به گزارش ایراف، محییالدین مهدی در یک مصاحبه تازه درباره مسئله اعتماد و همبستگی ملی در افغانستان، بر ضرورت بازنگری در گذشته و پذیرش مسئولیت تاریخی تأکید کرده است. او گفته است که نخبگان جامعه پشتون باید از هزارهها و دیگر اقوام به دلیل مظالم تاریخی عذرخواهی کنند.
مهدی همچنین با اشاره به مناقشات دهه ۷۰ خورشیدی، از تاجیکها و هزارهها خواسته است از احمدشاه مسعود و عبدالعلی مزاری «عبور» کنند. او تأکید کرده که منظورش بیاحترامی به این دو شخصیت یا نفی جایگاه تاریخی آنان نیست، بلکه عبور از اختلافات و منازعاتی است که در آن دوره میان جریانهای وابسته به آنان شکل گرفت.
سیاستمداران؛ اختلاف بر سر «مسئولیت قومی» و «مسئولیت تاریخی»
وحید عمر، رئیس پیشین اداره امور ریاستجمهوری افغانستان، در واکنش به این اظهارات گفت که در تاریخ معاصر افغانستان اشتباهات و جنایات متعددی از سوی افراد و جریانهای مختلف رخ داده است و اگر قرار باشد مشکل کشور با عذرخواهی جمعی حل شود، «لیست دور و دراز» خواهد بود.
وی افزود که نباید خوبی یا بدی افراد و گروهها به قوم و تبار آنان تعمیم داده شود و قوم نباید بهعنوان ظرف گفتمان سیاسی و تاریخی مورد استفاده قرار گیرد.
عمر گفت که افراد، گروهها و سازمانها مسئول اقدامات خود هستند و «تباری ساختن» گفتمان سیاسی و تاریخی نهتنها فاصلهها را کم نمیکند، بلکه میتواند آنها را افزایش دهد.
او همچنین با اشاره به درخواست عذرخواهی از بابت اقدامات عبدالرحمن خان گفت که نسلهای امروز رابطهای با دستگاه حکومتی او ندارند و نمیتوان از فردی به دلیل تعلق قومی، مسئولیت اقدامات حاکمی در قرن نوزدهم را مطالبه کرد. عمر در عین حال یادآور شد که بخشی از خانواده او نیز از سوی عبدالرحمن خان مورد سرکوب قرار گرفتهاند و از این منظر، تعلق قومی بهتنهایی معیار مناسبی برای تعیین قربانی و مسئول نیست.
از سوی دیگر، حلیم فدایی، والی پیشین میدان وردک نیز در واکنش به سخنان مهدی، درخواست عذرخواهی نخبگان پشتون از بابت اقدامات عبدالرحمن خان را «غیرمتمدنانه، غیرقانونی و در تضاد با اصول انسانی و اخلاقی» دانست.
وی گفت مسئولیت جرم فردی است و نمیتوان رفتار یک حاکم را به اعضای یک قوم، خانواده یا جامعه نسبت داد. فدایی افزود اگر مهدی جنایات عبدالرحمن خان را مبنای درخواست عذرخواهی قرار داده است، باید میان «عمل یک فرد» و «عمل یک قوم» تفاوت بگذارد.
در مقابل، نجیب سلام، فعال سیاسی، در پاسخی به وحید عمر، بر تفاوت میان مسئولیت قانونی و مسئولیت اخلاقی تأکید کرد و گفت نسلهای امروز ممکن است مسئولیت کیفری جنایات گذشتگان را نداشته باشند، اما میتوانند از جنایات تاریخی فاصله بگیرند و از قربانیان آن ابراز پوزش و همدردی کنند.
وی با اشاره به نمونههایی از عذرخواهی دولتها بابت جنایات تاریخی، گفت پذیرش مسئولیت اخلاقی به معنای متهم کردن تمام اعضای یک قوم به ارتکاب جنایت نیست، بلکه مراد از این کار، اعلام برائت از جنایات پیشینیان است.
نخبگان و پژوهشگران؛ عبور از دشمنیهای گذشته برای ساختن آینده
سمیر بدرود، کارشناس مسائل سیاسی، ضمن تأکید بر جایگاه علمی و تاریخی مهدی، گفت سخنان او درباره «عبور از مسعود و مزاری» باید در کلیت آن فهمیده شود.
وی افزود منظور مهدی نفی شخصیت، مبارزات یا جایگاه تاریخی احمدشاه مسعود و عبدالعلی مزاری نیست، بلکه عبور از منازعهای است که این دو شخصیت در دو سوی آن قرار داشتند.
بدرود درباره مسئله عذرخواهی نیز گفت عدالت انتقالی، مسئولیت را متوجه افراد، حکومتها و نهادهایی میکند که در طراحی، صدور فرمان یا اجرای سیاستهای ظالمانه نقش داشتهاند، نه یک قوم بهصورت کلی.
وی افزود اقوام از نظر حقوقی شخصیت واحد، اراده مشترک و سازوکار مشخص تصمیمگیری و پاسخگویی ندارند و بنابراین مشخص نیست یک فرد یا گروه از چه طریق میتواند خود را نماینده میلیونها نفر بداند و از طرف آنان عذرخواهی کند.
بدرود در عین حال تأکید کرد که یک روشنفکر میتواند در جایگاه شخصی خود مظالم تاریخی را محکوم کند، با قربانیان همدردی داشته باشد و بابت نقش یا سکوت خودش عذرخواهی کند، اما این موضوع با عذرخواهی از جانب یک قوم تفاوت دارد.
وی در پایان گفت که به رسمیت شناختن مظالم تاریخی علیه هزارهها ضروری است، اما عذرخواهی «قوم از قوم» از نظر مسئولیت، صلاحیت نمایندگی و اصول عدالت انتقالی محل اشکال جدی است.
در مقابل، عبدالله حارث، از دیدگاه مهدی دفاع کرده و گفت باید میان مسئولیت کیفری و مسئولیت تاریخی و اخلاقی تفاوت گذاشت. وی افزود هیچ پشتون امروزی صرفاً به دلیل پشتون بودن مسئول اعمال عبدالرحمن خان نیست، اما این موضوع مانع از آن نمیشود که نخبگان امروز جنایات تاریخی را به رسمیت بشناسند و از توجیه یا قهرمانسازی عاملان آن خودداری کنند.
حارث با اشاره به نمونههایی از عذرخواهی دولتها در قبال جنایات تاریخی در آلمان، کانادا و استرالیا، گفت چنین عذرخواهیهایی به معنای مجرم دانستن نسل امروز نیست، بلکه نشانه فاصله گرفتن از گذشته و به رسمیت شناختن رنج قربانیان است. اینگونه عذرخواهیها جنبه سمبولیک داشته و بیشتر بر آشتی اقوام و پذیرش اشتباهات گذشته اشاره دارند.
«عبور از مسعود و مزاری» یا عبور از خاطرات تلخ؟
در بخش دیگری از واکنشها، سخنان مهدی درباره احمدشاه مسعود و عبدالعلی مزاری نیز محل بحث قرار گرفته است.
حسین شفایی با دفاع از سخنان مهدی گفت منظور از عبور از مسعود و مزاری، جلوگیری از تبدیل اختلافات گذشته به زخمهای دائمی میان نسلهای امروز است.
وی افزود مسعود و مزاری برای بخش بزرگی از هواداران خود به نمادهای تاریخی تبدیل شدهاند و گاهی این نمادها چنان بزرگ شدهاند که امکان نقد تاریخی آنها دشوار شده است.
شفایی تأکید کرد تاجیکها و هزارهها با وجود تفاوتهای هویتی، «سرنوشت تاریخی و دردهای مشترک» دارند و باید به جای بازتولید مناقشات گذشته، بر همزیستی و منافع مشترک آینده تمرکز کنند.
نجیب سلام نیز در واکنشی جداگانه گفت مناقشات دهه ۷۰ صرفاً یک جنگ شخصی میان مسعود و مزاری نبود، بلکه در بستر ائتلافهای پیچیده داخلی و مداخلات منطقهای شکل گرفت. وی افزود تاجیکها و هزارهها باید با درک دقیق شرایط آن دوره، از زخمهای گذشته عبور کنند و به منافع مشترک آینده بیندیشند.
کاربران و فعالان اجتماعی؛ از هشدار درباره قومگرایی تا دفاع از اتحاد ملی
یونس نگاه، نویسنده و فعال اجتماعی، سخنان مهدی را دارای نشانههایی از «تبعیض» دانست و گفت برخی هزارهها به دلیل مواضع ضدپشتونی مهدی از او حمایت میکنند، اما در عین حال باید نسبت به نگاه او به مسئله هویت و تعلق قومی نیز حساس باشند.
وی با اشاره به دیدگاه مهدی درباره عبدالله عبدالله گفت اگر فارسی و هویت فارسیزبان میتواند یک چتر فراقومی باشد، نباید افراد به دلیل پیشینه خانوادگی و قومی خود «بیگانه» تلقی شوند.
نگاه تأکید کرد راه حل افغانستان، دوری از قومگرایی، دفاع از حقوق برابر همه شهروندان و مقابله با استبداد و تبعیض بدون تفکیک قومی است.
در همین حال، خالق کریمی بر ضرورت همکاری میان هزارهها و تاجیکها تأکید کرد و گفت تهدیدهای مشترک علیه هویت، زبان، فرهنگ و سرزمین اقوام غیرپشتون میتواند زمینهای برای همکاری آنان ایجاد کند.
وی افزود اتحاد سیاسی و اجتماعی میان گروهها معمولاً بر اساس منافع و تهدیدهای مشترک شکل میگیرد و از این منظر، تاجیکها و هزارهها نیز میتوانند با وجود اختلافات تاریخی، برای حفظ منافع مشترک خود همکاری کنند.
هاشم حبیبزاده، کاربر فیسبوک نیز با انتقاد از مواضع مهدی گفت هیچ قومی را نمیتوان بهصورت مطلق قربانی یا مجرم دانست و همه اقوام افغانستان در دورههای مختلف تاریخ، هم تجربه ظلم داشتهاند و هم در منازعات کشور نقش داشتهاند. وی افزود به جای نسبت دادن جنایتها به اقوام، باید بر کنار آمدن، برابری و احترام متقابل تأکید شود.
معشوق رحیم، کاربر فیسبوک نیز ضمن پذیرش جنایات و سرکوبهای گسترده دوران عبدالرحمن خان، گفت نمیتوان مسئولیت اقدامات یک حاکم را به تمام افراد یک قوم در نسلهای بعدی نسبت داد.
وی تأکید کرد که باید میان «عذرخواهی قومی» و «مسئولیت تاریخی» تفاوت گذاشت و میتوان همزمان دو واقعیت را پذیرفت؛ هزارهها در دوره عبدالرحمن خان قربانی سرکوب گسترده شدند، اما پشتونهای امروز نیز صرفاً به دلیل تعلق قومی، مسئول آن جنایات نیستند. با اینحال پذیرش جنایات عبدالرحمن خان و اعلام برائت و عدم حمایت از آن، میتواند گامی مثبت برای وحدت و همدلی میان اقوام افغانستان باشد.
در سوی دیگر، بهزاد هروی، فعال فرهنگی نیز گفت اگر قرار است عذرخواهی صورت گیرد، باید عاملان ظلم از قربانیان عذرخواهی کنند، نه اینکه یک قوم از قوم دیگر عذر بخواهد.
وی افزود افغانستان زمانی میتواند از چرخه نفرت و انتقام عبور کند که «جنایتکار، هر که هست، پاسخگو باشد» و هیچ قومی به دلیل قومیت خود مجرم یا بیگناه تلقی نشود.








