به گزارش ایراف، تعطیلی یا توقف فعالیت رسانهها در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، دیگر به یک یا دو مورد محدود نیست، بلکه در ماههای اخیر، تلویزیون تمدن، تلویزیون راه فردا و رادیو صدای اصلاح با فشار، توقف نشرات یا مسدودشدن دفاتر خود روبهرو شدهاند؛ روندی که منتقدان آن را بخشی از سیاست طالبان برای کنترل فضای افکارعمومی، حذف رسانههای مستقل و محدودکردن صداهای مخالف میدانند.
در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، رسانهها بیش از آنکه با مشکلات حرفهای دستوپنجه نرم کنند، با مجموعهای از محدودیتهای حقوقی، امنیتی و سیاسی مواجهاند. در تازهترین موارد، نیروهای طالبان دفتر تلویزیون «راه فردا» در کابل را بستند و پخش برنامههای رادیو «صدای اصلاح» را نیز متوقف کردند؛ اقداماتی که تنها چند ماه پس از توقف فعالیت تلویزیون «تمدن» و در شرایطی رخ میدهد که فشار بر رسانههای فعال در افغانستان افزایش یافته است.
رادیو «صدای اصلاح» اعلام کرده است که پس از نزدیک به ۱۸ سال فعالیت رسانهای، نشرات این رسانه متوقف و دفتر آن از سوی هیأتی از وزارت عدلیه طالبان مسدود و مهر و موم شده است. بر اساس اعلام این رادیو، وزارت عدلیه طالبان درباره جواز فعالیت و نام رسانه ملاحظاتی مطرح کرده و فعالیت آن تا زمان رفع این ملاحظات متوقف شده است.
در مورد تلویزیون «راه فردا» اما ماجرا پیچیدهتر است. این تلویزیون که از رسانههای شناختهشده در میان جامعه شیعه و هزاره افغانستان است، پیش از این نیز در سال جاری متوقف شده بود. طالبان در ماه فوریه فعالیت این رسانه را متوقف و جواز مالک پیشین آن، محمد محقق، را لغو کردند. در ماه ژوئن، راه فردا با تغییر مالکیت و دریافت جواز جدید اجازه فعالیت دوباره پیدا کرد؛ اما حالا پس از مدت کوتاهی، دفتر این رسانه مسدود شده و گزارشهایی از توقیف و مصادره اموال نیز به گوش میرسد.
کمیته حفاظت از خبرنگاران با اشاره به این روند گفته است که تعطیلی دوباره راه فردا و بازداشت سلمان اخلاقی، مالک جدید این رسانه، نشان میدهد طالبان در پی از بین بردن بخش باقیمانده رسانههای مستقل افغانستان هستند. این نهاد همچنین نسبت به افزایش فشار بر رسانههایی که مخاطبان اصلی آنها جامعه شیعه و هزاره افغانستان هستند، ابراز نگرانی کرده است.
از «پرونده حقوقی» تا فشار سیاسی
طالبان در برخورد با رسانهها معمولاً دلایل متفاوتی را مطرح میکنند؛ از نداشتن جواز و مسائل حقوقی گرفته تا تخلف از مقررات رسانهای، مسائل مالی یا وابستگی سیاسی. اما در برخی موارد، زمانبندی اقدامات و سابقه رسانهها نشان میدهد که مسئله صرفاً اداری نیست، بلکه طالبان به گونهای سلیقهای و بر اساس پیشفرضهای خود نسبت به رسانهها اقدام میکنند.
در مورد راه فردا، نخستین توقف فعالیت این رسانه در سال ۲۰۲۶ پس از اظهارات محمد محقق درباره درگیریهای طالبان و پاکستان رخ داد. سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان اعلام کرده بود که رسانه وابسته به محقق تعطیل و داراییهای آن ضبط شده است.
این موضوع نشان میدهد که برای طالبان، مرز میان «رسانه» و «صاحب رسانه» چندان روشن نیست. رسانهای که مالک یا مدیر آن سابقه سیاسی داشته باشد، حتی اگر در چارچوب حرفهای رسانهای فعالیت کند، میتواند بهعنوان امتداد یک جریان سیاسی تلقی شود.
