معماری امنیتی جدید خاورمیانه؛ تعامل اقتصادی چین در برابر نظامی‌گری آمریکا

دکتر حسین حاجی، تحلیل‌گر برجسته روابط بین‌الملل در گفت‌وگوی اختصاصی با ایراف با اشاره به پیشنهاد چین برای ایجاد ساختار جدید امنیتی در منطقه گفت: پکن با تکیه بر توسعه اقتصادی، وابستگی متقابل و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای به دنبال ایجاد ثبات در خاورمیانه است و این رویکرد در مقابل سیاست‌های هژمونیک و نظامی‌گرایانه آمریکا قرار می‌گیرد.

چین و ایده وابستگی متقابل؛ اقتصاد به جای نظامی‌گری

دکتر حاجی با اشاره به نظریه وابستگی متقابل در روابط بین‌الملل اظهار کرد: نظریه وابستگی متقابل متقارن، یکی از نظریه‌های پذیرفته‌شده در روابط بین‌الملل است و اساس آن بر شکل‌گیری روابط متقابل میان کشورها، به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی، استوار است.

وی افزود: چین طی دهه‌های گذشته نشان داده است که مسیر توسعه این کشور بیش از آن‌که بر توسعه نظامی و قدرت سخت متکی باشد، بر توسعه اقتصادی استوار بوده است. به همین دلیل پکن برای ادامه مسیر رشد خود به دنبال تعمیق و گسترش روابط اقتصادی با کشورهای مختلف است.

این تحلیل‌گر روابط بین‌الملل ادامه داد: یکی از مهم‌ترین چالش‌های چین در عرصه جهانی، رقابت با آمریکا و سیاست‌های این کشور در قبال قدرت‌یابی چین است. بنابراین پکن تلاش می‌کند با گسترش روابط اقتصادی، تجاری و ایجاد وابستگی‌های متقابل، ظرفیت‌های خود را در برابر فشارها و محدودیت‌های احتمالی افزایش دهد.

حاجی گفت: ائتلاف‌ها و ترتیبات منطقه‌ای که امنیت مسیرهای انرژی و تجارت را تضمین کنند، برای چین اهمیت بالایی دارند؛ چرا که تجارت و وابستگی متقابل اقتصادی بدون وجود امنیت پایدار نمی‌تواند استمرار داشته باشد.

وی تصریح کرد: این مدار توسعه همه‌جانبه کشورها، در مقابل الگوی غرب و سیاست قدرت‌محور و نظامی‌گرایانه آمریکا قرار می‌گیرد.

بی‌ثباتی خاورمیانه؛ نگرانی مشترک چین و جهان

حاجی با اشاره به تحولات خاورمیانه اظهار کرد: مسئله فلسطین و درگیری‌های جاری در منطقه، امروز به یکی از کانون‌های توجه و دغدغه نه‌تنها چین؛ بلکه بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شده است.

وی افزود: تا زمانی که منازعه میان رژیم صهیونیستی و فلسطینیان در نوار غزه و کرانه باختری ادامه داشته باشد و این مناطق شاهد اقدامات تنش‌زا و مداخله‌گرانه باشند، خاورمیانه همچنان محل التهاب و آبستن حوادث خواهد بود.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: چین نسبت به سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه آمریکا نگرانی دارد و یکی از نگرانی‌های پکن این است که رژیم صهیونیستی از جایگاه یک «پیاده‌نظام» یا پیمانکار آمریکا به سمت ایفای نقش یک کارفرما و رهبر منطقه‌ای حرکت کند.

حاجی ادامه داد: اگر سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در منطقه مهار نشود، اقدامات و تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه منافع و امنیت ملی کشورهای منطقه و تمامیت ارضی آن‌ها ممکن است به یک رویه متداول در منطقه و حتی در سطح بین‌المللی تبدیل شود.

وی تأکید کرد: این مسئله برای چین اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا پکن در سال‌های آینده در مسیر تبدیل شدن به یکی از قدرت‌های اصلی اقتصاد جهان قرار دارد و برای حفظ و تسریع این روند، نیازمند ثبات در محیط پیرامونی و به‌ویژه خاورمیانه است.

چرا امنیت خاورمیانه برای اقتصاد چین حیاتی است؟

حاجی با بیان این‌که چین برای حفظ روند توسعه اقتصادی خود به امنیت منطقه‌ای نیاز دارد، اظهار کرد: چین نمی‌تواند بدون توجه به تحولات امنیتی خاورمیانه به توسعه اقتصادی خود ادامه دهد؛ زیرا بخش مهمی از انرژی و تجارت این کشور از مسیرهای دریایی و آبراه‌های منطقه عبور می‌کند.

وی افزود: به همین دلیل چین در کنار توسعه قدرت اقتصادی خود، به دنبال تأمین و تعمیق امنیت منطقه‌ای در خاورمیانه و خلیج فارس است تا بتواند ثبات لازم برای ادامه توسعه اقتصادی خود را ایجاد کند.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: از این منظر، حضور فعال‌تر چین در موضوعات امنیتی منطقه را نباید صرفاً یک اقدام سیاسی دانست، بلکه این مسئله با منافع اقتصادی و راهبردی پکن ارتباط مستقیم دارد.

