سیدرضا حسینی میثم، فعال حوزه گردشگری افغانستان و مشاور ارشد گردشگری دولت پیشین افغانستان، در گفتوگوی اختصاصی با ایراف، اظهار کرد: برای ارزیابی وضعیت گردشگری افغانستان باید میان «ظرفیت گردشگری» و «وضعیت فعلی گردشگری» تفاوت قائل شد.
وی افزود: افغانستان از لحاظ ظرفیت گردشگری، کشوری بسیار غنی است؛ زیرا به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، در چهارراه تمدنهای بزرگ قرار داشته و از میراث تاریخی و فرهنگی ارزشمندی برخوردار است.
حسینی میثم گفت: از بامیان و آثار بودایی آن گرفته تا هرات، بلخ، غزنی، منار جام و دیگر مناطق دارای آثار تاریخی، افغانستان ظرفیت قابل توجهی در حوزه گردشگری تاریخی و فرهنگی دارد.
وی افزود: افغانستان در حال حاضر دو اثر ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو دارد و چند مکان دیگر نیز در فهرست موقت این سازمان قرار گرفتهاند که نشاندهنده ظرفیت قابل توجه این کشور در حوزه گردشگری تاریخی و فرهنگی است.
این فعال حوزه گردشگری گفت: در کنار میراث فرهنگی، طبیعت افغانستان نیز ظرفیت قابل توجهی دارد؛ از کوهستانهای هندوکش و بامیان گرفته تا بند امیر و چشماندازهای طبیعی در نقاط مختلف مثل نورستان، بدخشان، کنر، پنجشیر و زابل هر کدام چشماندازهای طبیعی و گونههای جانوری ویژه خود را دارند.
وی افزود: اگر زیرساخت و شرایط لازم فراهم شود، افغانستان میتواند در حوزههایی مانند گردشگری فرهنگی و تاریخی، طبیعتگردی، کوهنوردی و گردشگری ماجراجویانه ظرفیت قابل توجهی داشته باشد.
سالها جنگ و ضعف زیرساختها؛ موانع توسعه گردشگری افغانستان
حسینی میثم اظهار کرد: اگر بخواهیم به وضعیت گردشگری افغانستان در سالهای اخیر نگاه کنیم، شرایط فعلی هنوز با ظرفیت اصلی کشور فاصله زیادی دارد. وی افزود: سالها جنگ و ناامنی، ضعف زیرساختهای حملونقل و اقامتی، آسیبهایی که به میراث فرهنگی وارد شده و همچنین محدودیتهای سیاسی و اجتماعی، باعث شده است توسعه صنعت گردشگری با مشکلات جدی مواجه شود.
وی گفت: یونسکو در سال ۲۰۲۶ چشمانداز فرهنگی و بقایای باستانشناسی بامیان را همچنان در فهرست میراث جهانی در معرض خطر نگه داشته است که نشاندهنده وجود موانع و مشکلات در این زمینه است.
این فعال حوزه گردشگری تأکید کرد: مسئله افغانستان کمبود جاذبه گردشگری نیست، بلکه مسئله اصلی تبدیل شدن این جاذبهها به محصول گردشگری قابل عرضه است.
وی افزود: در این زمینه چند موضوع اهمیت اساسی دارد که نخست امنیت مناطق گردشگری، دوم ایجاد زیرساختهای لازم برای جذب گردشگر و مهمتر از همه آموزش منابع انسانی و ایجاد مشارکت جوامع محلی است.
حسینی میثم گفت: همچنین باید نوع نگاه جهان به افغانستان تغییر کند؛ زیرا افغانستان به عنوان یک کشور جنگزده شناخته میشود، در حالی که این تصویر باید تغییر کند.
ایران و افغانستان؛ ظرفیت شکلگیری یک مقصد گردشگری مشترک
وی در ادامه درباره فرصتهای گردشگری میان ایران و افغانستان اظهار کرد: یکی از مهمترین فرصتهای گردشگری میان دو کشور این است که به جای نگاه کردن به ایران و افغانستان به عنوان دو کشور و دو مقصد جداگانه، آنها را به عنوان بخشی از یک حوزه تمدنی و دو مقصد مکمل یکدیگر ببینیم.
وی افزود: ایران و افغانستان در تاریخ، فرهنگ، زبان، هنر، معماری، ادبیات، صنایع دستی، موسیقی و بسیاری از سنتهای اجتماعی پیوندهای عمیقی دارند و مسیر تاریخی جاده ابریشم نیز بخش مهمی از این پیوند را شکل داده است.
حسینی میثم گفت: یکی از نخستین فرصتها برای همکاری مشترک میان دو کشور میتواند تعریف مسیرهای مشترک گردشگری فرهنگی و تاریخی باشد.
وی افزود: میتوان بستههای گردشگری با محوریت خراسان تاریخی، جاده ابریشم، شهرهای تاریخی، ادبیات فارسی و میراث فرهنگی مشترک تعریف کرد تا گردشگر به جای بازدید صرف از یک کشور، بتواند روایت پیوستهای از یک تمدن و فرهنگ را تجربه کند.
این فعال حوزه گردشگری اظهار کرد: گردشگری ادبی و فرهنگی نیز فرصت دیگری است؛ زیرا نام و میراث شخصیتهای بزرگی مانند مولانا جلالالدین محمد بلخی، سنایی غزنوی، فردوسی و بسیاری دیگر از شخصیتهای تاریخی، فراتر از مرزهای سیاسی امروز معنا پیدا میکنند.
وی افزود: این ظرفیت میتواند مبنای برگزاری جشنوارهها، تورهای ادبی، معرفی آثار این بزرگان در موزهها، برنامههای فرهنگی و رویدادهای مشترک میان دو کشور باشد.
حسینی میثم گفت: گردشگری طبیعی و ماجراجویانه نیز فرصت دیگری برای همکاری است؛ زیرا هر دو کشور از تنوع طبیعی قابل توجهی برخوردارند و میتوانند در زمینه طبیعتگردی، گردشگری ماجراجویانه، کوهنوردی و حوزههای مرتبط با آن همکاری داشته باشند.
وی افزود: تبادل تجربه، همکاری در حوزه دانش گردشگری، آموزشهای لازم، حفاظت از میراث فرهنگی، مرمت بناهای تاریخی و بازاریابی نیز میتواند مبنایی برای همکاری میان دو کشور باشد.
تسهیل رفتوآمد و ایجاد بستههای گردشگری مشترک
حسینی میثم درباره راههای تبدیل رفتوآمد میان شهروندان دو کشور به گردشگری اظهار کرد: رفتوآمد گسترده میان شهروندان ایران و افغانستان خود یک مزیت بسیار مهم است و میتواند پایهای برای توسعه گردشگری باشد، به شرطی که این رفتوآمد به سمت تجربه گردشگری حرکت کند.
وی افزود: نخستین اقدام میتواند تسهیل و شفافسازی فرایند سفر میان دو کشور باشد؛ برای نمونه، صدور ویزا باید با شفافیت و سهولت بیشتری انجام شود و حملونقل و اقامت در کشور مقصد نیز تا حد امکان ساده شود.
وی گفت: با کاهش پیچیدگیها و هزینههای سفر، بخشی از سفرهای خانوادگی، تجاری و ضروری میتواند به سفرهای گردشگری تبدیل شود.
این فعال حوزه گردشگری افزود: مسئله دیگر ایجاد بستههای گردشگری مشترک میان ایران و افغانستان است که میتواند سفر گردشگران ایرانی به افغانستان و گردشگران افغانستانی به ایران را تسهیل کند.
وی اظهار کرد: همکاری بخش خصوصی دو کشور، آژانسهای گردشگری افغانستان و ایران، شرکتهای حملونقل و پلتفرمهای گردشگری میتواند زمینه طراحی تورها و خدمات مشترک و تولید محتوای مشترک گردشگری را فراهم کند.
حسینی میثم گفت: اگر یک برند مشترک گردشگری ایران و افغانستان با محوریت فرهنگ و تمدن مشترک ایجاد شود و به جای تمرکز بر تفاوتها، بر ظرفیتهای مکمل دو کشور تأکید شود، رفتوآمد گسترده میان شهروندان دو کشور میتواند به رونق گردشگری در هر دو کشور کمک کند.
جاده ابریشم و ادبیات فارسی؛ محورهای گردشگری میراث مشترک
وی درباره برنامههای مشترک گردشگری میان ایران و افغانستان اظهار کرد: دو کشور یک سرمایه بسیار مهم دارند و آن «روایت مشترک تمدنی» است؛ روایتی که تاکنون به اندازه کافی به یک محصول گردشگری تبدیل نشده است.
وی افزود: یکی از برنامههای مهم میتواند ایجاد مسیرهای گردشگری با محوریت میراث مشترک باشد؛ به این معنا که به جای معرفی جداگانه بناها و شهرها، یک داستان واحد برای گردشگر تعریف شود.
حسینی میثم گفت: جاده ابریشم، ادبیات فارسی، خراسان تاریخی، آریانای تاریخی و باختر از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند به عنوان مسیرهای گردشگری میراث مشترک مورد توجه قرار گیرند.
وی افزود: ایجاد تقویم مشترک رویدادهای فرهنگی نیز میتواند در این زمینه مؤثر باشد؛ نوروز، شب چله یا شب یلدا، شعر و ادبیات فارسی، غذاهای سنتی و صنایع دستی از جمله ظرفیتهایی هستند که میتوانند در قالب چنین تقویمی مورد استفاده قرار گیرند.
این فعال حوزه گردشگری اظهار کرد: استفاده از فناوری و گردشگری دیجیتال نیز میتواند به ایجاد یک پلتفرم یا نقشه دیجیتال مشترک کمک کند تا داستانهای مربوط به شهرها، بناها، شخصیتهای تاریخی، مسیرهای گردشگری و آثار فرهنگی به زبانهای مختلف معرفی شوند.
وی افزود: در این روند باید از ظرفیت جوامع محلی نیز استفاده شود و مردم محلی در توسعه گردشگری و معرفی ظرفیتهای مناطق خود مشارکت داشته باشند.
بخش خصوصی و رسانهها؛ دو ضلع تقویت گردشگری میان ایران و افغانستان
حسینی میثم درباره نقش بخش خصوصی در توسعه روابط گردشگری ایران و افغانستان گفت: بخش خصوصی میتواند با سرمایهگذاری در خدمات گردشگری و زیرساختهای مورد نیاز، نیاز گردشگران دو کشور را تأمین کند.
وی افزود: آژانسهای مسافرتی و شرکتهای گردشگری نیز میتوانند تورهای مشترکی میان ایران و افغانستان با محوریت موضوعات تاریخی، فرهنگی، ادبی و طبیعی طراحی کنند و مسیرهایی را که شهرهای تاریخی دو کشور را به یکدیگر پیوند میدهد، مورد توجه قرار دهند.
وی گفت: رسانهها نیز وظیفه مهمی در معرفی ظرفیتهای گردشگری دو کشور دارند و میتوانند تصویر نادرست و کلیشهای را که بهویژه درباره افغانستان ایجاد شده است، اصلاح کنند.
حسینی میثم افزود: تولید مستند، برنامههای تلویزیونی، کلیپهای کوتاه و بهویژه روایت تجربه گردشگرانی که به افغانستان سفر کردهاند یا جاذبههای گردشگری ایران را دیدهاند، میتواند بر شناخت مردم هر دو کشور از ظرفیتهای گردشگری کشور مقابل تأثیرگذار باشد.
وی اظهار کرد: نهادهای فرهنگی، مجموعههای فعال در حوزه میراث فرهنگی و ادارات دولتی دو کشور نیز میتوانند نمایشگاهها، جشنوارهها و هفتههای مشترک گردشگری برگزار کنند.
این فعال حوزه گردشگری درباره گردشگری سلامت افغانستان و ظرفیت ایران در این حوزه گفت: اینکه بگوییم ایران اصلاً نتوانسته گردشگر سلامت افغانستان را جذب کند، درست نیست؛ زیرا گردشگران افغانستانی یکی از بازارهای مهم خارجی ایران در حوزه گردشگری سلامت هستند.
وی افزود: مسئله این است که ایران نتوانسته سهم متناسبی از ظرفیت بزرگ این بازار را جذب کند و چند مانع در این مسیر وجود دارد. نخستین مانع، فرایند ورود و دریافت ویزای درمان است. بیماری که نیاز فوری به درمان دارد، نمیتواند با یک فرایند طولانی و نامشخص و بعضاً فرایندی که به رد شدن ویزای او در کنسولگریها منجر میشود، به این مسیر اعتماد کند.
حسینی افزود: گرچه مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که سازوکارهای مربوط به این حوزه را تسهیل میکنند، اما همچنان بخشی از بیمارانی که برای دریافت ویزای درمان مراجعه میکنند، با رد شدن درخواست ویزا مواجه میشوند.
وی اظهار کرد: مسئله دوم شفافسازی هزینهها و خدمات درمانی در ایران است. یک بیمار باید از ابتدا بداند که هزینه تشخیص بیماری، عمل، دارو و درمان، اقامت و سایر خدماتی که دریافت میکند، در مجموع چقدر خواهد شد.
وی افزود: مسئله سوم، تجربه بیمار است. گردشگری سلامت فقط پزشک و بیمارستان نیست، بلکه استقبال از بیمار، رفتوآمد، اقامت بیمار و همراه او و مهمتر از همه پیگیری پس از درمان نیز اهمیت زیادی دارد.
وی ادامه داد: مسئله دیگر رقابت منطقهای است و برای بازار افغانستان، کشورهای دیگری نیز وجود دارند که توانستهاند تعداد قابل توجهی از بیماران و گردشگران سلامت افغانستان را جذب کنند.
گردشگری باید به یک اولویت ملی و فرهنگی در افغانستان تبدیل شود
حسینی میثم در پایان اظهار کرد: با توجه به سالهایی که در حوزه گردشگری فعالیت داشتهام، به نظر من گردشگری باید از یک موضوع صرفاً اقتصادی به یک اولویت ملی و فرهنگی در افغانستان تبدیل شود.
وی افزود: وقتی گردشگری به عنوان یک اولویت در نظر گرفته شود، زیرساختها و موضوعات مرتبط با این حوزه نیز مورد توجه قرار میگیرد و میتوان از مزایای اقتصادی آن برای توسعه کشور استفاده کرد.
این فعال حوزه گردشگری گفت: تقویت بخش خصوصی یکی از اساسیترین مسائل است و هر دولت، حکومت یا سیاستگذاری که بخواهد در بخش گردشگری فعالیت مؤثری داشته باشد، باید توجه ویژهای به این مسئله داشته باشد.
وی افزود: همچنین باید توجه جدیتری به بازارهای اطراف افغانستان و کشورهای همسایه داشته باشیم و در نظر بگیریم که افغانستان میتواند بخشی از تقاضای گردشگری منطقه باشد.
حسینی میثم تأکید کرد: در این مسیر نباید از رسانه و فضای دیجیتال غافل شد و باید تصویر واقعی، جذاب و حرفهای از افغانستان و ظرفیتهای گردشگری آن به جهان معرفی شود.
وی در پایان گفت: با انجام این اقدامات میتوان انتظار داشت که در سالهای آینده رونق بیشتری در حوزه گردشگری افغانستان ایجاد شود.