این برداشت در مورد تمدن نیز اهمیت دارد. تلویزیون تمدن که از رسانههای باسابقه افغانستان و از مهمترین رسانههای شیعی این کشور بود، در سال جاری با توقف فعالیت مواجه شد. طالبان در توضیح اقدام خود موضوعاتی مانند وضعیت حقوقی و مالکیت برخی نهادهای مرتبط با این مجموعه را مطرح کردند؛ موضوعی که همزمان با فشار بر مجموعه آموزشی و مذهبی خاتمالنبیین مطرح شد.
تعطیلی رسانهها را نمیتوان جدا از سیاست کلی طالبان در قبال نهادهای اجتماعی، مذهبی، آموزشی و فرهنگی بررسی کرد. در پرونده تمدن، رسانه تنها یکی از اجزای مجموعهای بود که طالبان نسبت به فعالیت نهادهای وابسته به آن حساسیت نشان دادند. تلویزیون تمدن، دانشگاه و حوزه علمیه خاتمالنبیین که مجموعهای آموزشی و رسانهای هستند، در مدت کوتاهی و به بهانههای مختلف مسدود و متوقف شدند.
نکته حائز اهمیت این است که در پرونده تلویزیون تمدن، طالبان بدون طی کردن روند حقوقی و قضایی، اقدام به توقیف و مسدود کردن دفتر این رسانه کردند.
چرا رسانهها برای طالبان مهماند؟
رسانه در هر نظام سیاسی یکی از مهمترین ابزارهای شکلدهی به افکار عمومی است. در افغانستان نیز تلویزیون و رادیو، بهویژه در مناطقی که دسترسی به اینترنت محدود است، همچنان نقش مهمی در اطلاعرسانی و شکل دهی به افکارعمومی دارند.
از همین رو، کنترل و نظارت بر رسانهها برای حکومتی مانند طالبان که میخواهد افکارعمومی را در اختیار خود داشته باشد، امری مهم و ضروری است. از سوی دیگر کارشناسان میگویند که نحوه برخورد طالبان با رسانههایی که متعلق به جامعه شیعیان هستند، بمراتب شدیدتر از سایر رسانهها است. آنچه شایبه برخورد مذهبی و قومی را پررنگ میکند، برخورد قهرآمیز حکومت، به خصوص وزیر عدلیه با مجموعهها و رسانههای شیعیان است.
طالبان پس از بازگشت به قدرت در اوت ۲۰۲۱، بهجای حذف کامل رسانههای خصوصی، تلاش کردند فعالیت آنها را در چارچوب مقررات و خطوط قرمز جدید کنترل کنند. در این دوره، رسانهها با مجموعهای از دستورالعملهای محتوایی، محدودیت در مصاحبه با مخالفان، فشار بر خبرنگاران و محدودیتهای مربوط به انتشار تصاویر و برنامههای تلویزیونی مواجه شدهاند.
در چنین شرایطی، تعطیلی یک رسانه تنها به معنای خاموششدن یک شبکه یا فرستنده نیست؛ بلکه پیام آن به سایر رسانهها نیز منتقل میشود: رسانهای که از خطوط تعیینشده عبور کند، ممکن است با توقف فعالیت، لغو جواز، بازداشت کارکنان یا ضبط تجهیزات مواجه شود.
به همین دلیل، بسیاری از رسانهها برای ادامه فعالیت، ناچار به خودسانسوری شدهاند. در نتیجه حتی رسانهای که رسماً تعطیل نشده، ممکن است بخشی از کارکرد حرفهای خود را از دست داده باشد یا به نحوی تلاش کند در راستای اهداف طالبان، محتوای خود را تولید کند. بسیاری از رسانهها برای ادامه فعالیت خود، ناچارند به نوعی محتوای خود را با اهداف و رویکردهای طالبان، همسو نشان دهند، با اینحال در برخی موارد این همسویی نیز کافی نیست و به نظر میرسد طالبان با اصل حضور رسانهها مشکل دارند نه روش کار و فعالیت آنها.
جامعه شیعه و هزاره؛ یک نقطه حساس
در میان موارد اخیر، تعطیلی راه فردا و تمدن از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا هر دو رسانه در میان جامعه شیعه و هزاره افغانستان جایگاه قابل توجهی داشتهاند و در مدت کوتاهی بدون طی کردن مراحل قضایی، مسدود شده و مسئولانشان بازداشت شدهاند.
