محمدهاشم عصمتاللهی، مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان، در گفتوگو با ایراف با ارزیابی مثبت از این ابتکار، معتقد است ایران به دلیل برخورداری از جایگاه مستقل و ظرفیتهای گسترده منطقهای، توانایی ایفای نقش محوری در حل اختلافات افغانستان و پاکستان را دارد. او با تأکید بر اینکه ریشه بسیاری از بحرانهای غرب آسیا و جنوب آسیا را باید در راهبردهای کلان آمریکا جستوجو کرد، خواستار بازنگری کشورهای منطقه در مناسبات امنیتی خود و حرکت به سمت همکاریهای مستقل منطقهای شد.
عصمتاللهی در ارزیابی تلاشهای جمهوری اسلامی ایران برای برگزاری نشستهای منطقهای با محوریت افغانستان اظهار داشت: اقدامات جمهوری اسلامی ایران با توجه به دلایل تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و مرزی، در راستای برقراری صلح میان افغانستان و پاکستان و همچنین ایجاد ثبات در منطقه قابل ارزیابی است.
وی افزود: موقعیت و جایگاهی که جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه دارد، جایگاهی متمایز است و هیچ کشور دیگری در منطقه از چنین موقعیتی برخوردار نیست. ایران با توجه به ظرفیتهایی که در سطح منطقه دارد، میتواند نقش برادر بزرگتر و نقش محوری را در مسائل مربوط به صلح و حل اختلافات منطقهای ایفا کند.
مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان با اشاره به اختلافات تاریخی میان کشورهای منطقه، بهویژه اختلافات مرزی افغانستان و پاکستان بر سر خط دیورند، تصریح کرد: کشورهای منطقه در طول تاریخ با مشکلات و اختلافاتی مواجه بودهاند که گاهی تمام روابط آنها را تحت تأثیر قرار داده است. اختلاف افغانستان و پاکستان بر سر خط دیورند یکی از نمونههای مهم این مسئله است که همچنان بر مناسبات دو کشور سایه انداخته است.
وی ادامه داد: با وجود چنین اختلافاتی، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک حاکمیت مستقل در منطقه و کشوری تأثیرگذار در غرب آسیا و جنوب آسیا، میتواند نقش میانجی و صلحآفرین داشته باشد. بهویژه اینکه نگاه ملتهای منطقه به جمهوری اسلامی ایران و رویکرد این کشور در برابر استعمار و مداخلات غرب، برای مردم منطقه روشن است. دیدگاه ایران نسبت به ملتهای منطقه، دیدگاهی خیرخواهانه، اسلامی و برادرانه بوده است.
آمریکا عامل خلق و مدیریت بحران است
عصمتاللهی در پاسخ به این پرسش که آیا ابتکار جمهوری اسلامی ایران را میتوان بخشی از تلاش تهران برای شکلدهی به نظم امنیتی مستقل در منطقه و مقابله با مداخلات فرامنطقهای دانست، اظهار داشت: به اعتقاد من، ریشه تمام بحرانهای منطقه در راهبردهای کلانی قرار دارد که بازیگران غیرمنطقهای و فرامنطقهای دنبال میکنند. تا زمانی که ریشه بحرانهای منطقه را شناسایی نکنیم، نمیتوانیم نسخهای قابل قبول برای حل این مشکلات ارائه دهیم.
وی با اشاره به تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظم منطقهای تغییر کرد و آمریکا در برابر انقلاب اسلامی ایران با شکست مواجه شد. از زمانی که آمریکا در برابر انقلاب اسلامی شکست خورد، راهبرد خلق بحران و مدیریت بحران را در دستور کار خود قرار داد. این واقعیتی است که به اعتقاد من برای همه کشورهای منطقه روشن و آشکار است.
این تحلیلگر مسائل افغانستان با اشاره به آنچه سازماندهی نیروهای نیابتی آمریکا در منطقه میخواند، افزود: آمریکاییها در چارچوب راهبرد خلق بحران و مدیریت بحران، نیروهای نیابتی خود را در منطقه سازماندهی کردند. برای نمونه، در افغانستان القاعده شکل گرفت و در عراق و سوریه داعش سازماندهی شد. همچنین از جریانهای قومی و گروههای مختلف در ایران و پاکستان، از جمله جریانهای بلوچ و ترکمن، بهعنوان ابزارهایی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کردند.
عصمتاللهی مدعی شد: مجموعه این اقدامات نشان میدهد که آمریکا به دنبال بیثبات نگهداشتن منطقه و حتی تجزیه کشورهای منطقه است. به اعتقاد من، راهبرد واشنگتن صرفاً محدود به یک کشور نیست، بلکه مجموعهای از کشورهای غرب آسیا و جنوب آسیا را دربرمیگیرد.
وی با اشاره به تجربه افغانستان در دوره مداخله آمریکا تصریح کرد: آمریکا در افغانستان راهبرد خلق بحران را دنبال کرد. رهبران جهادی افغانستان در کنفرانس بن به آمریکاییها اعتماد کردند و تصور داشتند که این کشور نسبت به افغانستان دلسوز است و برای حمایت از پیروزی مجاهدین و آینده این کشور اقدام میکند. اما این اعتماد، تجربهای بسیار تلخ برای رهبران افغانستان بود و نتایج و پیامدهای آن به شکل دیگری رقم خورد.
مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان ادامه داد: آمریکا همچنان همان راهبردی را دنبال میکند که ۴۴ تا ۴۷ سال قبل در دستور کار خود قرار داده بود. این کشور به دنبال تجزیه منطقه و سازماندهی نیروهای نیابتی خود است و این سیاست را در مقاطع مختلف دنبال کرده است.
وی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران در برابر این روند ایستادگی کرده است، گفت: در این میان، جمهوری اسلامی ایران بر اساس اهداف بلند اسلامی و تاریخی خود در برابر اقدامات آمریکا ایستاده و تلاش کرده است مانع پیشبرد این سیاستها شود.
پاکستان، ترکیه و عربستان باید در رویکرد خود نسبت به آمریکا تجدیدنظر کنند
عصمتاللهی در ادامه با انتقاد از رویکرد برخی کشورهای منطقه در قبال سیاستهای آمریکا اظهار داشت: متأسفانه پاکستان در سالهای گذشته با راهبردهای آمریکا در زمینه خلق و مدیریت بحران همراهی کرده است. ترکیه نیز بهعنوان یکی از اعضای ناتو، در بسیاری از موارد با سیاستهای آمریکا همنوایی داشته و عربستان سعودی نیز در غرب آسیا بهعنوان یکی از بازوهای قدرتمند آمریکا عمل کرده است.
وی افزود: مسئله مهم این است که کشورهای منطقه باید ریشه اصلی بحرانها را شناسایی کنند. امروز زمان آن رسیده است که اهداف آمریکا برای همه روشن شود و کشورهای منطقه نسبت به سیاستها و عملکرد گذشته خود بازنگری کنند.
این کارشناس مسائل افغانستان با اشاره به ابتکار دیپلماتیک ایران برای جلوگیری از گسترش بحرانها از طریق همکاری کشورهای منطقه گفت: ابتکاری که جمهوری اسلامی ایران در دستور کار خود قرار داده و بر اساس آن میخواهد از طریق همکاری کشورهای منطقه مانع تشدید بحرانها شود، اقدامی مهم است. ملتهای منطقه به جمهوری اسلامی ایران امید دارند و انتظار دارند ایران بتواند در برابر این مسائل نقشآفرینی کند.
عصمتاللهی با تردید نسبت به امکان ایفای نقش مستقل از سوی پاکستان در تحولات منطقهای تصریح کرد: من باور ندارم که پاکستان بتواند در شرایط کنونی نقش مستقل و مؤثری در این زمینه ایفا کند؛ زیرا این کشور در بسیاری از مقاطع، از استقلال لازم در تصمیمگیریهای راهبردی برخوردار نبوده است. پاکستان در چهار تا چهارونیم دهه اخیر، در ابعاد امنیتی، نظامی و اقتصادی بهعنوان یکی از بازوهای اجرایی سیاستهای آمریکا عمل کرده است.
وی درباره ترکیه نیز گفت: ترکیه به دلیل عضویت در ناتو همچنان در چارچوب سیاستهای کلان این ائتلاف حرکت میکند و در بسیاری از موارد با رویکرد آمریکا همراه است. عربستان نیز در غرب آسیا روابط و مناسبات راهبردی نزدیکی با واشنگتن دارد.
مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان تأکید کرد: در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران میتواند بهعنوان یک محور مهم در غرب آسیا و جنوب آسیا نقش اساسی ایفا کند. به اعتقاد من، یکی از بهترین اقداماتی که ایران در این مدت برای مهار دیپلماسی بحرانزای آمریکا و مقابله با گروههای نیابتی این کشور انجام داده، پیگیری رویکردهای مبتنی بر همکاری و خیرخواهی منطقهای بوده است.
اشتراکات مرزی ایران و افغانستان، زمینهساز نقشآفرینی تهران در امنیت منطقه
عصمتاللهی در بخش دیگر گفتوگو با اشاره به موقعیت جغرافیایی افغانستان و پیوندهای مرزی این کشور با همسایگان اظهار داشت: افغانستان با چین حدود ۹۰ کیلومتر مرز مشترک دارد، مرز مشترک آن با پاکستان حدود ۲۶۰۰ کیلومتر است و با جمهوری اسلامی ایران نیز حدود هزار کیلومتر مرز مشترک دارد. این کشور همچنین با کشورهای آسیای مرکزی پیوندهای جغرافیایی و منطقهای گستردهای دارد.
وی افزود: با توجه به این موقعیت جغرافیایی، امنیت افغانستان از امنیت سایر کشورهای منطقه جدا نیست. از منظر جامعهشناسی سیاسی، اگر در یکی از کشورهای همسایه آتش جنگ و اختلاف برافروخته شود، آثار و پیامدهای آن به کشورهای همجوار نیز سرایت خواهد کرد. بنابراین، هیچ کشوری نمیتواند نسبت به تحولات امنیتی همسایگان خود بیتفاوت باشد.
این تحلیلگر مسائل افغانستان با تأکید بر ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران گفت: ایران از ظرفیتهای لازم برای ایفای نقش در سطح منطقه برخوردار است و میتواند در همکاری با روسیه و چین برای حل مشکلات منطقه اقدام کند. من باور دارم که جمهوری اسلامی ایران با توجه به جایگاه تاریخی و منطقهای خود میتواند در مسائل افغانستان نقشآفرین باشد.
وی با اشاره به تحولات سالهای اخیر غرب آسیا و آنچه شکستهای پیدرپی آمریکا در این منطقه میخواند، اظهار داشت: آمریکا در برابر بازدارندگی راهبردی ایران و مقاومت ملت ایران با چالشهای جدی مواجه شده است. اکنون در موقعیتی قرار داریم که جمهوری اسلامی ایران میتواند مسئله افغانستان را با رویکردی جدید در دستور کار قرار دهد و از ظرفیتهای خود برای کاهش تنشها استفاده کند.
عصمتاللهی با ابراز امیدواری نسبت به نتایج ابتکار دیپلماتیک ایران گفت: امیدواریم اقداماتی که جمهوری اسلامی ایران در دستور کار خود قرار داده، به نتایج مثبتی منجر شود و آمریکا دیگر نتواند با همان شعارها و سیاستهای گذشته اهداف خود را در منطقه دنبال کند.
تلاش واشنگتن برای بهرهبرداری از اختلافات قومی و مذهبی در افغانستان و پاکستان
مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان در ادامه با اشاره به تجربه حضور آمریکا در افغانستان و سیاستهای این کشور در قبال تحولات قومی و مذهبی اظهار داشت: در کنفرانس بن شاهد بودیم که آمریکاییها همان راهبرد خلق بحران را در افغانستان دنبال کردند و بهگونهای عمل کردند که زمینه بیثباتی و اختلاف در این کشور فراهم شود.
وی افزود: آمریکا در افغانستان به دنبال دامنزدن به اختلافات قومی و مذهبی بود و تلاش کرد از شکافهای داخلی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. به اعتقاد من، این سیاست در چارچوب راهبردی قرار داشت که هدف آن تجزیه و تضعیف کشورهای منطقه بود.
عصمتاللهی با تعمیم این ارزیابی به پاکستان گفت: آمریکاییها در پاکستان نیز به دنبال تجزیه این کشور هستند و در این چارچوب از جریانهای مختلف، از جمله جریانهای مرتبط با پشتونها و بلوچها، حمایت میکنند. اینها از جمله ابزارها و نقشههایی است که آمریکا در منطقه دنبال میکند.
وی تأکید کرد: مجموعه این تحولات نشان میدهد که راهبرد آمریکا محدود به افغانستان نیست و پاکستان و دیگر کشورهای منطقه را نیز دربرمیگیرد. به همین دلیل، کشورهای منطقه باید نسبت به این سیاستها هوشیار باشند و اجازه ندهند اختلافات داخلی و قومی به ابزاری برای مداخله خارجی تبدیل شود.
جهان چندقطبی و ضرورت همکاری مستقل منطقهای
محمدهاشم عصمتاللهی در پایان این گفتوگو با تأکید بر ضرورت بازنگری کشورهای منطقه در مناسبات خود با قدرتهای فرامنطقهای اظهار داشت: کشورهای منطقه، از جمله افغانستان، ایران، ترکیه و پاکستان، باید عملکرد خود را مورد بازبینی قرار دهند. بهویژه پاکستان و ترکیه باید از تجربه چند دهه گذشته و پیامدهای همراهی با سیاستهای آمریکا درس بگیرند. عربستان نیز باید در رویکردهای خود نسبت به تحولات منطقهای تجدیدنظر کند.
وی افزود: به اعتقاد من، ریشه بسیاری از مشکلات غرب آسیا و جنوب آسیا در راهبردهای کلان آمریکا قرار دارد؛ راهبردهایی که به دنبال تجزیه کشورهای منطقه و سازماندهی نیروهای نیابتی هستند. کشورهای منطقه باید این واقعیت را در محاسبات سیاسی و امنیتی خود لحاظ کنند.
مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان با اشاره به تغییرات در نظم بینالمللی تصریح کرد: ما به سمت شکلگیری یک نظام چندقطبی حرکت میکنیم و این تحول ایجاب میکند که کشورهای منطقه همکاریهای خود را گسترش دهند.
وی خاطرنشان کرد: کشورهای منطقه باید بتوانند در برابر سیاستهای سلطهجویانه و مداخلات آمریکا، از طریق همکاریهای منطقهای نقشآفرینی کنند. به اعتقاد من، تقویت همکاری میان کشورهای همسایه و قدرتهای منطقهای، از جمله ایران، روسیه و چین، میتواند زمینهساز ثبات و امنیت بیشتر در غرب آسیا و جنوب آسیا باشد.
اختلافات افغانستان و پاکستان از زمان شکلگیری پاکستان در سال ۱۹۴۷ میلادی، یکی از مسائل پایدار در روابط دو کشور بوده است. مسئله خط دیورند، اختلافات مرزی، ادعاهای متقابل درباره حمایت از گروههای مسلح و رقابتهای امنیتی، همواره بر مناسبات کابل و اسلامآباد تأثیر گذاشته است. پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در سال ۲۰۲۱ نیز اختلافات امنیتی دو کشور، بهویژه درباره فعالیت تحریک طالبان پاکستان و حضور گروههای مسلح در مناطق مرزی، ابعاد تازهای پیدا کرده است.
در سالهای اخیر، افزایش درگیریهای مرزی و حملات متقابل، نگرانی کشورهای همسایه افغانستان را درباره گسترش ناامنی در منطقه افزایش داده است. در این میان، ایران به دلیل داشتن حدود یک هزار کیلومتر مرز مشترک با افغانستان، پیوندهای تاریخی و فرهنگی با این کشور و تأثیرپذیری مستقیم از تحولات امنیتی آن، از بازیگران مهم در تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنشها به شمار میرود.
تهران در همین چارچوب، بر ضرورت گفتوگو میان کشورهای منطقه و استفاده از ظرفیتهای همسایگان برای حل مسائل افغانستان تأکید کرده است. پیگیری نشستهای چندجانبه با محوریت افغانستان نیز در راستای تقویت دیپلماسی منطقهای و جلوگیری از گسترش بحرانهای امنیتی قابل ارزیابی است.




