به گزارش ایراف، تشدید دوباره درگیریها میان عربستان و انصارالله، پرسشهای تازهای را درباره ریشه و انگیزه این دور از تنشها ایجاد کرده است. از یک سو، ارتباط نزدیک انصارالله با ایران و نقش این نیرو در معادلات منطقهای باعث شده حملات اخیر آن علیه عربستان در چارچوب رقابت گستردهتر تهران و ریاض نیز بررسی شود؛ از سوی دیگر، انصارالله طی سالهای گذشته اهداف و مطالبات مشخصی در منازعه داخلی یمن داشته و اقدامات خود را در واکنش به تحولات و حملات داخل یمن توضیح داده است.
گزارش اخیر رویترز درباره درخواست عربستان از چین برای کمک به مهار انصارالله و درخواست پکن از تهران برای استفاده از نفوذ خود بر این نیرو، نشان میدهد که رابطه تهران و انصارالله در محاسبات بازیگران منطقهای اهمیت دارد.
برای فهم اینکه چرا انصارالله در مقطع کنونی به عربستان پاسخ داده، نمیتوان تنها به رابطه این گروه با ایران پرداخت؛ بلکه باید روند اختلافات یمن و عربستان، تحولات سه سال گذشته، منافع و مطالبات انصارالله در داخل یمن، اهمیت بابالمندب و در نهایت جایگاه ایران در این معادله را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
آغاز دور تازه درگیری؛ پیامد سالها مناقشه
درگیری میان عربستان و انصارالله را نمیتوان صرفاً در حملات شهریور ۱۴۰۵ و بعد از جنگهای ایران و آمریکا تفسیر کرد.
باید قبل از بررسی و توجه به جنگهای آمریکا علیه ایران و واکنش یمنیها به سالهای گذشته بازگشت. انصارالله در سال ۲۰۱۴ کنترل صنعا را به دست گرفت و در سال ۲۰۱۵ ائتلافی به رهبری عربستان برای حمایت از دولت سرنگون شده یمن وارد جنگ شد. این جنگ طی سالهای بعد به یکی از مهمترین میدانهای رقابت منطقهای تبدیل شد و انصارالله نیز بهتدریج توان موشکی و پهپادی خود را توسعه داد.
در آوریل ۲۰۲۲، آتشبسی با میانجیگری بینالمللی موجب کاهش شدید درگیریهای گسترده شد. اگرچه این آتشبس در اکتبر همان سال بهصورت رسمی منقضی شد، سطح درگیریها برای مدتی نسبت به سالهای جنگ کاهش یافت و مسیر مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم میان ریاض و صنعا فعال ماند.
اما کاهش درگیری به معنای حل اختلافات نبود؛ موضوعاتی مانند آینده سیاسی یمن، پرداخت حقوق کارکنان، بازگشایی فرودگاه صنعا و بنادر تحت کنترل انصارالله، خروج نیروهای خارجی و سازوکار تقسیم قدرت همچنان در مرکز اختلافات قرار داشت.
سه سال آرامش شکننده میان ریاض و انصارالله
در سال ۲۰۲۳، گفتوگوهای عربستان و انصارالله با میانجیگری عمان وارد مرحله تازهای شد. در آوریل همان سال، هیأتهای سعودی و عمانی به صنعا رفتند و درباره پایان جنگ و رفع محدودیتهای اعمالشده بر بنادر و فرودگاه صنعا گفتوگو کردند. گزارشها نشان میداد محور مذاکرات شامل بازگشایی بنادر و فرودگاه، پرداخت حقوق کارکنان، بازسازی و تعیین جدول زمانی خروج نیروهای خارجی از یمن بوده است.
در سپتامبر ۲۰۲۳ نیز هیأتی از انصارالله برای نخستینبار از آغاز جنگ به عربستان رفت و چند روز با مقامهای سعودی مذاکره کرد. این مذاکرات نیز بر موضوعاتی مانند بازگشایی بنادر و فرودگاه صنعا، پرداخت حقوق، بازسازی و خروج نیروهای خارجی متمرکز بود.
در دسامبر ۲۰۲۳، مذاکرات به اعلام تعهد طرفهای یمنی برای حرکت به سمت آتشبس سراسری، بهبود شرایط اقتصادی و ازسرگیری یک روند سیاسی فراگیر منجر شد. در این چارچوب، ازسرگیری صادرات نفت، پرداخت حقوق کارکنان، بازگشایی مسیرهای ارتباطی و کاهش محدودیتهای فرودگاه صنعا و بندر الحدیده نیز مطرح شد؛ اما این روند در نهایت به توافق سیاسی نهایی و پایدار منتهی نشد.
