افغانستان
حسینی در بخش دیگری از این گفتوگو به سالگرد درگذشت سیداسماعیل بلخی اشاره کرد و گفت: علامه سیداسماعیل بلخی یکی از چهرههای تأثیرگذار و انقلابی افغانستان و از بنیانگذاران نهضت اسلامی در این کشور است که جایگاه ویژهای در شعر افغانستان دارد.
وی افزود: بلخی به عنوان یک روحانی مبارز و شخصیت سیاسی و اجتماعی شناخته میشود، اما در کنار این وجه شخصیتی، شعرهای بسیار تأثیرگذاری نیز دارد. روحیه مبارز و انقلابی او در شعرش به شکل کاملی انعکاس پیدا کرده است.
این شاعر ادامه داد: از معاصران سیداسماعیل بلخی، استاد خلیلالله خلیلی نیز از چهرههای شناختهشده شعر افغانستان است. خلیلی حضور جدیتری در مجامع و جریانهای ادبی زمان خود داشت، اما شعر بلخی نیز ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارد و از این جهت با شعر دیگر شاعران همدورهاش متمایز میشود.
«تأسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است»
حسینی با اشاره به شعر عاشورایی سیداسماعیل بلخی گفت: شعرهای بلخی در میان مردم افغانستان جایگاه ویژهای پیدا کرده و بسیاری از مردم با اشعار او آشنا هستند.
وی افزود: بلخی در حوزه شعر عاشورایی نیز آثار مهمی دارد. یکی از معروفترین ابیات او این است:
«تأسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است
دانشسرا و مکتب اولاد آدم است»
حسینی اظهار کرد: بخش بزرگی از شعر عاشورایی بر شور و احساس استوار است، اما بلخی در شعر خود علاوه بر شور، بر «شعور حسینی» نیز تأکید میکند و از این منظر، شعر او در ادبیات عاشورایی و انقلابی قابل توجه است.
وی با اشاره به سالهای زندان سیداسماعیل بلخی گفت: بلخی حدود ۱۴ سال در زندان بود و بخش قابل توجهی از شعرهایش در همین دوران سروده شد.
حسینی ادامه داد: قصیده بلند و معروف «شب دیجور» از جمله آثار ماندگار اوست که با این بیت آغاز میشود:
«بس شگفت است به ما حالت زندان امشب»
وی افزود: این قصیده، وضعیت زندان و شرایط اجتماعی و سیاسی روزگار بلخی را بازتاب میدهد و از آثار ماندگار او به شمار میرود.
این شاعر همچنین به اشعار انتقادی بلخی اشاره کرد و گفت: او در اشعار اجتماعی و انتقادی خود، شرایط حکومت و وضعیت مردم را مورد توجه قرار میداد. از جمله در ابیاتی میگوید:
«از خون بینوایان اخذ مفاد تا کی
وز رنج نامرادان جستن مراد تا کی
تا رتبه انتصابی است مشکل بود توازن
فرمانروای مطلق هر بیسواد تا کی»
حسینی گفت: چنین اشعاری در حافظه مردم افغانستان باقی مانده و همچنان شناخته شده است.
شعر پایانی؛ از افغانستان تا غزه و کربلا
در پایان این گفتوگو، از سید سکندر حسینی خواسته شد برنامه را با شعری از خود به پایان برساند. او نیز غزلی را که به گفته خودش در سالهای اخیر برای رهبر شهید ایران سروده، قرائت کرد:
«عاشقانه در میان شعلهباران ایستاد
در هجوم آتش و باروت و طوفان ایستاد
از لبش نهجالبلاغه میشکفت و چون علی
سالهای سال را در دست قرآن ایستاد
کودکان غزه خندیدند با لبخند او
تا ابد در زندگی سمت ضعیفان ایستاد
ایستادن را از او آموخت عمری کوهها
پای آن حرفی که دائم داشت ایمان ایستاد
باغ پیش قامت سروش شکفت و زنده شد
دست بر سینه به عشق او درختان ایستاد
هر دقیقه لشکر شیطان رسید از راه او
بارها در صحنه آمد بین میدان در شکوه
در شکوه رفتنش غزنه تا بلخ و هرات
کربلا، کشمیر تا صنعا و لبنان ایستاد
خون او تفسیر بیداریست؛ مانند حسین
بازهم با خون او یک بار ایران ایستاد»
شعر فارسی در افغانستان سابقهای طولانی دارد و این کشور از مهمترین حوزههای تاریخی زبان و ادبیات فارسی به شمار میرود. بلخ، هرات و دیگر مراکز فرهنگی افغانستان در شکلگیری و تداوم سنت شعر فارسی نقش داشتهاند. در دوره معاصر نیز شاعرانی همچون خلیلالله خلیلی، سیداسماعیل بلخی، محمدکاظم کاظمی و شماری از شاعران نسلهای جدید، جریانهای مختلف شعر افغانستان را نمایندگی کردهاند. در کنار شعر معاصر، آثار شاعران کلاسیک فارسی همچنان در میان بخشهایی از جامعه افغانستان، بهویژه در محافل ادبی و سنتهای آموزشی، خوانده و حفظ میشود.