بیشتر بخوانید:  شکست دیپلماسی فشارهای یک‌جانبه آمریکا در وین؛ ایران عضو کمیته عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شد

عربستان و امارات؛ نگاه اقتصادی منطقه به چین

حاجی درباره استقبال برخی کشورهای منطقه از نقش اقتصادی چین گفت: این‌که کشورهای منطقه به معماری نوین اقتصادی چین روی خوش نشان می‌دهند، تا حد زیادی به نیازهای اقتصادی آن‌ها و ظرفیت چین در حوزه تولید، توزیع و تجارت بازمی‌گردد.

وی افزود: ظرفیت‌های اقتصادی و تجاری چین باعث شده کشورهای آسیای مرکزی و خاورمیانه توجه بیشتری به پکن داشته باشند. در این میان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی از جمله کشورهایی هستند که چین را یک خریدار مطمئن و بدون حاشیه می‌دانند.

حاجی ادامه داد: این ویژگی می‌تواند به همگرایی بیشتر و ارتقای شاخص‌های امنیت و توسعه پایدار در منطقه کمک کند و بخشی از چالش‌ها، کاستی‌ها و تنش‌های منطقه‌ای و جهانی را ترمیم کند.

وی در عین حال تصریح کرد: ماجراجویی‌های رژیم صهیونیستی یکی از عواملی است که ماهیت چالش‌های موجود را پیچیده‌تر کرده و آثار آن تنها متوجه کشورهای منطقه نیست، بلکه چین و دیگر قدرت‌های جهانی را نیز درگیر کرده است.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل افزود: اگر چین بتواند با استفاده از ظرفیت‌های خود، رقابت و تقابل میان آمریکا و رژیم صهیونیستی را کنترل و تعدیل کند، امکان گسترش معماری شرقی با محوریت چین در کشورهای منطقه بیشتر خواهد شد.

هرمز و باب‌المندب؛ شریان‌های حیاتی تجارت چین

حاجی با اشاره به اهمیت مسیرهای دریایی برای تجارت جهانی اظهار کرد: امروزه بخش عمده تجارت جهانی از مسیرهای کشتیرانی انجام می‌شود و ارزان بودن انتقال کالا و همچنین امنیت مسیرهای دریایی از جمله عواملی است که برتری ترانزیت تجارت جهانی از طریق دریاها و آبراه‌ها را رقم زده است.

وی گفت: برای کشوری مانند چین که بخش عمده صادرات و واردات خود را از مسیر آبراه‌ها و تنگه‌های دریایی انجام می‌دهد، امنیت این مسیرها اهمیت حیاتی دارد.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل افزود: تنگه هرمز، دریای سرخ، تنگه باب‌المندب، کانال سوئز و خلیج فارس برای چین در زمره نخستین اولویت‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی قرار دارند.

حاجی ادامه داد: چین در نگاه خود به مؤلفه‌های قدرت، رویکردی ضد‌هژمونیک دارد و به‌ویژه به مفهوم «قدرت رابطه‌ای» توجه می‌کند؛ مفهومی که در اقتصاد سیاسی اهمیت زیادی دارد و می‌تواند مسیرهای توسعه اقتصادی و امنیتی را با هزینه کمتر و کارآمدی بیشتر فراهم کند.

ایران؛ یکی از قدرت‌های مؤثر در نظم جدید منطقه‌ای

حاجی درباره جایگاه ایران در معماری امنیتی احتمالی چین اظهار کرد: در صورت تحقق معماری امنیتی جدید توسط چین، تنها ایران نیست که می‌تواند در نظم جدید منطقه‌ای سهیم باشد، بلکه همه کشورهای منطقه متناسب با ظرفیت و قدرت خود می‌توانند در این نظم نقش‌آفرینی کنند.

وی افزود: منظور از قدرت، ظرفیت‌های همه‌جانبه کشورهاست و ایران یکی از قدرت‌های نوظهور در ظرفیت منطقه‌ای به شمار می‌رود.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل با اشاره به تحولات اخیر و تقابل ایران و آمریکا گفت: قدرت ایران و همچنین توقف آمریکا در شرایطی که در یک وضعیت تعلیق و چندراهی قرار گرفته، اهمیت ظرفیت‌های ایران را بیش از گذشته برای جهانیان آشکار کرده است.

حاجی تصریح کرد: قدرت ایران موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت، اما تهران به دنبال ایجاد یک منطقه بهتر و باثبات‌تر است و حتی چین نیز لزوماً به دنبال حذف یا کنار گذاشتن نقش ایران از معادلات منطقه‌ای نیست.

وی گفت: تقابل و توازن قدرت‌ها می‌تواند پایه‌ای برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز در منطقه باشد و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران نیز در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد.