حتی در سال ۲۰۲۶ نیز مسیرهای مذاکره کاملاً از بین نرفته بود. در ماه مه، دولت یمن و انصارالله بر سر آزادی بیش از هزار و ۶۰۰ زندانی به توافق رسیدند؛ توافقی که پس از ۱۴ هفته مذاکره در اَمان حاصل شد. این موضوع نشان میداد که کانالهای مذاکره، با وجود اختلافات عمیق، همچنان فعال هستند.
شهریور ۱۴۰۵؛ از افزایش تحرکات نظامی تا گسترش درگیری به بابالمندب
موج جدید درگیریها پیش از شهریور آغاز شده بود. رویترز گزارش داده است که در ۱۳ تیر ۱۴۰۵، انصارالله پس از حمله به فرودگاه صنعا و ادعای دولت یمن درباره تلاش برای جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی، موشکهایی به سمت جنوب عربستان شلیک کرد. این حمله بهعنوان نخستین حمله ادعایی انصارالله به عربستان پس از آتشبس سال ۲۰۲۲ گزارش شد و نقطه مهمی در فروپاشی آرامش چندساله بود.
در ۲ شهریور، انصارالله مدعی هدف قرار دادن تجهیزات نظامی در کاروانی شد که از گذرگاه الودیعه وارد یمن شده بود و در منطقه الابر هدف قرار گرفت. همین گزارش از افزایش تحرکات نظامی عربستان و انتقال نیرو به گروههای همسو با ریاض خبر میداد و به نقل از منابع نزدیک به انصارالله، از افزایش حضور مستشاران سعودی در مأرب، المخا و الضالع سخن گفت.
در ۷ شهریور نیز درگیریها در غرب تعز و حیس و تلاش برای قطع خطوط پشتیبانی نیروهای مورد حمایت عربستان گزارش شد. یک مقام یمنی هدف این اقدامات را جلوگیری از بهرهبرداری عربستان از صادرات نفت و وادار کردن ریاض به توجه به مطالبات یمن عنوان کرد.
در ۱۷ شهریور، درگیریها تشدید و مسیرهای پشتیبانی قطع شد و این تحولات در ارتباط با محور المخا و بابالمندب قرار گرفت.
در ۱۸ شهریور، گستردهترین حملات در دور جدید علیه عربستان انجام شد و پایگاههای هوایی و تأسیسات آرامکو هدف قرار گرفتند. منابع رسانهای این حملات را واکنش انصارالله به حملات هوایی عربستان در یمن توصیف کردند و به نقل از منابع خود از بیش از ۱۲۱ حمله هوایی عربستان طی سه روز خبر دادند. همچنین از حملات موشکی و پهپادی به مناطق ابها، نجران، جیزان و خمیس مشیط سخن گفته شد.
در ۱۹ شهریور، منابع عربی از کنترل انصارالله بر منطقه راهبردی المخا خبر دادند و اعلام کردند که نیروهای مورد حمایت عربستان به سمت ذوباب عقبنشینی کردهاند. خبرگزاریها همچنین با استناد به رویترز این تحولات را گزارش کردند؛ بنابراین این موارد در چارچوب گزارشهای منتشرشده درباره تحولات میدانی قرار میگیرند.
در همان روز، رسانهها از کنترل پایگاه راهبردی العمری در نزدیکی بابالمندب و گزارشهای اولیه درباره ورود نیروهای یمنی به جزیره میون خبر دادند.
در ۲۰ شهریور، منابع یمنی و رسانههای محلی از کنترل میون، ساختمان شورای محلی ذوباب و شماری از مواضع راهبردی خبر داد و از کنترل چهار نوار فرود در میون، زقر، المخا و ذوباب سخن گفتند. همچنین یک مقام ارشد انصارالله اعلام کرد هرگونه حمله عربستان به زیرساختها، فرودگاهها یا بنادر با «پاسخ متقابل» روبهرو خواهد شد.
در ۲۴ شهریور، به نقل از وزارت بهداشت صنعا گزارش شد که حملات عربستان به ذوباب و مقبنه سه کشته، از جمله دو کودک، و دو زخمی بر جای گذاشته است. همچنین به نقل از سخنگوی نظامی یمن از ۵۴ حمله هوایی در ۲۴ ساعت و ۱۲۹ حمله در ۴۸ ساعت خبر داده شد؛ این اعداد نیز در قالب ادعاهای مقامهای یمنی گزارش شدهاند.
در ۲۸ شهریور، پس از حدود یک هفته پیشروی سریع در ساحل غربی و مناطق مشرف به بابالمندب، عربستان کانالهای نظامی، سیاسی و دیپلماتیک خود را فعال کرد. در همین گزارش به خبر رویترز درباره درخواست عربستان از چین و گفتوگوی چین با ایران نیز اشاره شد.
در ۲۹ شهریور، رسانهها از نخستین حمله مستقیم به ریاض در دور جدید درگیریها خبر دادند و اعلام کردند که پایگاه هوایی شاهزاده سلطان هدف قرار گرفته است. رویترز نیز در ۱۹ سپتامبر گزارش داد که انصارالله حملهای موشکی به سمت ریاض انجام داده و عربستان اعلام کرده موشک رهگیری شده است.
الجزیره نیز در همین دوره گزارش داد که ائتلاف تحت رهبری عربستان از رهگیری موشک بالستیک شلیکشده به سمت ریاض خبر داده و سخنگوی نظامی انصارالله از حمله به اهداف حساس در ریاض و تأسیسات آرامکو در ینبع سخن گفته است.
«شهر در برابر شهر»، «محاصره در برابر محاصره»
در کنار محاسبات نظامی و سیاسی، برای فهم رفتار انصارالله باید به تجربه اجتماعی مردم یمن در سالهای طولانی جنگ نیز توجه کرد. یمن طی بیش از یک دهه با حملات هوایی، محاصره، آوارگی و بحرانهای انسانی روبهرو بوده و در گفتمان نیروهای صنعا، دفاع از مردم و پاسخ به حملات خارجی به یکی از محورهای اصلی روایت جنگ تبدیل شده است.
در همین چارچوب، در ادبیات انصارالله بارها بر منطق «شهر در برابر شهر» و «حمله در برابر حمله» تأکید شده است؛ یعنی حمله به مناطق و شهرهای یمن با پاسخ متقابل همراه خواهد شد. در کنار این تعبیر، عبارتهایی مانند «محاصره در برابر محاصره»، «فرودگاه در برابر فرودگاه» و «بندر در برابر بندر» نیز برای توضیح منطق تقابل و بازدارندگی به کار رفتهاند.
این ادبیات، بخشی از روایت انصارالله درباره چرایی حملات به عربستان است؛ روایتی که بر دفاع از مردم یمن و واکنش این گروه به «تجاوز» و «محاصره»، استوار است. از این منظر، حمله به شهرها، فرودگاهها، بنادر یا زیرساختهای یمن نباید بدون پاسخ بماند و پاسخ نیز میتواند متوجه اهداف مشابه در طرف مقابل باشد.
در دور جدید درگیریها نیز مقامهای انصارالله حملات خود به عربستان را در چارچوب «پاسخ متقابل» توضیح دادهاند.
از این زاویه، بخشی از انگیزه اعلامی انصارالله را باید در تجربه جنگ و روحیه مقاومت در جامعه یمن جستوجو کرد؛ اما این روایت، موضع اعلامی این گروه است و بهتنهایی نمیتواند تمام عوامل سیاسی و نظامی مؤثر بر تصمیمهای انصارالله را توضیح دهد.
در کنار این عامل، منافع مستقیم انصارالله در داخل یمن نیز اهمیت دارد؛ از جمله حفظ مناطق تحت کنترل، مقابله با نیروهای مورد حمایت عربستان و ایجاد اهرم فشار در مذاکرات آینده. بنابراین، پاسخ به عربستان را میتوان در نقطه تلاقی چند عامل بررسی کرد: تجربه جنگ و روحیه مقاومت، مطالبات داخلی انصارالله، رقابت نظامی با عربستان و نیروهای همسو با آن و در نهایت قرار گرفتن یمن در معادلات گستردهتر منطقهای.
بابالمندب چرا اهمیت دارد؟
بابالمندب یکی از مسیرهای مهم دریایی میان دریای سرخ و خلیج عدن است و از این جهت جایگاه مهمی در تجارت و انتقال انرژی دارد. پیشروی نیروهای انصارالله در سواحل غربی یمن و مناطق نزدیک به بابالمندب، تنها یک تحول در میدان داخلی یمن نیست و میتواند بر محاسبات امنیتی و دریایی بازیگران منطقهای نیز اثر بگذارد.
الجزیره در گزارشهای خود از پیشروی انصارالله به مناطق ساحلی نزدیک المخا و بابالمندب و کنترل مناطقی از جمله حنیش و میون خبر داده است.
رویترز نیز در گزارشهای مربوط به دور جدید درگیریها، پیشروی انصارالله در مناطق مشرف به بابالمندب را یکی از عوامل نگرانی عربستان توصیف کرده است.
از منظر راهبردی، حضور یا نفوذ یک بازیگر در این محدوده میتواند ظرفیت نظامی و سیاسی آن را افزایش دهد؛ زیرا هر تحول در این منطقه با امنیت خطوط کشتیرانی و مسیرهای تجاری میان دریای سرخ و خلیج عدن ارتباط پیدا میکند. همین مسئله باعث شده تحولات ساحل غربی یمن در دور جدید جنگ، اهمیت بیشتری از یک جابهجایی صرفاً محلی پیدا کند.
ایران در این معادله چه نقشی دارد؟
رابطه انصارالله و ایران یکی از بخشهای مهم این معادله است. رویترز در گزارشهای خود انصارالله را گروهی مورد حمایت ایران معرفی کرده و از حمایت تهران در زمینه تسلیحات، آموزش و فناوری برای این گروه سخن گفته است.
با این حال، میان حمایت و همسویی راهبردی با دستور مستقیم برای انجام یک عملیات مشخص تفاوت وجود دارد. برای حملات اخیر، سند مستقیمی که نشان دهد تصمیم انصارالله برای حمله به عربستان مستقیماً از سوی تهران صادر شده، در گزارشهای مورد بررسی ارائه نشده است.
سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، و مقامهای دیگر جمهوری اسلامی نیز در مواضع خود بر این نکته تأکید کردهاند که انصارالله یک بازیگر مستقل است. عباس عراقچی در مواضع مربوط به تحولات یمن گفته است تصمیمهای انصارالله توسط خود این گروه و بر اساس شرایط یمن گرفته میشود.
همچنین اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در ۱۹ شهریور تأکید کرد که انصارالله یک بازیگر مستقل است و از کسی دستور نمیگیرد. او در ۲۳ شهریور نیز گفت مردم یمن و انصارالله درباره مسائل خود تصمیم میگیرند و ریشه مشکلات یمن را باید در تحولات این کشور جستوجو کرد.
در مقابل، گزارش رویترز در ۱۷ سپتامبر نشان میدهد که عربستان از چین خواسته بود برای مهار انصارالله کمک کند و چین نیز از تهران خواسته بود از نفوذ خود بر این گروه برای کاهش حملات استفاده کند. این گزارش به نقل از سه منبع ایرانی منتشر شد و نشان میدهد که در محاسبات عربستان و چین، رابطه تهران و انصارالله بهعنوان یک کانال بالقوه اثرگذاری مورد توجه بوده است؛ اما این موضوع بهتنهایی اثبات نمیکند که عملیاتهای انصارالله مستقیماً توسط ایران هدایت شدهاند.
بنابراین میتوان گفت رابطه تهران و انصارالله و همسویی راهبردی میان دو طرف در معادلات منطقهای اهمیت دارد، اما این همسویی لزوماً به معنای آن نیست که هر اقدام انصارالله تصمیم مستقیم ایران بوده است.
آیا اقدامات انصارالله به سود ایران هم هست؟
در اینجا باید میان انگیزه انجام یک اقدام و نتیجه یا پیامد آن برای یک بازیگر دیگر تفاوت گذاشت.
پیشروی انصارالله در سواحل غربی یمن و افزایش فشار بر عربستان میتواند برای ایران نیز پیامدهای راهبردی داشته باشد؛ از جمله افزایش فشار بر یکی از رقبای منطقهای تهران و برجستهتر شدن نقش نیروهای همسو با ایران در معادلات امنیتی منطقه.
از سوی دیگر، اهمیت بابالمندب و تحولات دریای سرخ باعث شده هرگونه تغییر در وضعیت این منطقه با معادلات گستردهتر امنیت انرژی و کشتیرانی ارتباط پیدا کند. در همین شرایط، رویترز گزارش داده است که عربستان برای مهار پیشرویهای انصارالله به چین مراجعه کرده و چین نیز موضوع استفاده از نفوذ ایران بر این گروه را با تهران مطرح کرده است.
اما اینکه یک اقدام برای ایران پیامد یا منفعتی داشته باشد، بهتنهایی ثابت نمیکند که انگیزه اصلی انصارالله از انجام آن اقدام، حمایت از ایران بوده است.
به بیان دیگر، ممکن است منافع ایران و انصارالله در یک مقطع مشخص با یکدیگر همپوشانی پیدا کنند، بدون آنکه همه تصمیمهای انصارالله مستقیماً از تهران گرفته شده باشد.
یمن میان منافع داخلی و معادلات منطقهای
بررسی روند تحولات نشان میدهد که رابطه انصارالله و عربستان در یک خلأ سیاسی و نظامی شکل نگرفته است. از جنگ ۲۰۱۵ تا آتشبس ۲۰۲۲، مذاکرات ۲۰۲۳ و حتی توافق تبادل زندانیان در سال ۲۰۲۶، همواره مجموعهای از مطالبات داخلی و اختلافات سیاسی و اقتصادی در مرکز مناقشه قرار داشته است.
از تیرماه ۱۴۰۵ با ازسرگیری حملات مستقیم، این آرامش شکننده بار دیگر فرو ریخت و در شهریورماه، درگیریها به مناطق ساحلی غرب یمن و مناطق مشرف به بابالمندب کشیده شد. همزمان، حملات متقابل به خاک عربستان نیز شدت گرفت و در نهایت گزارش حمله به ریاض منتشر شد.
در چنین شرایطی، نسبت دادن تمام اقدامات انصارالله به حمایت از ایران، بخشی از واقعیت را نادیده میگیرد؛ همانطور که نادیده گرفتن رابطه نزدیک انصارالله و ایران نیز تصویر کاملی از این معادله ارائه نمیدهد.
آنچه از مجموعه گزارشهای موجود میتوان گفت این است که انصارالله در کنار رابطه راهبردی با ایران، اهداف و مطالبات مستقیمی در منازعه داخلی یمن دارد و حملات اخیر خود را نیز در چارچوب پاسخ به حملات و فشارهای عربستان توضیح داده است. در عین حال، نتایج این اقدامات با بخشی از منافع منطقهای ایران همپوشانی دارد و همین مسئله باعث شده رفتار انصارالله در محاسبات تهران، ریاض و بازیگران دیگری مانند چین اهمیت پیدا کند.
در نتیجه، برای فهم دور جدید درگیریها، یمن را باید همزمان در دو سطح دید: منافع و مطالبات داخلی انصارالله و یمنیها از یک سو، و معادلات گستردهتر منطقهای از سوی دیگر. رابطه با ایران یکی از اجزای مهم این تصویر است، اما بهتنهایی توضیحدهنده همه تصمیمهای انصارالله نیست.
مناقشه میان عربستان و انصارالله بخشی از جنگ طولانی یمن است؛ جنگی که پس از پیشروی انصارالله و سقوط صنعا در سال ۲۰۱۴ وارد مرحله تازهای شد و در سال ۲۰۱۵ با ورود ائتلاف به رهبری عربستان به یک جنگ منطقهای تبدیل شد. عربستان با هدف حمایت از دولت یمن و عقبراندن انصارالله وارد عملیات نظامی شد و طی سالهای بعد حملات هوایی و محاصره بخشهایی از یمن ادامه یافت. در مقابل، انصارالله نیز با موشک و پهپاد به اهدافی در داخل عربستان حمله کرد.
آتشبس مورد حمایت سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۲ شدت درگیریها را به شکل محسوسی کاهش داد، اما اختلافات اصلی میان طرفها از جمله آینده سیاسی یمن، پرداخت حقوق کارکنان، بازگشایی فرودگاه صنعا و بنادر و خروج نیروهای خارجی حلوفصل نشد. در سال ۲۰۲۳ نیز مذاکرات مستقیم عربستان و انصارالله با میانجیگری عمان انجام شد و دو طرف درباره مسیر پایان جنگ گفتوگو کردند، اما توافق نهایی و پایدار شکل نگرفت.
با آغاز دور جدید تنشها در سال ۱۴۰۵، این آتشبس شکننده بار دیگر تحت تأثیر حملات متقابل قرار گرفت. در ادامه، انصارالله با پیشروی در بخشهایی از ساحل غربی یمن و مناطق نزدیک به بابالمندب، اهمیت ژئوپلیتیکی این درگیری را افزایش داد؛ بهگونهای که تحولات یمن بار دیگر از یک مناقشه داخلی فراتر رفت و به موضوعی مؤثر بر امنیت عربستان، دریای سرخ، مسیرهای کشتیرانی و معادلات منطقهای تبدیل شد.