راه فردا از سال ۲۰۰۷ فعالیت خود را آغاز کرد و از رسانههایی بود که مخاطبان گستردهای در میان هزارهها و شیعیان داشت. توقف دوباره این رسانه در سال جاری، از نگاه نهادهای مدافع آزادی رسانهها، بخشی از فشار گستردهتر بر رسانههای متعلق یا مرتبط با شیعیان است.
در مورد تمدن نیز همزمانی توقف فعالیت رسانه با محدودیتهایی که علیه مجموعه خاتمالنبیین اعمال شد، حساسیتها را بیشتر کرد. شورای علمای شیعه افغانستان نیز پیشتر خواستار ازسرگیری پخش تمدن و پایان محدودیتها علیه مراکز مذهبی و آموزشی شیعی شده بود. این در حالی است که مجموعه تلویزیون تمدن، ازجمله رسانههایی است که بر تولید و پخش محتوای اسلامی و دینی مشهور است.
از این رو، مسئله رسانه در این موارد فقط آزادی مطبوعات نیست؛ بلکه به مسئله نمایندگی اجتماعی نیز مربوط میشود. وقتی رسانههای متعلق به یک جامعه تعطیل یا محدود میشوند، بخشی از ظرفیت آن جامعه برای بیان مطالبات، روایت رویدادها و حضور در فضای عمومی نیز کاهش مییابد.
«صدای اصلاح»؛ نمونهای متفاوت
اما توقف رادیو صدای اصلاح نشان میدهد که فشار بر رسانهها صرفاً به رسانههای شیعی یا سیاسی محدود نیست.
این رادیو نزدیک به ۱۸ سال در افغانستان فعالیت کرده بود و طالبان در تازهترین اقدام، با استناد به ملاحظات مربوط به جواز و نام رسانه، فعالیت آن را متوقف کردند.
این مسئله نشان میدهد که حتی رسانهای با سابقه طولانی فعالیت نیز برای ادامه کار، به تأیید و پذیرش ساختارهای جدید طالبان وابسته است.
افغانستان و تعطیلی رسانهها
تعطیلی راه فردا، تمدن و صدای اصلاح در شرایطی رخ میدهد که رسانههای افغانستان طی پنج سال گذشته با بحران جدی مواجه بودهاند. مشکلات اقتصادی، کاهش درآمدهای تبلیغاتی، مهاجرت خبرنگاران، محدودیتهای امنیتی و فشارهای سیاسی، بسیاری از رسانهها را به تعطیلی یا کاهش فعالیت وادار کرده است.
در همین حال، خبرنگاران نیز همچنان با خطرات امنیتی روبهرو هستند. در سالهای حاکمیت طالبان، بارها خبرنگاران مستقل و وابسته به رسانهها بدون داشتن جزم مشخص، بازداشت و زندانی شدهاند. این شرایط بسیاری از خبرنگاران را به تغییر شغل و مهاجرت وادار کرده است.
در چنین فضایی، کاهش تعداد رسانههای فعال و خبرنگاران مستقل به معنای کاهش منابع خبری بومی برای مردم افغانستان است. هر رسانهای که تعطیل میشود، بخشی از شبکه تولید و توزیع اطلاعات از میان میرود و وابستگی مردم به منابع رسمی یا رسانههای خارج از کشور افزایش پیدا میکند.
مسئله اصلی؛ کنترل روایت
با کنار هم گذاشتن پروندههای اخیر، یک الگوی مشخصتر نمایان میشود: طالبان تلاش دارند فضای رسانهای افغانستان را در چارچوبی تعریف کنند که در آن رسانه باید با سیاستهای حکومت سازگار باشد، از نقدهای حساس سیاسی فاصله بگیرد و در موضوعات اجتماعی و مذهبی نیز مقررات مورد نظر حکومت را رعایت کند.
روند تعطیلی یا محدودسازی تمدن، راه فردا و صدای اصلاح نشان میدهد که موضوع فراتر از چند پرونده اداری است. در این میان، اتهامهای مربوط به جواز، مالکیت یا وابستگی سیاسی، در کنار فشارهای محتوایی و امنیتی، مجموعهای از ابزارها را برای کنترل رسانهها شکل داده است.
در واقع هدف اصلی طالبان از بستن و محدود کردن رسانهها، ایجاد یک روایت یکدست از فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. روایتی که مورد نظر حاکمیت طالبان باشد و در ان هیچ صدای مخالفی وجود نداشته باشد.