چین به دنبال رهبری منطقه نیست

حاجی با اشاره به اهداف چین در منطقه گفت: چین در شرایط فعلی به دنبال به دست گرفتن رهبری منطقه نیست، بلکه به دنبال توسعه اقتدار و حرکت به سمت جایگاه یک قدرت جهانی است.

بیشتر بخوانید:  ابعاد تازه از پرونده جرایم جنگی در افغانستان؛ حمله راست‌های افراطی استرالیا به شاهدی که علیه جنایات نظامیان شهادت داد

وی افزود: این اقتدار به‌ویژه زمانی ملموس خواهد بود که پشتوانه اقتصادی و راهبردی قدرتمندی داشته باشد و از ظرفیت کشورهایی مانند ایران نیز در چارچوب روابط راهبردی و اقتصادی بهره ببرد.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل ادامه داد: بنابراین نباید هرگونه حضور و نقش‌آفرینی چین در منطقه را به معنای تلاش این کشور برای ایجاد یک هژمونی جدید تفسیر کرد؛ بلکه باید آن را در چارچوب رقابت قدرت‌ها و تلاش پکن برای تثبیت جایگاه خود در نظام بین‌الملل تحلیل کرد.

پایان جهان تک‌قطبی و حرکت به سمت نظم چندقطبی

حاجی درباره پیام اصلی چین از طرح ساختار جدید امنیتی در آسیا و خاورمیانه گفت: بخش مهمی از این طرح معطوف به تأمین صلح و ثبات بومی و منطقه‌ای است و چین به دنبال بازتولید امپراتوری‌های تاریخی در منطقه نیست.

وی با اشاره به تجربه تاریخی منطقه اظهار کرد: در دوره‌های مختلف، قدرت‌هایی مانند عثمانی، پرتغال و اسپانیا در منطقه حضور و نفوذ داشته‌اند و پس از جنگ جهانی دوم نیز در چارچوب توافق سایکس-پیکو، بریتانیا و فرانسه بخش‌هایی از خاورمیانه و شمال آفریقا را تحت نفوذ و سلطه خود قرار دادند.

دکتر حاجی افزود: اما چین امروز به دنبال تولید و بازسازی امپراتوری‌های گذشته یا ایجاد یک منطقه‌سالاری جدید نیست. حتی کشورهای عرب منطقه نیز به دنبال تکمیل یا بازتولید امپراتوری‌هایی از جنس آمریکا، روسیه، اروپا و حتی چین نیستند.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل تأکید کرد: دوران جهان تک‌قطبی در حال افول است و نظام بین‌الملل به سمت نظم جدیدی حرکت می‌کند. در چنین شرایطی، طرح چین را می‌توان تلاشی در جهت مقابله با یک‌جانبه‌گرایی، زیاده‌خواهی و «قلدری» قدرت‌های بزرگ دانست.

قدرت هوشمند چین

حاجی در پایان با اشاره به مفهوم قدرت در روابط بین‌الملل اظهار کرد: روابط بین‌الملل بر پایه دو مفهوم قدرت و منافع تعریف می‌شود و طبیعی است که قدرت‌های بزرگ به دنبال افزایش و تثبیت قدرت خود باشند؛ بنابراین چین نیز از این قاعده مستثنی نیست.

وی افزود: با این حال، ماهیت قدرت و ابزارهایی که قدرت‌های بزرگ برای افزایش نفوذ خود استفاده می‌کنند، با یکدیگر متفاوت است.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: چین بیشتر تمایل دارد قدرت برتر اقتصادی جهان باشد تا قدرت برتر نظامی. پکن به دنبال توسعه قدرت در حوزه‌های مختلف و حرکت به سمت آن چیزی است که می‌توان از آن به عنوان «قدرت هوشمند» یاد کرد، اما قدرت نظامی در اولویت نخست چین قرار ندارد.

حاجی تصریح کرد: قدرت نظامی برای چین بیشتر ابزاری برای کنترل و مهار قدرت‌هایی مانند آمریکا است. به همین دلیل، سیاست‌های چین در بسیاری از موارد با سیاست‌های آمریکا تعارض پیدا می‌کند، اما فرهنگ، جهت‌گیری مردم و رهبران چین نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ماجراجویی و پیشروی نظامی نیست.

پیشنهاد چین برای ایجاد معماری جدید امنیتی در آسیا و خاورمیانه در شرایطی مطرح شده که رقابت میان آمریکا و چین در سطح جهانی تشدید شده و تحولات خاورمیانه نیز تحت تأثیر جنگ غزه، تنش‌های منطقه‌ای و رقابت قدرت‌های بزرگ قرار دارد. برای پکن، امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای سرخ و باب‌المندب به دلیل نقش این مسیرها در انتقال انرژی و تجارت جهانی، اهمیتی مستقیم دارد. از این رو، چین تلاش می‌کند ضمن گسترش نفوذ اقتصادی و تجاری خود در منطقه، از شکل‌گیری بی‌ثباتی‌هایی که می‌تواند روند توسعه اقتصادی این کشور را مختل کند، جلوگیری کند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=137998
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها