از صنعا تا کابل؛ مردم افغانستان چگونه به پیش‌روی‌های انصارالله یمن واکنش نشان دادند؟

دکتر اکرم عارفی، کارشناسی سیاسی افغانستان در گفتگو با ایراف در تشریح نحوه بازتاب تحولات اخیر یمن در افغانستان گفت رسانه‌های این کشور به‌ویژه شبکه‌های تلویزیونی خصوصی، تحولات نظامی یمن را دنبال کرده‌اند و پیش‌روی‌های انصارالله و حوثی‌ها را در قالب گزارش‌های خبری پوشش دادند.

به گفته او، تلویزیون ملی افغانستان نیز این تحولات را در سطح خبر منعکس کرده و به گزارش درگیری‌ها و تحولات میدانی پرداخته است، اما در مجموع رسانه‌های افغانستان کمتر تلاش کرده‌اند این رخدادها را در قالب یک صف‌بندی گسترده منطقه‌ای تحلیل کنند.

رسانه‌های افغانستان؛ روایت خبری از پیش‌روی‌های انصارالله
عارفی تأکید کرد که میان «پوشش خبری» و «موضع‌گیری سیاسی» باید تفاوت قائل شد؛ به این معنا که رسانه‌ها ممکن است اخبار مربوط به پیش‌روی‌های انصارالله، درگیری‌ها و تحولات میدانی را منتشر کنند، اما این الزاماً به معنای حمایت رسانه‌ای از یکی از طرف‌های درگیر نیست.

او افزود که در فضای رسانه‌ای افغانستان معمولاً تحولات یمن به عنوان یک رخداد مربوط به خود یمن و منازعات منطقه‌ای مرتبط با این کشور روایت می‌شود و کمتر شاهد آن هستیم که رسانه‌ها این تحولات را مستقیماً در قالب یک پروژه یا شبکه واحد منطقه‌ای قرار دهند.

افکار عمومی افغانستان چگونه واکنش نشان داد
این کارشناس سیاسی درباره واکنش مردم افغانستان گفت نباید انتظار داشت که تحولات منطقه‌ای مانند یمن، در جامعه افغانستان همان میزان واکنش عمومی و رسانه‌ای را ایجاد کند که مسائل داخلی این کشور ایجاد می‌کند.

او توضیح داد که افغانستان با مجموعه‌ای از مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مواجه است و همین مسئله باعث شده است که بخش قابل توجهی از توجه افکار عمومی معطوف به مسائل روزمره و داخلی باشد.

با این حال، عارفی تأکید کرد که مردم افغانستان نسبت به تحولات منطقه بی‌تفاوت نیستند. به گفته او، در محافل خصوصی، میان فعالان سیاسی و اجتماعی و در گفت‌وگوهای غیررسمی، درباره تحولات یمن تحلیل‌های مختلفی وجود دارد.

او افزود که نوع واکنش افراد نیز یکسان نیست و به گرایش‌های سیاسی، مذهبی و حتی نگاه آن‌ها به بازیگران منطقه‌ای بستگی دارد. بنابراین نمی‌توان یک موضع واحد را به کل جامعه افغانستان نسبت داد.

به گفته عارفی، ممکن است یک بخش از جامعه تحولات انصارالله را از منظر مقابله با آمریکا و رژيم اسرائیل ارزیابی کند، در حالی که بخش دیگری، به دلیل حساسیت نسبت به درگیری میان کشورهای مسلمان، بیشتر نگران پیامدهای این منازعه برای جهان اسلام و ثبات منطقه باشد.

«محور مقاومت» و نگاه مردم افغانستان
یکی از نکات مهم از نظر این کارشناس سیاسی، تفاوت ادبیات سیاسی و رسانه‌ای ایران و افغانستان درباره تحولات منطقه است.

او گفت اصطلاحاتی مانند «محور مقاومت» و «جبهه مقاومت» که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای ایران کاربرد گسترده‌ای دارند، در افغانستان به همین شکل و با همین میزان صراحت مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.

به گفته او، رسانه‌های افغانستان معمولاً تحولات لبنان، یمن، عراق و سوریه را به عنوان تحولات مربوط به کشورهای جداگانه بررسی می‌کنند و کمتر آن‌ها را ذیل یک عنوان واحد مانند «جبهه مقاومت» قرار می‌دهند.

عارفی تأکید کرد که این موضوع الزاماً به معنای ناآگاهی جامعه افغانستان از روابط میان گروه‌های منطقه‌ای نیست؛ بلکه بیشتر به تفاوت ادبیات سیاسی و رسانه‌ای دو کشور و همچنین فضای خاص سیاسی افغانستان بازمی‌گردد.

او افزود ممکن است مردم افغانستان درباره ارتباطات میان ایران، انصارالله و دیگر گروه‌های منطقه‌ای تحلیل‌های مشخصی داشته باشند، اما این تحلیل‌ها الزاماً با همان واژگان و چارچوبی بیان نمی‌شود که در فضای سیاسی ایران رایج است.

بیشتر بخوانید:  هشدار مارشال دوستم به حکومت طالبان؛ «پیشنهاد مذاکره را شوخی نگیرید وگرنه جنگی مهارناپذیر آغاز می‌شود»

ایران و انصارالله؛ برداشت بخشی از جامعه افغانستان چیست؟
دکتر اکرم عارفی در ادامه درباره نگاه مردم افغانستان به رابطه انصارالله و ایران گفت بخشی از افکار عمومی افغانستان، انصارالله را گروهی نزدیک به ایران می‌دانند و میان اقدامات این گروه و سیاست منطقه‌ای ایران ارتباط قائل هستند.

به گفته او، در نگاه بخشی از جامعه افغانستان، تحولات یمن را نمی‌توان کاملاً جدا از نقش و نفوذ ایران در منطقه بررسی کرد و همین مسئله باعث شده است که پیش‌روی‌های انصارالله برای برخی مخاطبان افغان، نشانه‌ای از افزایش قدرت و توان اثرگذاری جریان‌های نزدیک به ایران در منطقه تلقی شود.

او با این حال، تأکید کرد که چنین برداشتی لزوماً به معنای پذیرش مفهوم «محور مقاومت» نیست. یعنی ممکن است فردی انصارالله را نزدیک به ایران بداند و اقدامات این گروه را در راستای منافع مشترک با ایران ارزیابی کند، اما از ادبیات «محور مقاومت» استفاده نکند.

عارفی افزود که پیش‌روی‌های انصارالله می‌تواند در میان بخشی از افکار عمومی افغانستان این تصور را تقویت کند که نیروهای مخالف آمریکا و رژيم اسرائیل در منطقه همچنان از ظرفیت نظامی و سیاسی قابل توجهی برخوردار هستند.

در عین حال، او تاکید کرد که این برداشت در میان تمام اقشار جامعه افغانستان یکسان نیست و نوع نگاه افراد به این تحولات، به پیشینه سیاسی، مذهبی و تعلقات فکری آن‌ها بستگی دارد.

واکنش به مقابله با اسرائیل با واکنش به جنگ میان مسلمانان متفاوت است
عارفی یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر نوع واکنش جامعه افغانستان را ماهیت درگیری‌ها دانست.

او گفت افغانستان جامعه‌ای با احساسات و باورهای قوی اسلامی است و در موضوعاتی مانند فلسطین و مقابله با اسرائیل، ممکن است واکنش‌های همدلانه بیشتری نسبت به نیروهایی که در برابر اسرائیل قرار می‌گیرند شکل بگیرد.

به گفته او، در چنین شرایطی، بخشی از جامعه افغانستان ممکن است اقدامات گروه‌هایی مانند انصارالله را از زاویه مقابله با رژيم اسرائیل یا آمریکا ارزیابی کند و نسبت به آن نگاه مثبتی داشته باشد.

اما شرایط زمانی متفاوت می‌شود که درگیری میان کشورهای اسلامی یا جریان‌های مسلمان شکل بگیرد. عارفی گفت در چنین شرایطی، حساسیت جامعه افغانستان نسبت به پیامدهای اختلاف میان مسلمانان افزایش می‌یابد.

گرایش‌های مختلف وجود دارد، اما در رسانه‌ها کمتر دیده می‌شود
این کارشناس سیاسی با اشاره به تفاوت گرایش‌های سیاسی و مذهبی در جامعه افغانستان گفت نمی‌توان جامعه این کشور را درباره تحولات یمن یکدست دانست.

به گفته او، بخشی از افراد ممکن است نگاه نزدیک‌تری به عربستان داشته باشند و بخشی دیگر مواضع مثبت‌تری نسبت به انصارالله یا ایران داشته باشند. با این حال، این اختلاف دیدگاه‌ها لزوماً در فضای عمومی، رسانه‌های رسمی، میزگردها و برنامه‌های تلویزیونی به شکل آشکار دیده نمی‌شود.

عارفی گفت بخشی از این موضع‌گیری‌ها در سطح محافل خصوصی و گفت‌وگوهای غیررسمی باقی می‌ماند و کمتر به یک صف‌بندی رسانه‌ای آشکار تبدیل می‌شود.

او تأکید کرد که در مجموع نمی‌توان از یک موج گسترده ضدسعودی یا ضدانصارالله در رسانه‌های افغانستان سخن گفت و همچنین نمی‌توان گفت که رسانه‌های افغانستان به شکل سازمان‌یافته در حمایت از انصارالله فعالیت می‌کنند.

سیاست رسمی افغانستان؛ نه حمایت، نه محکومیت
عارفی درباره موضع رسمی افغانستان نیز گفت سیاست این کشور در بسیاری از منازعات منطقه‌ای، پرهیز از ورود مستقیم به اختلافات و خودداری از قرار گرفتن در کنار یکی از طرف‌های درگیر است.

او توضیح داد که افغانستان معمولاً تلاش می‌کند در چنین منازعاتی از اتخاذ موضعی که به معنای حمایت رسمی از یک طرف و محکومیت طرف دیگر باشد، فاصله بگیرد.

بیشتر بخوانید:  صدور بیانیه نهایی نشست بریکس در دهلی‌نو؛ تاکید بر لغو تحریم‌ها و حمایت از الحاق ایران به WTO

به گفته عارفی، درباره تحولات یمن نیز رویکرد رسمی افغانستان عمدتاً در سطح انعکاس اخبار و تحولات باقی مانده و موضع صریحی در حمایت از انصارالله یا در مخالفت با این گروه مشاهده نمی‌شود.

او افزود که این سیاست را می‌توان در چارچوب تلاش افغانستان برای پرهیز از ورود به مناقشات منطقه‌ای و حفظ نوعی فاصله از رقابت میان قدرت‌ها و کشورهای منطقه بررسی کرد.

چرا فلسطین یک استثناست؟
این کارشناس سیاسی افغانستان در عین حال گفت در موضوع فلسطین و غزه شرایط تا حدی متفاوت است.

به گفته او، افغانستان در قبال مسئله فلسطین و حملات اسرائیل، در مواردی موضع‌گیری کرده است؛ زیرا این مسئله در میان کشورهای اسلامی حساسیت بسیار گسترده‌ای دارد و مقابله با اسرائیل، برخلاف درگیری میان دو طرف مسلمان، می‌تواند واکنش‌های متفاوتی در جامعه افغانستان ایجاد کند.

عارفی تأکید کرد که همین تفاوت موجب می‌شود نتوان موضع افغانستان درباره فلسطین را مستقیماً به سیاست این کشور درباره جنگ یمن یا اختلاف میان عربستان و انصارالله تعمیم داد.

در موضوع یمن، افغانستان بیشتر تلاش کرده است از ورود به صف‌بندی میان طرف‌های درگیر پرهیز کند؛ در حالی که درباره فلسطین، مسئله اشغال و درگیری با اسرائیل زمینه متفاوتی برای موضع‌گیری فراهم کرده است.

دکتر عارفی در جمع‌بندی گفت رسانه‌های افغانستان نیز تا حد زیادی همین رویکرد را دنبال می‌کنند و تحولات یمن را بیشتر به عنوان یک رخداد سیاسی و امنیتی در منطقه پوشش می‌دهند.

به گفته او، رسانه‌ها معمولاً از ورود به این بحث که تحولات یمن بخشی از یک شبکه یا جبهه گسترده منطقه‌ای است، فاصله می‌گیرند و در بسیاری از موارد، خبر را به صورت مستقل و جدا از تحولات سایر کشورهای منطقه روایت می‌کنند.

او افزود که در فضای رسانه‌ای افغانستان نه یک جریان آشکار و قدرتمند ضدانصارالله دیده می‌شود و نه یک جریان رسانه‌ای گسترده و رسمی در حمایت از این گروه شکل گرفته است.

با این حال، در فضای غیررسمی و میان گروه‌های سیاسی و مذهبی، تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد و برخی افراد تحولات یمن را در چارچوب رقابت ایران و عربستان، مقابله با آمریکا و اسرائیل یا تحولات گسترده‌تر منطقه بررسی می‌کنند.

عارفی در نهایت تأکید کرد که برای فهم واکنش جامعه افغانستان به تحولات یمن، باید میان سه سطح تفاوت قائل شد: افکار عمومی و گفت‌وگوهای غیررسمی، رسانه‌ها و سیاست رسمی افغانستان. در سطح جامعه، گرایش‌ها متنوع است؛ رسانه‌ها عمدتاً روایت خبری و محتاطانه دارند و سیاست رسمی نیز تلاش می‌کند از ورود مستقیم به مناقشات منطقه‌ای و جانبداری از یکی از طرف‌ها خودداری کند.

تحولات یمن در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مهم رقابت و منازعه در خاورمیانه تبدیل شده است؛ موضوعی که علاوه بر ابعاد داخلی یمن، با رقابت‌های منطقه‌ای و رویارویی میان بازیگران مختلف پیوند خورده است. افغانستان نیز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی خود با جهان اسلام، از تحولات منطقه‌ای تأثیر می‌پذیرد. با این حال، شرایط سیاسی و اجتماعی افغانستان و تمرکز افکار عمومی بر مسائل داخلی باعث شده است واکنش به تحولات یمن بیشتر در سطح رسانه‌ای، محافل سیاسی و گفت‌وگوهای غیررسمی باقی بماند. از سوی دیگر، محدودیت‌های موجود در فضای رسانه‌ای افغانستان نیز بر نحوه بازتاب و امکان شکل‌گیری بحث‌های علنی درباره تحولات منطقه‌ای اثرگذار است.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=137840
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها